زیرا خدا جهان را چنین محبت کرد

19 می 2026

زیرا خدا جهان را چنین محبت کرد

19 می 2026

ویژگی‌های محبت

در اوایل قرن هفدهم، اسقف اعظم آشرِ ایرلند (Archbishop Ussher) تصمیم گرفت به خانهٔ یک خادم مشایخی برود تا ببیند آیا آنچه دربارهٔ دینداری و تقوای شخصی او شنیده، حقیقت دارد یا نه. آشر در لباس یک گدای فقیر به خانهٔ آن شبان رفت. او را به داخل دعوت کردند؛ جایی که همسر شبان مشغول تعلیم «پرسش و پاسخ اصول دینی» (کَتِکیزِم) به اهل خانه بود. زن از مهمان غیرمنتظره پرسید چند فرمان وجود دارد. وقتی او پاسخ داد: «یازده فرمان»، زن گمان کرد با مردی بسیار نادان روبه‌روست و دیگر چیزی از او نپرسید، اما به او غذا داده و جایی برای خواب فراهم کرد.

آن شب، شبان متوجه حیلهٔ آشر شد و از او خواست صبح روز بعد موعظه کند. بنابراین آشر، این بار آراسته و با لباسی که همسر شبان او را نشناسد، بر منبر رفت. او دربارهٔ آنچه «فرمان یازدهم» نامید موعظه کرد؛ یعنی سخن عیسی در یوحنا ۳۴:۱۳:

«حکمی تازه به شما می‌دهم، و آن این که یکدیگر را محبت کنید.»

همسر شبان شگفت‌زده شد که آن گدای ظاهرا نادان، چطور به واعظی بزرگ تبدیل شده بود؛ و از اینکه چه اندازه دربارهٔ او اشتباه قضاوت کرده و محبت کافی به او نشان نداده بود، شرمسار گشت.

محبت چیست؟ چگونه می‌توان دانست که فرمان مسیح مبنی بر محبت کردن به برادران و خواهران ایمانی خود را رعایت می­کنیم؟ یک شخص بامحبت، چگونه با دیگران رفتار می‌کند؟

رسانه‌های عمومی اغلب محبت را به صورت احساس کشش و لذت تصویر می‌کنند، اما چنین احساساتی مانند جیوهٔ درون دماسنج، دائما بالا و پایین می‌روند. ما به محبتی نیاز داریم که کمتر شبیه دماسنج و بیشتر شبیه ترموستات باشد؛ محبتی که واکنش‌های ما را کنترل کند، نه آنکه خود تحت کنترل احساسات قرار گیرد.

برخی دیگر از محبت به عنوان پذیرش بی‌قیدوشرط و بدون داوری سخن می‌گویند؛ مفهومی که از نظریه‌های روان‌شناختی «پذیرش مثبت نامشروط» گرفته شده است. اما این رویکردِ بیش از حد ساده‌انگارانه، گیج‌کننده است و ما را در برابر شرارت و بدی بی­دفاع می­سازد. چگونه می‌توان یک تروریست یا قاتل زنجیره‌ای را بدون داوری و به طور نامشروط پذیرفت؟

امروزه بسیاری از مسیحیان معتقدند واژگان اصلی یونانی برای محبت در عهد جدید، یعنی آگاپه agapē و فعل مرتبط با آن یعنی آگاپائو agapaō، نه به احساس، بلکه به تصمیم ارادی برای نیکی کردن به دیگران، حتی به بهای هزینهٔ شخصی، اشاره دارند. اما این ایده را نمی‌توان صرفا بر اساس تفاوت واژه‌های یونانی اثبات کرد، زیرا گروه واژگانی آگاپه agapē در زمینه‌های مختلف، معانی متفاوتی دارد. افزون بر این، برداشتِ کاملا عاری از احساس دربارهٔ محبت، ما را دربارۀ چگونگی برخورد با احساساتمان سردرگم می‌کند. همچنین این دیدگاه از پرداختن به انگیزه‌های عمیق و پنهانی که محرک انتخاب‌های ما هستند، عاجز می‌ماند.

پس توصیف حقیقی محبت را از کجا باید یافت؟

پولس رسول در اول قرنتیان ۴:۱۳-۷ توصیفی باشکوه از محبت ارائه کرده است. پولس، محبت (در ترجمۀ KJV: «خیریه/charity» برگرفته از واژه لاتین caritas) را «طریقی برتر» می‌خواند (اول قرنتیان ۳۱:۱۲)؛ راهی که از عطایای روحانی فصل 12 برتر است و برای هر زندگی‌ای که بخواهد در ترازوهای خدا ارزشی داشته باشد، کاملا ضروری است (اول قرنتیان ۱:۱۳-۳).

آیات ۴ تا ۷ زیباییِ ویژگی‌ها و عملکردهای محبت را به نمایش می‌گذارند. این آیات بیش از آنکه تعریف ذات محبت باشند، توصیفی از ثمرات محبت‌اند؛ آنها نشان می‌دهند محبت چگونه انگیزه‌بخش اعمال و رفتارهای خاصی می­شود و چگونه در برابر برخی رفتارها مقاومت می‌کند.

این توصیف با بردباری آغاز می‌شود و با پایداری پایان می‌یابد (آیات ۴ و ۷). محبت، ماهیت واقعی خود را در نحوهٔ واکنش به آزمایش‌ها، رنج‌ها و شرارت‌ها آشکار می‌سازد. عظیم‌ترین نمایش محبت، صلیب مسیح بود. پولس در رومیان ۸:۵ می‌نویسد:

«امّا خدا محبت خود را به ما این‌گونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.»

همان پولسی که گفت چیزی جز «عیسی مسیح، آن هم عیسای مصلوب» نمی‌شناسد (اول قرنتیان ۲:۲)، آشکارا بسیار دربارهٔ محبت مسیح اندیشیده بود. یوحنا نیز بر آن محبتی تاکید می‌کند که ریشهٔ تمایل مسیح برای جان دادن در راه ما بود، هنگامی که می‌گوید:

«محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند» (یوحنا ۱۳:۱۵).

محبت، برتری خود را به شیوه‌های گوناگون آشکار می‌سازد. جاناتان اِدواردز نوشت: «محبت یک اصل فعال است.» از جنبۀ مثبت، محبت، بردباری پیشه می‌کند و مهربانی نشان می‌دهد (اول قرنتیان ۴:۱۳). محبت، پیوسته به نیکی کردن ادامه می‌دهد. شخص محبت‌کننده برای خدمت به نیازهای دیگران و جلال خدا، حتی در برابر سختی‌ها و ناخوشایندی‌ها نیز استقامت می‌کند. محبت، اراده می‌کند که درد را با مهربانی پاسخ دهد و بدی را با نیکی جبران نماید.

محبت مسیحی، بازتاب تصویر خدایی است که «رحیم و فیّاض، دیر خشم و آکنده از محبت و وفاست» (خروج ۶:۳۴).

از جنبۀ منفی، محبت، حسد نمی‌برد (اول قرنتیان ۴:۱۳). محبت، غیرت خودخواهانه را مهار می‌کند، زیرا آموخته است به «خود» نه بگوید و از کامیابی دیگران شاد شود. محبت، فخر نمی‌فروشد و متکبر نیست. این ویژگی‌ها نشان می‌دهند که محبت، فضیلتی فروتنانه است.

محبت، انسان را مشغول خدا و دیگران می‌سازد و تمرکز افراطی بر خویشتن را در هم می‌شکند. جاناتان اِدواردز نوشت:

«هر کس که خدا را محبت می‌کند، او را به عنوان خدا محبت می‌کند… اگر خدا را به عنوان کسی که بی‌نهایت برتر از ماست محبت کنیم، آن محبت در ما به عنوان موجوداتی بی­نهایت فروتر، به صورت محبتی فروتنانه عمل خواهد کرد.»

محبت، رفتار ناشایسته ندارد (اول قرنتیان ۵:۱۳). فعل یونانی ترجمه‌شده به «رفتار ناشایسته» به معنای رفتاری است که هنجارها را زیر پا می‌گذارد و موجب رسوایی می‌شود. محبت، انسان را برمی‌انگیزد تا آنچه را نزد خدا و مردم پسندیده است انجام دهد (رومیان ۱۷:۱۲ ب؛ دوم قرنتیان ۲۱:۸). این سخن، هر دیدگاه شریعت­گرایانه نسبت به محبت را رد می‌کند؛ زیرا محبت، شریعت خدا را دوست می‌دارد (مزمور ۹۷:۱۱۹) و می‌کوشد آن را به جا آورد (رومیان ۸:۱۳-۱۰).

محبت، نفع خود را نمی‌جوید (اول قرنتیان ۵:۱۳)، بلکه ما را برمی‌انگیزد تا جلال خدا و خیر همسایهٔ خود را بجوییم. محبت، ما را به خادمان تبدیل می‌کند (فیلیپیان ۲). محبت، تندخود (تحریک­پذیر) نیست و کینه به دل نمی­گیرد (آیۀ 5). تندخو بودن یعنی به‌سرعت به خشم آمدن (اعمال 16:17)، اما محبت خشم را مهار می‌کند. بخشیدن یعنی حساب خطاها را نگاه نداشتن؛ محبت از این لذت می‌برد که گناهان مردم را بر ضد ایشان محسوب نکند (رومیان ۴؛ دوم قرنتیان ۱۹:۵).

محبت از بدی مسرور نمی‌شود، بلکه با حقیقت شادی می‌کند (اول قرنتیان ۶:۱۳). محبت هر گاه با پارسایی و وفاداری روبه‌رو شود، شادمان می‌گردد. اما هنگامی که کسی در گناه سقوط می‌کند و بهای سنگینی برای آن می‌پردازد، محبت اندوهگین می‌شود؛ بنابراین چنین اخباری را خوراک لذیذ غیبت نمی‌داند. چنین محبتی حتی به دشمنان نیز نیکی می‌کند.

آیهٔ ۶ بتِ «مداراگرایی نسبی» را که در فرهنگ امروز اغلب به جای محبت جا زده می‌شود، توبیخ می‌کند، زیرا محبت حقیقی، نفرت از شرارت را نیز در بر دارد (رومیان ۹:۱۲). بزرگ‌ترین نمایش محبت خدا، همزمان بزرگ‌ترین نمایش عدالت او نیز بود، زیرا پسرش با تحمل مجازات گناهان ما، عدالت خدا را ارضا کرد (رومیان ۲۵:۳-۲۶).

بنابراین اول قرنتیان ۶:۱۳ این تصور رایج را که محبت ربطی به احساسات ندارد، اصلاح می‌کند. محبت، احساساتی نیرومند علیه گناه و در حمایت از پارسایی دارد.

در چهار عمل پایانی که به محبت نسبت داده شده است (آیهٔ ۷)، تکرار واژهٔ «همه» نباید به صورت مطلق و بدون قید و شرط فهمیده شود. این آیات باید در متن کلی عهد جدید خوانده شوند. هنگامی که پولس می‌گوید محبت «با همه چیز را متحمل می‌شود، همه چیز را باور می‌کند، به همه چیز امید دارد و همه چیز را تحمل می‌کند»، منظور او این است که محبت تمام بارهایی را که باید به عنوان صلیب بر دوش بکشیم تحمل می‌کند، همهٔ حقایقی را که باید به عنوان مسیحی ایمان آوریم باور می‌کند، به همهٔ وعده‌هایی که خدا داده امید می‌بندد و همهٔ آزمایش‌هایی را که باید به خاطر مسیح از سر بگذرانیم تحمل می‌نماید.

بنابراین، محبت این چهار عمل را به طور پایدار در انسان به وجود می‌آورد.

محبت قدرت آن را دارد که در میان سختی‌ها پایداری کند؛ در هر شرایطی، محبت همچنان ایمان می‌آورد و امید می‌ورزد. سه‌گانهٔ ایمان، امید و محبت بارها در کتاب مقدس ظاهر می‌شود. هنگامی که مسیحیان خدا را محبت می‌کنند، دل‌هایشان در محبت وفادارانهٔ او شاد می‌شود؛ محبتی که ایمانشان را استوار و امیدشان را زنده نگاه می‌دارد.

اِدواردز گفت: محبت «جان و روح ایمان عملی» است؛ همان چیزی که به ایمان، حیات و ثمربخشی می‌بخشد. محبت «اساسی‌ترین عنصر ایمان و امید» است.

در اینجا، پولس فعالیتِ پایدار محبت را در جهانی گناه‌آلود و رنج‌دیده توصیف می‌کند. محبت یک فعل است. با این حال، محبت باید چیزی فراتر از اعمال ظاهری باشد؛ ذات آن در انگیزه‌های قلب نهفته است.

چه چیزی محبت را به حرکت درمی‌آورد؟

نمی‌تواند جاه‌طلبی خودخواهانه باشد، زیرا محبت متکبر نیست و در پی منافع خویش نمی‌باشد. همچنین محبت نمی‌تواند صرفا از لذت فوری نسبت به محبوب سرچشمه بگیرد؛ در غیر این صورت هرگز در برابر انسان‌های سقوط‌کرده صبور و مهربان نمی‌بود.

پس چه چیزی محرک محبت است؟

متن، دو سرنخ به ما می‌دهد. نخست، شادیِ محبت در حقیقت است؛ یعنی در عدالت و وفاداری خدا. بنابراین، محبت در محبت خدا که در مسیح آشکار شده است، شادی می‌کند.

«ما محبت می‌کنیم زیرا او نخست ما را محبت کرد» (اول یوحنا ۱۹:۴).

دوم، پایداری محبت با ایمان و امید در هم تنیده است؛ یعنی با نگریستن به مسیح و اعتماد به کلام خدا. اِدواردز گفت: محبت از «دیدن و چشیدن جلال خدا» سرچشمه می‌گیرد.

از این رو نتیجه می‌گیریم که محبت، سرچشمه‌ای الهی دارد، بر خدا متمرکز است و به وسیلۀ خدا به حرکت درمی‌آید.

«خدا محبت است» (اول یوحنا ۸:۴).

ما هرگز عمیق‌تر از زمانی که در محبت حقیقی گام برمی‌داریم، با خدا مشارکت نداریم. پس چه زیبا هستند ویژگی‌ها و اعمال محبت.

جوئل آر. بِکی

جوئل آر. بِکی

دکتر جوئل آر. بِکی، رییس دانشگاه الهیات Puritan Reformed Theological و شبان کلیسای Heritage Netherlands Reformed Congregation واقع در شهر گِرَند رَپیدز در ایالت میشیگان است. کتاب Piety: The Heartbeat of Reformed Theology از نوشته‌های ایشان می‌باشد.