درس ۷: تعمید یافته در مسیح
خب، حالا در مجموعهی درسهای اتحاد با خداوندمون عیسی مسیح به وسط راه رسیدیم؛ و شاید این جای خوبی برای یادآوری به خودمون باشه که در این مجموعه درسها دنبال چی هستیم.
در ابتدا دیدیم که پولس رسول مکرراً از عبارت «در مسیح» استفاده کرد. در واقع، از این اصطلاح و «در خداوند» و شکلهای مختلفِ این اصطلاح در بیش از صد و شصت مورد استفاده میکنه؛ یعنی بهطور متوسط، هر چند آیه یکبار، پولس رسول دربارهی «در مسیح» بودن صحبت میکنه. ولی نمیدونم با من موافقید که میگم به نظرم خیلی از مسیحیان کتابمقدسشون رو سالهای زیادی مطالعه کردند و هرگز متوجه نشدند که این موضوع چقدر مُهمه؛ اما وقتی متوجه میشید که این موضوع خیلی فراگیره؛ مخصوصاً در مورد پولس رسول؛ بعد وقتی به این موضوع پی میبرید، نمیتونید هر بار که یکی از نامههاش رو میخونید، به این موضوع توجه نکنید. این برای او خیلی مهم بود.
ما فقط با نگاهی به نامهاش به افسسیان دیدیم که کل افسسیان، بهنوعی وابسته به این تعلیمه که ایمانداران مسیحی با مسیح متحد شدند و بعد کمی بیشتر بررسی کردیم که چطور پولس اینو کشف کرد و من پیشنهاد کردم که در واقع، اولین سرنخِ واقعی و آگاهانهی این موضوع، در جادهی دمشق بود؛ وقتی به استیفان جفا رسوند و به مسیحیان دیگه جفا میرسوند، خداوند عیسی گفت، «برای چه بر من جفا میکنی؟» انگار عیسی بهش میگفت، «من خودم رو جدا از قومَم نمیدونم؛ چون قوم من با من متحد شدند.»
و بعد در ادامه، ابعاد این اتحاد رو دیدیم. ریشهاش در اَبَدیته. این در اتحاد مسیح با ما، در تجسم بهثمر میرسه و بعد وقتی «در او» ایمان میآریم، این موضوع شخصی میشه. پولس رسول از این حرف اضافه استفاده میکنه، نهفقط «بر خداوند عیسی»، اگرچه این کار رو میکنه، بلکه «در»؛ ما «در خداوند عیسی مسیح» ایمان داریم. کل تاریخ، بهنوعی داستان کسانیه که در آدم اول بودند و کسانی که با فیض، با آدم آخر، خداوند عیسی مسیح هستند، تا در او، نجاتدهندهی قیام کردهمون، عضو خلقت تازه بشیم. ما با خدا آشتی کردیم. ما در مسیح خلقت تازهایم؛ اما فراتر از این، انگار به دنیای جدیدی قدم گذاشتیم.
شاید فکر کنیم عیسی در صبح روز قیام از قبر بیرون اومد و گفت، «این یه یک قدم کوچیک برای انسانه، اما یه جهش بزرگ برای کسانیه که با این مرد، عیسی مسیح متحد شدند.» همونطور که دیدیم، همهی اینها بهطور مختصر در غلاطیان باب ۲، آیهی ۲۰ به ما میرسه، «با مسیح مصلوب شدهام ولی زندگی میکنم لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی میکند.» پولس رسول بهسادگی با استفاده از این چند پیش فرض، بهطور مختصر به ما میگه چقدر شگفتانگیزه که بدونیم با خداوند عیسی مسیح در اتحادیم.
این صرفاً یک مقدمهاس و در واقع، وقتی به پایان درسهامون میرسیم، به نظرم احساس میکنیم که این هنوز صرفاً مقدمهای برای موضوع بسیار بزرگ در عهد جدیده؛ اما میخوام در درسهای بعدی بر چیزی تمرکز کنیم که به نظرم، احتمالاً دو آیهی مهمه که به تفکرمون دربارهی اتحاد با مسیح کمک میکنه.
اولیش در رومیان باب ۶، آیات ۱ تا ۱۴ هست؛ رومیان باب ۶، آیات ۱ تا ۱۴. این آیه خیلی خیلی مهمه. به نظرم، همهی ما ایمانداران مسیحی، باید یه شناخت و آگاهی کاربردی از رومیان ۶، آیات ۱ تا ۱۴ داشته باشیم؛ چون این برای ما از اهمیت شبانی برخورداره. یعنی درک این باب در کتاب مقدس، آسون نیست.
یادمه سالها پیش، دربارهی مردی خوندم که به اتاق گردهمایی کلیسای وستمینستر در لندن رفت؛ جایی که دکتر مارتین لوید جونز، سالها خادمِش بود؛ بدون شک، او در دورهی من، بزرگترین واعظِ انگلیس بود. او به دکتر لوید جونز گفت، «کی میخوای یه مجموعه دربارهی رومیان شروع کنی؟» دکتر لوید جونز که مرد خیلی توانمندی بود، به او گفت، «وقتی بتونم رومیان ۶ رو درک کنم، این کار رو شروع میکنم.» «وقتی بتونم رومیان ۶ رو درک کنم، این کار رو شروع میکنم.» ما باید این کار رو بکنیم. حداقل باید شروع کنیم اونو درک کنیم؛ چون این شامل نکات اصلی تعلیم پولس دربارهی اتحاد با خداوند عیسای مسیحه.
اولین چیزی که میخوام بهش توجه کنید، اینه که او این موضوع رو با صحبت دربارهی تعمید معرفی میکنه. باب ۶، آیهی ۳، «یا نمیدانید که جمیع ما که در مسیح عیسی تعمید یافتیم، در موت او تعمید یافتیم؟» انگار که در اینجا داره میگه، «آیا مفهوم تعمید رو درک نمیکنید؟» یا به عبارت دیگه، «آیا واقعاً مفهوم مسیحی بودن رو درک نمیکنید؟ آیا واقعاً مفهوم مسیحی بودن رو درک نمیکنید؟»
و بقیهی آیه، تفسیرِ اتحاد با مسیحه. انگار به ما میگه، «اگه میخواید بدونید بهعنوان مسیحی، چی و کی هستید؛ قطعاً باید بهنوعی، افتخارِ اتحاد با خداوند عیسی مسیح رو داشته باشید.»
حالا یادتونه این باب چطوری شروع شد، «پس چه گوییم؟» یعنی «در مورد چیزی که الان گفتم، چی بگیم؟»
قبل از این، به رومیان ۵: ۱۲-۲۱ نگاه کردیم که بهطرز شگرفی به پایان میرسه: آدم، گناه رو میآره. مسیح، عدالت رو میآره. آدم، سقوط رو میآره. مسیح، نجات رو میآره؛ و پولس این جملهی بیباکانه رو میگه. او میگه، «گناه در موت سلطنت کرد، همچنین فیض نیز سلطنت نماید به عدالت برای حیات جاودانی.» اما موضوع شگفتانگیز اینه, «جایی که گناه زیاده گشت، فیض بینهایت افزون گردید.» جایی که گناه زیاد میشه، فیض بسیار زیاد میشه.
و میتونید یه انسان بدبین رو تصور کنید که در ردیف عقب نشسته و به موعظهی پولس گوش میده و میگه، «یه سؤال دارم. حرف شما این مفهوم رو میرسونه که هر چی گناه بیشتر باشه، فیض بیشتره؛ پس ما هر چی بیشتر گناه کنیم، خدا فیضاش رو بیشتر نشون میده. پس چرا نباید به گناه کردن ادامه بدیم تا فیض بیشتر بشه؟» این سؤال رو در آیهی ۱ میپرسه، «آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟»
من میخوام مثلِ پولس رسول به این سؤال جواب بدم. میتونید ببینید که چرا این سؤال ایجاد شد. گناهِ بیشتر، فیضِ بیشتر؛ بنابراین، به گناه کردن ادامه میدیم؛ چون باعث میشه خدا فیض بیشتری نشون بده.
در واقع، پولس متهم به چنین تعلیمی بود. در واقع در باب ۳، آیهی ۸ به این اشاره میکنه. دربارهی این صحبت میکنه که مردم میگن این تعلیمِ او بود؛ و ما میتونیم اطاعت رو نادیده بگیریم و ضرورتاً برای خشنودی خودمون زندگی کنیم. مردم اینطوری موعظهی او رو شنیدند، آزادی فیض خدا برای گناهکاران.
جالبه که این یکی از اتهامات علیه اصلاحگرایان بود؛ مارتین لوتر، جان کلوین و اصلاحگرایان دیگه. مخالفین، اینو به اونها میگفتند. اگه فیض آزاد در عیسی مسیح، عادلشمردگی فقط بهوسیلهی فیض، از طریق ایمان به مسیح رو تعلیم بدی، مردم اونو میگیرن و هر طور که بخوان زندگی میکنن؛ و این واقعاً نشونهی اصلاحگرایان اولیه بود. کسانی که ما رو به این امر متهم میکنند، واقعاً انجیل رو درک نمیکنند. این دفعهی اولی نیست که این اتهام علیه تعلیم انجیل وارد شده.
این علیه تعلیم انجیل در عهد جدید هم وارد شد؛ و بهنوعی، برهان مثبتی بر اینه که انجیلی که موعظه میکنیم، انجیل عهد جدیده.
حالا جواب پولس چیه؟ جواب پولس اینه، «آیا مفهوم تعمید رو درک نمیکنید؟ آیا نمیدونید که وقتی خداوند ما عیسی در اردن تعمید گرفت، این نمادی از تعمیدش بر روی صلیب جلجتا برای ما بود؛ او در گناهان ما تعمید گرفت، تا وقتی ما در عیسی مسیح تعمید میگیریم، در عدالت او تعمید بگیریم؟» او میگه بهطور منطقی ممکن نیست عیسی مسیح رو بپذیرید؛ با عیسی مسیح متحد بشید.
غیرمنطقیه که فکر کنید اگه در عدالت مسیح تعمید گرفتید، طوری زندگی میکنید که انگار هنوز تحت سلطهی دنیای گناهآلود هستید؛ اما او با دقت زیاد برای این موضوع دلیل میآره.
میخوام اول از همه به این توجه کنیم؛ چون به نظرم شاید مفید باشه که به مسیری که او برای توضیح این تعلیم بهکار میبره، توجه کنید. در وهلهی اول از احساسات شروع میکنه؛ و بعد از ابراز پاسخ عاطفیاش، در ادامه یه توضیح الهیاتی میده و در این جلسه به این دو موضوع خواهیم پرداخت.
بعد در آیهی ۶ تا ۱۰، یه توضیح آموزهای میده و بعد در آیهی ۱۱، کاربرد رو به ما میده؛ پیش از اینکه نهایتاً در آیات ۱۲ تا ۱۴، پند و نصیحت و اندرز به ما بده. پس اگه سرفصلهای قافیهدار رو دوست دارید؛ این شاملِ احساسات، توضیح، تفسیر، پیامد و نصیحته.
اول از همه، احساساته و میخوام یه دقیقه روی این مکث کنیم. «پس چه گوییم؟ آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟» حالا نسخهی انگلیسی استاندارد، ترجمهی بسیار صحیحی از پاسخ پولس رو بیان میکنه؛ اما کینگ جیمزِ قدیمی، قاطعانهتر میگه، اینطور نیست؟ کسانی که اونقدر مسّن هستند که ترجمهی ۱۶۱۱ رو داشته باشند؟ میگه، «خدا نَکُنه»، شما میتونید شدّتِ احساسات رو درک کنید. حالا اینجا به پاسخ پولس توجه کنید که نمیتونیم اسمِش رو پاسخ آموزهای بذاریم. در این مقطع نمیگه، «بذارید یک یه توضیح الهیاتی بدم که چرا ما این کار رو نمیکنیم.» این واکنش درونی اونه؛ و خیلی مُهمه.
ما بهدرستی یاد گرفتیم که زندگی مسیحیمون بر اساس احساساتمون نیست. بهدرستی یاد گرفتیم که تازه شدن، بهوسیلهی تغییر در احساساتمون نیست، بلکه تغییر در ادراکِمونه؛ اما نباید فراموش کنیم که وقتی پولس میگه با تازه شدنِ ذهنمون، زندگیمون تبدیل میشه؛ فقط دربارهی تبدیل مغزمون صحبت نمیکنه. فقط دربارهی وضوحِ افکارمون صحبت نمیکنه. این اشتباهِ بزرگیه؛ و در واقع، در اکثر موارد، فقط منجر به غرور میشه، «من میفهمم.» پولس دربارهی نفوذ انجیل در زندگیمون صحبت میکنه که منجر به تبدیل احساساتمون میشه.
این موضوع مُهمی در زندگی ماست. اگه والدینی هستیم که جوانانِ در حالِ رشد داریم، این برای ما خیلی مُهمه. در این عصرِ اطلاعات، یکی از ویژگیهای جوانان امروز اینه که پایهی دانششون خیلی زیاده؛ اما پایهی احساساتشون کمه؛ و ارتباط بینِ محتوای رشدشون در دانش و محتوای رشدشون بهعنوان یک انسان قطع شده؛ باید محتوای واکنش عاطفیشون نسبت به زندگی، با دانششون هماهنگ بشه؛ و میبینید که این میتونه در زندگی مسیحیمون هم صدق کنه.
اینجا مردی رو داریم که بعد از سالها نفوذِ انجیل در زندگیاش، این در واقع بر احساساتش تأثیر گذاشته. میدونید، ما همیشه مسیحیان رو ترغیب میکنیم که فکر کنند، اینطور نیست؛ اما اینجا پولس نیازی نداره که فکر کنه. تفکر دربارهی حقیقت انجیل بر تمامی ذرات وجودِش تأثیر گذاشته و بهطور غریزی از اون کنارهگیری میکنه.
نمیدونم کسی این کلام شگفتانگیزی رو که سی. اچ. اسپُرجن دربارهی جان بانیان گفت، یادشه؛ اینکه هر بخشی از وجودش رو که خراش میدادی، کتاب مقدس جاری میشد؛ هر بخشی از وجودِش رو که خراش میدادی، کتاب مقدس جاری میشد؛ و انجیل با ما این کار رو میکنه. نهتنها افکارمون رو شفاف میکنه، بلکه عمیقاً احساساتمون رو لمس میکنه و این توضیحِ موضوعی هست که شاید «سرزنش کردن» کلمهی درستی باشه؛ اما بذارید اسمِش رو «احساس» بذارم.
زندگی عاطفی پولس پاکسازی شده و با قدرت انجیل تبدیل شده؛ چون ذهناش تازه شده و به همین دلیل، این توضیح رو در آیات ۳ تا ۵ میده، «البته که ما به گناه کردن ادامه نمیدیم که فیض بیشتر بشه، مگه اینو نمیدونید؟» میبینید، این یک یه پاسخ عاطفیه، اما این پاسخ عاطفی با درک او از انجیل ایجاد شده. او بارها در این آیات به رومیان متوسل میشه، اینطور نیست؟ در آیهی ۳، «یا نمیدانید؟» بعداً در آیهی ۶، «میدانیم».
بعداً در آیهی ۱۶، «آیا نمیدانید؟» دوباره.
بهخاطر درک ما از انجیل، زندگی عاطفیمون تبدیل شده و پولس از تصویرِ تعمید استفاده میکنه. میگه، «مسیحیان روم، مگه تعمیدتون رو درک نمیکنید؟» حالا این سؤال بسیار خوبیه؛ چون اگه از افراد زیادی بپرسید که، «مفهومِ تعمیدِتون چی بود»، اونها میگن، «خب، وقتی نوزاد بودم، منو تعمید دادند»، یا چنین چیزی رو میگن، «خب، من در آبِ تعمید به دنبال عیسی رفتم.
ایمانم رو در این جلسه یا اون جلسه اعتراف کردم.» چیزی که در هر دو مورد دیده نمیشه، اینه که ما دربارهی کاری که انجام دادیم یا کاری که والدینمون انجام دادند، صحبت میکنیم. اصلاً دربارهی کاری که تعمید انجام داد؛ چیزی که تعمید گفت؛ صحبت نمیکنیم.
پولس میگه، «آیا تا حالا نشنیدید که تعمیدتون در مورد شما چه چیزی گفت؟» تعمید در عهد جدید، بر اساس کلام عیسی در متی ۲۸، جشنِ نامگذاریه. ما در این نام، تعمید یافتیم. نامی که قبلاً داشتیم، از ما گرفته شد و حالا در خانوادهی خدا قرار گرفتیم. این اسم به ما داده شد. این هویت شماست.
تعمید به ما میگه، نهتنها در عیسی مسیح بخشش گناهان رو دریافت کردیم، بلکه اتحاد با او رو هم دریافت کردیم.
پس میگه، «یا نمیدانید که جمیع ما که در مسیح عیسی تعمید یافتیم، در موت او تعمید یافتیم؟ پس چونکه در موت او تعمید یافتیم، با او دفن شدیم تا آنکه به همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست، ما نیز در تازگی حیات رفتار نماییم.»
پس ما به تعمید نگاه میکنیم. تعمید دیگران رو میبینیم و قطعاً در حالِ تماشای تعمید دیگران، با پرسش و پاسخهای مذهبی کلیسامون دلگرم میشیم و میشنویم که انجیل با نشونههای قابل رؤیت موعظه میشه و به ما یادآوری میکنه که کی هستیم. ما در مرگ مسیح در برابر سلطهی گناه مُردیم و در رستاخیز مسیح، با قدرت خدا قیام کردیم تا در تازگی حیات رفتار کنیم. این هویت ماست.
همهی چیزهایی که پولس در ادامه میگه، اگرچه همهی اینها رو زیر میکروسکوپ میذاره؛ همهی چیزهایی که در ادامه میگه، میتونه ضرورتاً اینطوری خلاصه بشه: اگه این هویت شماست، پس مطابق اون زندگی کنید. اگه این شما هستید، باید بدونید که کی هستید.
دوباره اینو میبینیم؛ آیا جالب نیست که تأکیدهایی در انجیل هست که مخصوصاً در زمانهای خاصی از تاریخ، صحیح به نظر میرسه؛ اینها همیشه مرتبط هستند؛ اما گاهی اوقات به نظر میرسه که بهطرز خاصی مرتبط هستند.
ما در زمان خاصی زندگی میکنیم. به نوجواونی فکر کنید که با وجودِ همهی فشارها و صداهایی که احاطهاش کرده و اونو صدا میکُنه، با وجودِ همهی سردرگمیهای اخلاقی و عقلانی زمانِ ما، به عیسی مسیح ایمان آورده؛ زمانی که جوانان، همونطور که چند روز پیش گفتیم؛ تشویق میشن که تصمیم بگیرند کی هستند و بگن، «من میدونم کی هستم.» از کجا میدونی کی هستی؟ خب، نشونهی ظاهریاش اینه که، «من در اتحاد و مشارکت با خداوند عیسی مسیح تعمید گرفتم.»
حالا پولس از عبارت خیلی برجستهای در این زمینه استفاده میکنه؛ شاید اینو میدونید. «پس چه گوییم؟ آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟ حاشا! مایانی که از گناه مردیم، چگونه دیگر در آن زیست کنیم؟» حالا، این عبارتِ «مایانی که»، «مایانی که»، ضمیراتصالی که پولس اینجا استفاده میکنه، ضمیراتصالی عادی نیست. شکل خاصی از اونه. شاید ما شاید بتونیم برای درکِ بهتر، اونو بهتر ترجمه کنیم. چطور ما که چنین افرادی هستیم؛ چطور ما که به دستهی افرادی تعلق داریم که بهعنوان کسانی تعریف شدیم که «در گناه مُردیم»، به زندگی در گناه ادامه بدیم؟ شما رو فقط بهعنوان یه فرد در نظر نمیگیره، «چطور من که در گناه مُردم، به زندگی در گناه ادامه بدم؟» بلکه چطور من که به دستهی افرادی تعلق دارم که در گناه مُردیم، به زندگی در گناه ادامه بدم؟
بذارید سعی کنم اینو با تجربهی شخصی سالهای گذشتهام توضیح بدم. رئیس دانشکدهی الهیاتی که من در اون تعلیم میدادم؛ این سالها پیش اتفاق افتاد؛ در محوطهی دانشکده از کنارم رد شد و بهطور اتفاقی به من گفت، «هنوز شهروند آمریکا نشدی؟» حالا بذارید کاملاً واضح بهتون بگم که شهروند آمریکا شدن، برای یه اسکاتلندی توهین محسوب نمیشه. برای کسی که اهلِ ولزه توهین محسوب نمیشه. من یه دوست صمیمی دارم که اهلِ ولزه و حالا شهروند آمریکاست.
این عملِ گناهآلودی نیست. هنوز «شهروند آمریکا نشدی؟»
گفتم، «نه». او گفت، «چرا نه؟» پاسخ غریزی من این بود که میتونی حدس بزنی که چرا نشدم. «خب، من اسکاتلندیام.» این توهین به شما آمریکاییها نیست؛ اما اگه کسی به شما بگه، «هنوز شهروند ایتالیا نشدی»؛ اگه مدتی در ایتالیا زندگی کردید، شما هم همین واکنش رو نشون میدید، «شهروند ایتالیا بشم؟ نه، من آمریکاییام.»
پولس اینجا این زبان رو بهکار میبره. من چنین کسی هستم. در عیسی مسیح، در گناه مُردم. پس چطور میتونم فکر کنم که به زندگی در گناه ادامه بدم؟ میبینید که این غریزه در من چقدر عمیق بود؟ لازم نبود به این موضوع فکر کنم. فقط اینو به زبون آوردم. احتمالاً، نباید اینو میگفتم. چرا من که اسکاتلندی هستم، باید آمریکایی بشم؟
چرا شما که در گناه مُردید، باید به این فکر کنید که به زندگی در گناه ادامه بدید، چون شما با خداوند عیسی مسیح متحد شدید.