ابتذالِ استثنایی

16 می 2026

ابتذالِ استثنایی

16 می 2026

زیرا خدا جهان را چنین محبت کرد

هر مسیحی‌ای به «کفارهٔ محدود» باور دارد. شاید این سخن برای دوستان آرمینیَن من مضحک به نظر برسد، زیرا مدت‌ها چنین تصور شده که تنها کالوینیست‌ها به آن «L» ترسناک در TULIP معتقدند. اما اگر مرگ عیسای مسیح را کفاره‌ای واقعی بدانیم (و نه صرفا امکانی بالقوه برای کفاره)، آنگاه مسئلهٔ محدودیت اجتناب‌ناپذیر خواهد بود؛ مگر آنکه کسی به دروغِ جهان‌شمول‌گرایی باور داشته باشد.

این حقیقت که مرگ مسیح واقعا برای گناهان، کفاره به جا آورد، نحوهٔ تفسیر ما از آن متون شگفت‌انگیزی را که دربارهٔ گسترهٔ عظیم عمل نجات‌بخش او سخن می‌گویند تعیین می­کند. برای نمونه، یوحنا می‌نویسد که عیسی:

«کفارهٔ گناهان ما است، و نه گناهان ما فقط،  بلکه گناهان تمامی جهان نیز» (اول یوحنا ۲:۲).

انتخاب در اینجا میان کالوینیزِم و آرمینیَنیزِم نیست، بلکه میان کالوینیزِم و جهان‌شمول‌گرایی است. اگر منظور از «جهان»، «تک­تک افرادی که تاکنون زیسته یا خواهند زیست» باشد، در آن صورت به دلیل ماهیت عینی کفاره همه نجات خواهند یافت. در این صورت هیچ گناهی بی‌کفاره باقی نمی‌ماند؛ حتی گناهِ بی‌ایمانی.

هر کس که تعالیم کتاب مقدس دربارهٔ جهنم و داوری را جدی بگیرد، هرگز جهان‌شمول‌گرایی را تایید نخواهد کرد. بنابراین، روشن است که یوحنا در اینجا «جهان» را به معنایی غیر از «تک‌تک انسان‌هایی که تاکنون زیسته­اند» به کار برده است؛ همان‌گونه که در جاهای دیگر نیز چنین می‌کند (یوحنا ۱۹:۱۴؛ ۸:۱۶؛ ۲۰:۱۸؛ اول یوحنا ۱۵:۲). دغدغهٔ یوحنا این است که اعلام کند عیسی تنها نجات‌دهنده‌ای است که جهان دارد. مرگ او مردم را، نه فقط از میان یهودیان یا آمریکایی‌ها یا هر قوم خاص، بلکه مردمانی از سراسر جهان را فدیه می‌کند.

کالوینیزِم، از یک سو ما را از بدعتِ جهان‌شمول‌گرایی و از سوی دیگر در برابر خطای کاهش دادن ماهیت عینی کفاره محافظت می‌نماید. کالوینیست باور دارد که مرگ عیسی، هر کسی را که این مرگ برای او مقرر شده بود، نجات می‌دهد. به بیان دیگر، کفاره از جهت دامنه و هدف، محدود در نظر گرفته می­شود. همهٔ کسانی که مسیح برای آنان مرد، نجات خواهند یافت.

اما آرمینیَنیزِم نمی‌تواند به‌درستی در برابر چنین خطاهایی ایستادگی کند. آرمینیَن‌ها بر این باوند که مرگ عیسی برای نجات تک‌تک انسان‌ها در طول تاریخ طراحی شده بود، بدون آنکه عملا آنان را نجات دهد. بنابراین، کفاره همهٔ کسانی را که برایشان در نظر گرفته شده بود، نجات نداد. به بیان دیگر، دیدگاه آرمینیَن، در حالی که ادعا می‌کند کفاره از جهت گستره نامحدود است، ناچار می‌شود بپذیرد که کفاره از جهت اثربخشی محدود بوده است. این دیدگاه در تحقق هدف جهانیِ خود ناکام ماند.

تفاوت این دو دیدگاه مانند تفاوت میان پلی باریک است که تمام عرض یک دره را طی می‌کند، و پلی عریض که فقط تا نیمهٔ راه امتداد دارد. عریض بودن این پل، اگر انسان را به آن سوی دره نرساند، چه اهمیتی دارد؟

همین تفاوت بود که چارلز اِسپِرجِن را واداشت استدلال کند که آرمینیَنیزِم، بسیار بیش از کالوینیزِم، کفارهٔ مسیح را محدود می‌کند. آرمینیَن‌ها می‌گویند:

«مسیح مرد تا هر انسانی بتواند نجات یابد اگر…» — و سپس شرایط خاص برای نجات ذکر می‌شود. حال چه کسی مرگ مسیح را محدود می‌کند؟ شما. شما می‌گویید مسیح به گونه­ای نمرد تا نجات هر کسی را به طور قطعی تضمین کند. وقتی می‌گویید ما مرگ مسیح را محدود می‌کنیم، ما پاسخ می‌دهیم: «"خیر، دوست عزیز، این شما هستید که چنین می‌کنید." ما می‌گوییم مسیح چنان مرد که نجات جماعتی بی‌شمار را به طور قطعی تضمین کرد؛ کسانی که به واسطۀ مرگ او نه فقط ممکن است نجات یابند، بلکه نجات یافته‌اند، باید نجات یابند، و محال است چیزی جز نجات‌یافته باشند. کفارۀ شما ارزانی خودتان؛ می­توانید آن را نگه دارید. ما هرگز به خاطر آن از کفارۀ خود دست نخواهیم کشید.»

(موعظه‌های اِسپِرجِن، جلد ۴، ص. ۲۲۸)

بسیار خب، دیدگاه «ما» در مورد کفاره که اِسپِرجِن با چنین شور و حرارتی از آن دفاع می‌کرد چیست؟ به طور مشخص، این باور که عیسی، هنگامی که خون خود را بر صلیب ریخت، واقعا همهٔ کسانی را که قصد نجاتشان را داشت، فدیه نمود.

همان‌گونه که کاهن اعظم در عهد عتیق، هنگام انجام خدمت قربانی، نام دوازده سبط اسرائیل را بر سینه‌بند خود حمل می‌کرد، کاهن بزرگ و والای ما در عهد جدید نیز، نام قوم خویش را بر قلب خود داشت هنگامی که خویشتن را به عنوان قربانی گناهان ایشان تقدیم نمود.

در یوحنا ۱۰، عیسی به‌وضوح تمرکز خاص مرگ کفاره‌آمیز خود را اعلام می‌کند. او خود را «شبان نیکو» می‌نامد که «جان خود را برای گوسفندان می‌نهد» (یوحنا ۱۱:۱۰). اندکی بعد، او توضیح می‌دهد که این گوسفندان کسانی هستند که پدر به او عطا کرده است. افزون بر این، او آشکارا به برخی از یهودیان بی‌ایمان می‌گوید:

«شما ایمان نمی‌آورید، زیرا از گوسفندان من نیستید» (یوحنا ۲۶:۱۰-۲۹).

دعای کاهنانهٔ خداوند ما در یوحنا ۱۷ نیز همین دامنۀ محدود را نشان می‌دهد. هنگامی که او خود را برای مرگ قربانی‌گونه­اش به خاطر قوم خود آماده می‌کند، به طور ویژه - و در حقیقت، منحصرا - برای آنها دعا می‌نماید. آنان کسانی‌اند که پدر از جهان به او داده است (یوحنا ۶:۱۷). بنابراین، شفاعت کاهنانهٔ او محدود به ایشان است:

«درخواست من برای آنهاست؛ من نه برای دنیا بلکه برای آنهایی درخواست می‌کنم که تو به من بخشیده‌ای، زیرا از آنِ تو هستند» (یوحنا ۹:۱۷).

غیرقابل تصور است که عیسی برای کسانی که قرار بود به جای آنان قربانی شود، دعا نکند. کسانی که برایشان دعا کرد، همان کسانی‌اند که برایشان جان داد.

آموزهٔ «کفارهٔ محدود» یا «فدیهٔ خاص»، هرگز به معنای ناکافی بودن مرگ مسیح نیست. به سبب آنکه شخص رنج­کشیده چه کسی است، مرگ عیسی دارای ارزشی نامتناهی است. قوانین دورت با تاکید فراوان این حقیقت را بیان می‌کنند و آشکارا اعلام می‌دارند که:

«مرگ پسر خدا… دارای ارزشی بی‌نهایت و کفایتی فراوان است تا گناهان تمام جهان را کفاره کند» (قوانین دورت، ۲:۳).

محدودیت در کفاره، نه از ارزش آن، بلکه از قصد و هدف خدا در فرستادن عیسی به صلیب ناشی می‌شود. عمل فدیه‌بخش مسیح، به گونه­ای طراحی شده بود که کفاره‌ای خاص برای قوم خودش باشد؛ همان کسانی که پدر به او عطا کرده بود. مرگ او برای نجات برگزیدگان در نظر گرفته شده بود.

عیسی تعلیم می‌دهد که تمام خدمت فدیه‌بخش او مطابق نقشه‌ای الهی و ازپیش‌مقررشده انجام شد. این همان چیزی است که در یوحنا ۳۸:۶-۳۹ می‌فرماید:

«زیرا از آسمان فرود نیامده‌ام تا به خواست خود عمل کنم، بلکه آمده‌ام تا ارادۀ فرستندۀ خویش را به انجام رسانم. و ارادۀ فرستندۀ من این است که از آن کسان که او به من بخشیده، هیچ‌یک را از دست ندهم، بلکه آنان را در روز بازپسین برخیزانم.»

الهیدانان، این توافق را «عهدِ فدیه» می‌نامند؛ عهدی که پیش از آغاز تاریخ، پدر، پسر و روح‌القدس متعهد شدند تا نجات انسانِ سقوط‌کرده را تحقق بخشند. پدر، تنها از سر رحمت و فیض، اشخاصی را برای نجات برگزید (رومیان ۱۱:۹-۱۳؛ افسسیان ۴:۱؛ دوم تسالونیکیان ۱۳:۲). این برگزیدگان را به پسر عطا کرد (یوحنا 37:6 و 39؛ 6:17 و 9 و 24)، و پسر نیز خود را متعهد ساخت که از طریق ماموریتِ تجسم‌یافته و فدیه‌بخش خویش، نجات آنان را به انجام رساند (مرقس ۴۵:۱۰؛ یوحنا ۱۱:۱۰). مطابق همین نقشهٔ الهی، روح‌القدس نیز از سوی پدر و پسر به جهان فرستاده می‌شود (یوحنا ۲۶:۱۵؛ ۱۵:۵-۱۶) تا عمل مسیح را بر کسانی اعمال کند که پدر به پسر عطا کرد و پسر برای آنان جان داد.

این دیدگاه نسبت به کفاره، موفقیت بشارت را تضمین می‌کند. خدا قومی دارد که به طور قطعی از طریق موعظهٔ انجیل نجات خواهند یافت. او آنان را برگزیده است. مسیح برای ایشان جان داده است و روح‌القدس از طریق پیام نجات، آنان را تولد تازه خواهد بخشید. همین حقیقت بود که پولس را در رویارویی با دلسردی‌های قرنتس استوار نگاه داشت (اعمال ۱۰:۹-۱۸)، و همین حقیقت امروز نیز ما را در تلاش‌های بشارتی‌مان - چه محلی و چه جهانی - استوار نگاه خواهد داشت (مکاشفه ۹:۵).

تام اَسکُل

تام اَسکُل

دکتر تام اَسکُل، شبان ارشد کلیسای تعمیدی «فیض» در کیپ کورال، فلوریدا، و رئیس سازمان خدمات Founders و مؤسسه الهیات عمومی است. او مجری پادکست هفتگی (The Sword & The Trowel) بوده و ویراستار کتاب «تیموتائوس عزیز: نامه‌هایی درباره خدمت شبانی» است.