
شاگردیِ مسیحی چیست؟
15 اکتبر 2025
چرا تعمید اهمیت دارد؟
16 اکتبر 2025چرا موعظه یکی از ابزار فیض است؟
«اگر به من گوش ندهی، چگونه میتوانی بدانی من چهگونهام؟ اگر نگذاری سخن بگویم، چگونه هرگز خواهی فهمید که من کیستم؟» میتوان تصور کرد که چنین سخنانی در رابطهای میان دو نفر گفته شود. برای اینکه شما انسانی دیگر را بشناسید، باید گفتوشنود در کار باشد. این صرفاً نحوهی کارکردِ ارتباط است.
در قلب کتابمقدّس، خدایی است که سخن میگوید، خدایی که خود را شناسانیده است. تضاد بزرگ با بتها در همین است: خدا ارتباط برقرار میکند. به گفتهی فرانسیس شِفر: «او آنجا هست و ساکت نیست.» او خود را در آفرینش میشناساند و ما در آنچه او ساخته است، پرتویی از جلال، عظمت و زیبایی او را میبینیم. او قدرت مقاومتناپذیر خود را در این جهان نمایان میسازد، اما از طریق آفرینش نمیتوانیم چیزی بیش از این دربارهی او بدانیم. شما میتوانید رو به آسمان فریاد بزنید: «تو کیستی؟ چهگونهای؟» اما پاسخی نخواهید شنید.
با این حال، وقتی به صفحات کتابمقدّس میرسیم، میبینیم که او خود را آشکار میسازد و در کلامش با ما سخن میگوید. خدا، خدایِ واعظ است. در همان صفحهی نخستِ کتابمقدّس، این ترجیعبند تکرار میشود: «و خدا گفت: بشود... و چنان شد.» کلام او مقصودش را به انجام میرساند. درست از همان ابتدا، قدرت و اقتدارِ کلام خدا را میبینیم. او با کلام و اعمالش، خود را از تمام خدایان دیگر متمایز میسازد. اشعیا ۵۵: ۱۱ این حقیقت را برای ما خلاصه میکند:
«همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بیثمر نخواهد برگشت؛ بلکه آنچه را که خواستم بهجا خواهد آورد، و برای آنچه آن را فرستادم، کامران خواهد گردید.»
از آغازِ کتابمقدّس، میبینیم که خدا سخن میگوید و کلام او آنچه را که قصد کرده است، به انجام میرساند. او میگوید: «روشنایی بشود» و روشنایی میشود. او قومی را برای خود فرامیخواند. ایشان را فدیه میدهد. ایشان را با کلام خود هدایت میکند. او بر ایشان با شریعت خود و توسط انبیای خویش حکومت میکند؛ انبیایی که از جانب خدا فرستاده شدهاند تا پیام خدا را به قوم او اعلام کنند—تا عینِ کلمات او را بیان نمایند. آنان پیام نجات و داوری را میآورند.
درست در زمان مقرر، خدا پسر خود را به جهان فرستاد—پسری که خودِ کلام خداست، آنکه نزد خدا بود و خدا بود و در ابتدا با خدا بود، و همهچیز بهواسطهی او آفریده شد. در او حیات بود، و کلمه جسم گردید و در میان ما ساکن شد (یوحنا ۱: ۱-۴، ۱۴). عیسیِ خداوند، بزرگترینِ واعظان است. او نه مانند رهبرانِ دینیِ آن روزگار، بلکه چون کسی که اقتدار دارد تعلیم میدهد. او ساده، شفاف و عمیق موعظه میکند. وقتی سخن میگوید، جمعیت مسحور میشود. صدای او مردگان را زنده میکند، طوفان را آرام میسازد، دیوها را بیرون میراند و بیماری را عقب میزند. او کسی است که خدا را میشناساند. عیسی واعظانی را میفرستد تا مژدهی انجیل را اعلام کنند، و آنان با اقتدارِ او سخن میگویند. وقتی مردم پیام انجیل را میپذیرند، او را پذیرفتهاند. آنان از مرگ به حیات، و از تاریکی به نور منتقل میشوند. از طریق موعظهی کلام خداست که برگزیدگان گرد میآیند و کلیسای او بنا میشود.
هنگامی که پولسِ رسولِ سالخورده به فراسویِ عمرِ خود مینگرد و اولویتهایی را برای دورهی پسارسولیِ کلیسا تعیین میکند، یک فرمانِ غالب به تیموتائوس میدهد: «کلام را موعظه کن و در فرصت و غیر فرصت مواظب باش و تنبیه و توبیخ و نصیحت نما، با کمال تحمّل و تعلیم» (دوم تیموتائوس ۴: ۲). این کلامِ خدا که باید موعظه شود، زنده و فعال و برندهتر از هر شمشیر دو دم است. خدا ساکت نیست. او خدایِ سخنگوست و امروز از طریق کلامِ موعظهشده سخن میگوید. الهیاتِ موعظهی ما باید در چیستیِ خدایِ تثلیث ریشه و بنیان داشته باشد.
بسیار اوقات فراموش میکنیم از خود بپرسیم: موعظه چیست؟ موعظه یعنی مردِ خدا که کلامِ خدا را در قدرتِ روحِ خدا اعلام میکند. خدا از کلامِ موعظهشدهاش برای برکت دادن به قوم خود استفاده میکند. خدا مردان خاصی را عطایایی بخشیده و فراخوانده (جدا کرده) است تا بهعنوان واعظ، آنچه را کلام او میگوید اعلام کنند. البته خدا میتوانست مستقیم سخن بگوید، اما او انتخاب میکند که از انسانهایی ضعیف و شکننده برای بیان کلام خدا استفاده کند. آن مردان موظفاند کلام خدا را موعظه کنند، نه پیام خودشان و نه آنچه را که شنوندگانشان دوست دارند بشنوند. آنان سخنگویانِ خدا هستند. آنان باید رنجِ مطالعه و تدارک را بر خود هموار کنند تا مکاشفهی خدا را درک نمایند. هنگامی که خدا قومش را خطاب قرار میدهد، در کلامش با این مردان و از طریق آنان سخن میگوید.
وقتی کلامِ خدا را در موعظه میشنویم، این یک «ابزار فیض» است. این برکت و امتیازی عظیم است که خداوندِ حاکمِ آسمان و زمین ما را خطاب قرار دهد. در رومیان ۱۰، پولس دربارهی ضرورت حیاتیِ واعظان چنین میگوید:
«پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاوردهاند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیدهاند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟ و چگونه موعظه کنند اگر فرستاده نشوند؟ چنانکه مکتوب است: چه زیبا است پایهای آنانی که به سلامتی بشارت میدهند و به چیزهای نیکو مژده میدهند» (رومیان ۱۰: ۱۴-۱۵).
هنگامی که کلام خدا توسط مردِ خدا در قدرتِ روح موعظه میشود و با ایمان دریافت میگردد، حیات میبخشد. خدایِ کتابمقدّس خدایی است که سخن میگوید و واعظ سخنگوی اوست.
موعظهی کلام خدا ابزاری است که بهواسطهی آن محبت خدا که مستحق آن نیستیم را دریافت میکنیم. خدا وعده داده است که کلام خود را برکت دهد. الهیدانانِ وستمینستر در «پرسش و پاسخهای کوتاه»، در پرسش ۸۹ دقیقاً همین نکته را بیان میکنند: «روح خدا قرائت، و بهویژه موعظهی کلام را به وسیلهای مؤثّر برای مجابساختن و بازگردانیدنِ گناهکاران، و بنایِ ایشان در قدّوسیت و تسلّی، از راه ایمان، تا به نجات، مبدّل میسازد.»
پس، هنگامی که یکشنبه به یکشنبه گرد میآییم تا کلام خدا را بشنویم، با شادی و انتظار میآییم تا دریافت کنیم و بشنویم. اما همچنین با کلمات مزمور ۹۵ که در گوشهایمان طنینانداز است میآییم: «امروز کاش آواز او را میشنیدید! دل خود را سخت مسازید» (مزمور ۹۵: ۷-۸).

