
چگونه میتوانم در ایمان خود رشد کنم؟
7 اکتبر 2025
چرا شام خداوند، ابزاری برای فیض است؟
14 اکتبر 2025شاگردسازی در خانواده
هیچ کلامی از کتابمقدّس که در مورد شاگردسازی سخن میگوید، شایستهی توجهی فراتر از فرمانِ بزرگ نیست. این فرمان یا حکم به شاگردان داده شده است (متی ۲۸: ۱۶) تا شاگرد بسازند (متی ۲۸: ۱۹‐۲۰). و عیسی «چگونگی» آن را مشخص میکند: تعمید مسیحی و تعلیم کتابمقدّسی. قبل از آنکه والدینی برای تربیت فرزند خود کاری انجام دهد، بهخوبی انجام میدهد که به طرحِ مسیح برای شاگردسازی توجه نماید. تربیت مسیح باید مشخصهی خانههای ما باشد. این مطمئناً شامل تربیت فرزندان در اصطلاحاتی است که اغلب به آن میاندیشیم (امثال ۱۳: ۲۴؛ ۱۹: ۱۸؛ ۲۲: ۱۵؛ ۲۳: ۱۳‐۱۴؛ ۲۹: ۱۵‐۱۷)، امّا همچنین خواستار تلاش بسیار بیشتری از والدین است.
بدون یک خوانشِ متفکرانه از امثال سلیمان در بستر کل کتابمقدّس، ما میتوانیم (و اغلب چنین میشود) به رفتارگرایی سقوط کنیم، یک رویکرد روانشناختی غیردینی که یادگیری انسان را صرفاً مسئلهای از شرطیسازیِ پاسخها میبیند. امّا مسیح به ما تعلیم میدهد که ما و فرزندانمان فراتر از این هستیم. ما دلهایی داریم، مراکز روحانی وجودمان، که رفتارهای ما از آنها جاری میشود: «دل خود را به حفظ تمام نگاهدار، زیراکه مخرجهای حیات از آن است» (امثال ۴: ۲۳؛ مقایسه با متی ۱۲: ۳۳‐۳۵؛ ۱۵: ۱۰‐۲۰؛ لوقا ۶: ۴۳‐۴۵). کتابمقدّس همچنین تعلیم میدهد که دلهای ما در فساد زاده شدهاند: «اینک، در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید» (مزامیر ۵۱: ۵؛ رومیان ۵: ۱۲)، بنابراین اعضای خانواده—هم والدین و هم فرزندان—در نهایت نیاز دارند که مشکلاتشان از درون حل شود.
این امر، والدین را به فرمانِ بزرگ بازمیگرداند. نیاز اساسی شاگردسازی، یک دلِ تازه است که از گناه پاک شده باشد. تنها مسیح میتواند این کار را به انجام رساند. خداوند، که از طریق نبی حزقیال سخن میگوید، اعلان میدارد: «و آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد. و شما را از همه نجاسات و از همه بتهای شما طاهر خواهم ساخت. . . [و] دل نو به شما خواهم داد، . . . و روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به سلوک در فرایض خود وامیدارم و احکام مرا نگاه داشته، آنها را بجا خواهید آورد» (حزقیال ۳۶: ۲۵‐۲۷). ارتباط با تعمید در فرمانِ بزرگ بدیهی است. خواه کسی تعمیدِ ایمانداران (credobaptism) را تأیید کند یا تعمیدِ نوزادان (paedobaptism)، همه موافقند که تعمید کاری است که برای شما انجام میشود، نه کاری که شما برای خودتان انجام میدهید. این یک نشانهی بیرونی است که به ضرورت کار روحالقدس اشاره دارد. والدین مسیحی باید این را بدانند: هیچ شاگردسازی حقیقی جدا از دگرگونیِ دل بهدست نمیآید. نقطهی آغاز شاگردسازی برای فرزندانمان را نمیتوان از تعمید جدا کرد.
با انتظار کارِ خداوند برای ایجاد یک دگرگونیِ دل در فرزندانشان، والدین میتوانند به کار «و ایشان را تعلیم دهید که همهی اموری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند» (متی ۲۸: ۲۰) ادامه دهند. باز هم، این صرفاً انطباق رفتاری در کودکان خردسال نیست. والدین بهدرستی فرزندان خود را با پیامدهای مناسب برای بیاحترامی، خشونت ناروا، بیاخلاقی جنسی، دزدی، دروغگویی و نارضایتی تربیت میکنند؛ و چنین تربیتی شامل کلام توبیخ نیز خواهد بود: «چوب و تنبیه، حکمت میبخشد، امّا پسری که بیلگام باشد، مادر خود را خجل خواهد ساخت» (امثال ۲۹: ۱۵). امّا شریعت همچنین دارای یک لوح نخست خدا-محور است (چهار فرمان اول، خروج ۲۰: ۲‐۱۱).
والدین باید «همهی اموری را که به شما حکم کردهام» در آغوش بگیرند. این شامل فراخوان مسیح برای وفاداری تزلزلناپذیر («عیسی بدو گفت، من راه و راستی و حیات هستم»؛ یوحنا ۱۴: ۶؛ مقایسه با لوقا ۱۰: ۲۷) بههمراه انکارِ خود و محبت به دیگران («اگر کسی خواهد متابعت من کند، باید خود را انکار کرده و صلیب خود را برداشته، از عقب من آید»؛ متی ۱۶: ۲۴؛ «همسایهی خود را مثل خود محبّت نما»؛ متی ۲۲: ۳۹)، خوشابهحالها («خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است»؛ متی ۵: ۳‐۱۲)، اولویت دادن به رفاه روحانی نسبت به مادی (۱ تیموتائوس ۶: ۱۷‐۱۸)، و کلیسا-محور بودن (۱ پطرس ۴: ۸؛ ۱ یوحنا ۴: ۷؛ ۲ تیموتائوس ۲: ۲۲) است. شاگردسازی در این حوزهها صرفاً چوب و توبیخ نیست، بلکه پرورش خویشتنداری، تعالی حکمت، جستجوی فرصتهای خدمت، تشویق به خطرپذیری، تسلّی در ناامیدی، جهتدهی مجدد در هنگام گمراهی، و اعطای آرامش است. در تعلیم دوازده شاگرد، عیسی هر یک از اینها را بهعنوان جنبهای از برنامهی خود گنجاند. این یک رویکرد یکسان برای همه نبود. در عوض، شامل آگاهی موقعیتی و وضعیتی از ظرفیتها، تمایلات گناهآلود، تعهدات و دگرگونی کسانی بود که او آنها را در راهی که باید بروند، تربیت میکرد.
این خواستهی زیادی از والدین است. اگر واقعبینانه باشیم، این فراتر از آن چیزی است که آنها بهتنهایی قادر به انجامش هستند. امّا خدا بهلطف آنچه را که والدین کم دارند در کلیسای خود تأمین کرده است. شاگردسازی جامع خانوادگی به معنای یک کلیسا-محور بودنِ ریشهای است که وسیلههای عادیِ فیض را در اولویت قرار میدهد: کلامِ موعظهشده، دعا، و آداب مقدّس (همچنین انضباط کلیسایی). پدری که کلیسا را برای خانوادهاش در اولویت قرار نمیدهد، کسانی را که تحت مراقبت او هستند، از کلامِ حیاتبخش و یک فضای مبارک برای تقدّس محروم میکند. او تمام فرامین «یکدیگر را...» عهدجدید در نامهها به کلیساها را به تمسخر میگیرد. خواه این کار را بهدلیلِ تنبلی زیاد یا «حکیم» بودن زیاد انجام دهد، باید بداند که حق ندارد به برکت برای خود یا خانوادهاش از طریق جدایی از صالحان امیدوار باشد. او با انتخاب خود، چیزی کمتر از یک شاگرد مسیح تولید میکند، همان مسیحی که کلیسا را محبت نمود و «خویشتن را برای آن داد» (افسسیان ۵: ۲، ۲۵).
البته، هیچ کلیسایی کامل نیست، امّا برخی کلیساها بهتر از دیگران هستند (مکاشفه ۲‐۳). یک جماعت محلی که به خوبی انتخاب شده باشد و عبادت جمعی در روز خداوند داشته باشد، هم تعمید و هم کلامِ موعظهشده را فراهم میکند، و همچنین فرصتهای متعددی برای خدمت به خدا و همسایه، میراندنِ خود نسبت به گناه، و جهتدهیِ مجددِ اولویتها را مهیا میسازد. از طریق تعلیم مسیحی، کل خانواده حقیقت را از صداهای اضافی خواهند شنید که میگویند: «راه این است، در آن سلوک بنما هنگامیکه به طرف راست یا چپ میگردی» (اشعیا ۳۰: ۲۱). شراکتِ یکشنبه به کسانی که در تلاش برای قدم زدن با مسیح در این دنیا هستند، کمک میکند تا احساس «جنون» کمتری داشته باشند و شاگردسازی را بسیار عادیتر میکند. شاگردسازی بهعنوان یک فرمان جمعی داده شده است، و در یک بستر جمعی بهبهترین شکل به انجام میرسد. انضباط روحانی زندگی در کلیسا تنها بخش شاگردسازی خانواده نیست، امّا اساسیترین بخش آن است.

