
یکتاپرستی چیست؟
3 جولای 2026خویشتنداری چیست؟
شما در خویشتنداری چقدر توانمند هستید؟
احتمال زیاد اکنون این مقاله را روی یک تلفن همراه یا دستگاهی مشابه میخوانید؛ و شاید هیچ چیز در دنیای امروز بیش از همین ابزارها خویشتنداری را تضعیف نکنند. کارشناسان میگویند پیمایش بیوقفهٔ صفحات (scrolling) ما را به معتادانِ دوپامین تبدیل میکند و عادتهایی را در ما شکل میدهد که نتیجهاش تنبلی و اهمالکاری است.
اما کمی تامل نشان میدهد که نمیتوانیم تلفنها - یا هیچ چیز مادی دیگری در این جهان - را مقصر کمبود خویشتنداری خود بدانیم. مسئولیت کاملا بر عهدهٔ خود ماست؛ و سرنخ آن در خودِ واژهٔ «خویشتنداری» نهفته است.
واژهٔ «خویشتنداری» در بسیاری از ترجمههای جدید کتاب مقدس مستقیما دیده نمیشود، اما واژهای بسیار نزدیک به آن، یعنی «خودداری» یا «تسلط بر نفس» (self-control)، قطعا وجود دارد.
خودداری یا حاکمیت بر خود، ویژگیای خداپسندانه و در واقع میتوان گفت ویژگیای خداگونه است.
وقتی خدا آسمانها و زمین را آفرید، مطابق هدفی مشخص و در چهارچوب زمانی معین عمل کرد (پیدایش ۱). او کارش را بینظم و تصادفی انجام نداد، گویی هر روز نمیدانست قرار است چه کند و در همان لحظه تصمیم میگیرد. هماکنون نیز او به همانگونه عمل میکند (یوحنا ۱۷:۵).
«خدا، نه خدای بینظمی، بلکه خدای صلح و آرامش است» (اول قرنتیان ۳۳:۱۴).
فرهنگ امروزِ ما معمولا خودانگیختگی یا رفتار خودجوش را بسیار ارزشمند میداند، و البته جای درستی برای آن وجود دارد. اما این ویژگی میتواند بهراحتی به رفتارهای عجولانه و تکانشی تبدیل شود؛ چیزی که دقیقا نقطهٔ مقابل خویشتنداری است.
بنابراین، هر گاه من و شما خویشتنداری را تمرین میکنیم، در واقع از خالق خود تقلید مینماییم.
اگرچه ممکن است متناقض به نظر برسد، میتوان گفت:
کسی که بیشترین کنترل را بر خود دارد، شخصی است که بیش از همه تحت حاکمیت خدا قرار دارد.
۱. اول قرنتیان ۲۴:۹-۲۹
نخستین متن مهم، اول قرنتیان ۲۴:۹-۲۹ است. پولس در این بخش زندگی مسیحی را به دو چیز تشبیه میکند: دویدن در مسابقهٔ ماراتن و مبارزهٔ مشتزنی.
او دربارهٔ خویشتنداریای سخن میگوید که همهٔ ورزشکاران برای مسابقه لازم دارند. از آنجا که بسیاری از ما در جامعهای ورزشمحور زندگی میکنیم، بهخوبی میدانیم که ورزشکاران حرفهای باید رژیم سختی از تغذیه، تمرین، ورزش و خواب را رعایت کنند؛ نه فقط در روز مسابقه، بلکه هر روز.
پولس این اصل را به کل زندگی مسیحی تعمیم میدهد:
«بلکه تن خود را سختی میدهم و در بندگی خویش نگاهش میدارم، مبادا پس از موعظه به دیگران، خودْ مردود گردم» (اول قرنتیان ۲۷:۹).
ورزشکاری که در ماراتن میدود، بیهدف یا بیانگیزه نیست. مسیحی نیز چنین نیست.
خویشتنداریِ مادامالعمر از زمانی آغاز میشود که پرسشهایی مانند این را از خود بپرسیم:
من کیستم؟
برای چه در این جهان هستم؟
هدف من چیست؟
و چگونه باید به آن برسم؟
نخستین پاسخ در کتاب تعالیم کوتاه وستمینستر مستقیم به اصل مطلب اشاره میکند:
«هدف غایی انسان این است که خدا را جلال دهد و تا ابد از او لذت ببرد.»
همه چیز در زندگی من باید تابع این هدف والا باشد.
۲. غلاطیان ۲۲:۵-۲۳
دومین متن، غلاطیان ۲۲:۵-۲۳ است؛ جایی که پولس «ثمرهٔ روح» را برمیشمارد:
«محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری.»
توجه کنید که این فهرست بلافاصله پس از فهرست «اعمال نَفْس» آمده است (غلاطیان ۱۹:۵-۲۱). و ذات این اعمال نفسانی، خواهشها و شهواتِ افسارگسیخته است.
امیال طبیعی و عادی انسان از کنترل خارج شدهاند؛ مانند رودخانهای که از بستر خود طغیان میکند و ویرانی گستردهای به جا میگذارد.
همچنین دقت کنید که فهرست ثمرهٔ روح با «محبت» آغاز و با «خویشتنداری» پایان مییابد.
ما میدانیم که در عهد جدید، محبت غالبا بزرگترین فضیلت شمرده میشود:
«بزرگترینشان محبت است» (اول قرنتیان ۱۳:۱۳).
اما حتی محبت نیز باید هدایت و مهار شود.
خویشتنداری وجود امیال انسانی برای خوراک، نوشیدنی، استراحت، روابط جنسی، لذت و تفریح را انکار نمیکند، بلکه برای آنها مسیرهایی سالم و کنترلشده تعیین میکند تا از مرز خود خارج نشده و به شهواتِ افسارگسیخته تبدیل نگردند.
تصادفی نیست که پولس هنگام نوشتن به تیتوس - که در جزیرهٔ کْرِت خدمت میکرد، جایی مشهور به بیانضباطی - بارها بر ضرورت «خویشتنداری» تاکید میکند، آن هم برای گروههای مختلف جامعه: «مردان سالخورده»، «زنان جوان»، «مردان جوان» و در حقیقت «همهٔ مردم» (تیتوس ۲:۱-۱۲).
۳. دوم تیموتائوس ۷:۱
و سرانجام، دوم تیموتائوس ۷:۱ میفرماید:
«زیرا روحی که خدا به ما بخشیده، نه روح ترس، بلکه روح قوّت و محبت و انضباط است.»
این آیه برای مسیحیان وفادارِ قرن بیستویکم سخنی بسیار بهموقع است.
فرهنگ پیرامون ما روزبهروز خصمانهتر، خشمگینتر و نابردبارتر میشود، به گونهای که ایمانداران بهآسانی ممکن است مرعوب مخالفتها و فشارها شوند.
به نظر میرسد تیموتائوس شخصیتی نسبتا خجالتی و محتاط داشت و نیازمند تشویق بود تا همچنان «گاه و بیگاه» خدمت کند (دوم تیموتائوس ۲:۴).
یکی از کاربردهای مهم این آیه شاید کمی غیرمنتظره، اما بسیار ارزشمند است:
خویشتنداری، پادزهر ترس و اضطرابی است که بهراحتی میتواند بر ما غلبه کند.
از آنجا که راز حقیقی خویشتنداری، حضور و قدرت خدا در میان ما به عنوان قوم اوست؛ در حقیقت، این خویشتنداری الهی است؛ یعنی کلام خدا و روح خدا همهٔ آنچه را که میگویم و انجام میدهم هدایت و کنترل میکند؛ به عنوان فرزندی از خدا که با عیسای مسیح متحد شدهام، همانگونه که در طرز فکر مسیح نیز شریک هستم (فیلیپیان ۵:۲).

