
بتپرستی چیست؟
20 ژوئن 2026قدرت جلسات دعا
در دوم قرنتیان ۱۱:۱ عبارتی کوتاه اما بسیار زیبا وجود دارد:
«شما نیز با دعای خود یاریمان دهید.»
ترجمهٔ NIV آن را چنین بیان میکند: «شما به وسیلۀ دعاهایتان ما را کمک میکنید.»
زمینهٔ این آیه در دوم قرنتیان فصل ۱، دربارۀ رنجها و سختیها در زندگی و خدمت مسیحی است. پولس در این نامه بیش از هر رسالهٔ دیگرش قلب خود را برای خوانندگانش میگشاید. او از تسلیای سخن میگوید که از «پدر رحمتها» و «خدای دلگرمیها» دریافت کرده است (دوم قرنتیان ۳:۱).
در میان فشارهای طاقتفرسایی که فراتر از توان تحمل او بودند، خدا او را قوت بخشید. او به انتهای توان خود رسیده بود؛ به مرز فروپاشی. حتی میگوید که از زندگی مایوس شده بود.
برخی شاید تصور کنند برای یک مسیحی مناسب نیست چنین سخن بگوید، اما رسولْ واقعبینتر از آن است.
در زندگی هر مسیحی، سختیهایی وجود دارند که ممکن است ما را به این نقطه برسانند که بگوییم: «دیگر نمیدانم چه کنم، و نمیدانم آیا میتوانم ادامه دهم یا نه.»
به آن زنی فکر کنید که عیسی با او روبهرو شد؛ زنی که سالها از خونریزی رنج میبرد. او ثروتش را صرف پزشکانی کرده بود که تنها حالش را بدتر کرده بودند. آیا او گاهی از زندگی مایوس نشده بود؟
به کشمکشهای برادران و خواهران ایمانیمان فکر کنید: کسانی که با اندوهی خردکننده دستوپنجه نرم میکنند؛ کسانی که امیدشان برای ازدواج هرگز تحقق نیافته است؛ کسانی که خویشاوندانِ بیمار دارند و هیچ نشانهای از بهبودی ندارند؛ کسانی که سالها برای داشتن فرزند دعا کردهاند، اما هنوز پاسخی ندیدهاند.
پولس رسول چنان تحت فشار بود که در دل خود، حکم مرگ را احساس میکرد.
اما وقتی به زندگی و مصیبتهایش مینگرد، میگوید این امور خارج از حاکمیت خدا نبودند. آنها نتیجهٔ تصادف یا شانس نبودند، بلکه رخ دادند تا ما بر خود تکیه نکنیم، بلکه بر خدایی اعتماد کنیم که مردگان را برمیخیزاند.
برای پولس، این فشارها و تنشهای خدمت مسیحی بود که او را به لبۀ پرتگاه کشاند. و درست در همان نقطه بود که دریافت منابع لازم برای عبور از این شرایط را در خودش ندارد. اما هنگامی که بر قدرت خدا تکیه کرد، توانست دوام بیاورد.
فکر نمیکنم همیشه از وسوسهٔ دائمیِ تکیه بر خودمان آگاه باشیم. در بسیاری جهات، این همان نبرد بزرگ زندگی مسیحی است. نبردی دائمی برای اینکه روزبهروز به خود یادآوری کنیم:
«با تمامِ دلِ خود بر خداوند توکل کن، و بر عقل خویش تکیه منما» (امثال ۵:۳).
من خود را بارها در حال باور کردن این دروغ یافتهام که اگر فقط بیشتر تلاش کنم یا ارادهٔ بیشتری به خرج دهم، میتوانم از پس آن برآیم.
قاتلِ بزرگِ زندگی مسیحی، تردید نیست. گاهی تردید میتواند حتی مفید باشد. اگر بهدرستی با شکها برخورد کنیم، میتوانند ایمان ما را قویتر سازند. آنچه ایمان ما را نابود میکند، تکیه بر خود است.
یکی از اهداف آزمایشها، وسوسهها و رنجها، این است که به ما یادآوری کنند نباید بر خود تکیه کنیم. خدایی وجود دارد که نیرومند است؛ خدایی که قدرت مطلقش میتواند به قبر وارد شود و مردگان را زنده کند.
رنجها وارد زندگی ما میشوند تا حبابِ خوداتکایی ما را بترکانند. بارها و بارها در زندگی مسیحی، خدا ما را دوباره به سوی خویش بازمیگرداند تا دریابیم تنها او قادر است عمل کند.
در دوم قرنتیان ۱، پولس از همان آغاز به موضوع اصلی نامهاش اشاره میکند: اینکه قدرت خدا در ضعف انسان آشکار میشود. و در میان این سخنان، اشاره میکند که دعاهای این کلیسا او را یاری کردهاند.
در حاکمیت خدا، دعاهای قوم خدا بودهاند که باعث پایداری و استقامت پولس شدهاند.
ما اغلب وقتی نوبت به دعا میرسد، نگاهی فردگرایانه داریم، نگاهمان فردی است. اما پولس در اینجا میگوید دعاهای جمعیِ قوم خدا به او کمک کردهاند. همانطور که کلیسای قرنتس با هم دعا کردهاند - و زبان اصلی متن نشان میدهد که این ضمیر جمع است، نه مفرد - دعاهای آنها برای او برکت به همراه داشته و نتیجه این شد که بسیاری برای پولس و همکارانش در خدمت، خدا را شکر گفتند.
این تشویقی فوقالعاده برای دعا کردن به عنوان کلیساست.
یکی از بزرگترین نقطه ضعفهای من، زمانی است که در مواجهه با یک موقعیت، احساس درماندگی میکنم و با خود میگویم: «تنها کاری که میتوانم انجام دهم، دعا کردن است.» گویی دعا، گزینهای درجه دو و کماهمیت است.
ما اغلب میخواهیم کمکی عملی از خود نشان دهیم، و در بسیاری موارد نیز میتوانیم این کار بکنیم. اما من بارها خود را در وضعیتی مییابم که میگویم: «فقط میتوانم دعا کنم.»
ما باید درک کنیم که دعاهای ما واقعا کمک میکنند. برادران و خواهران ما، در حاکمیت خدا، به واسطۀ دعاهای ما به راه خود ادامه میدهند.
اگر ما به عنوان کلیسا میتوانستیم قدرت دعاهایمان را ببینیم - اینکه دعاهایمان یکدیگر را حفظ میکنند، تقویت مینمایند و سرپا نگاه میدارند - بیشتر تشویق میشدیم برای مسیحیانی که در رنج هستند دعا کنیم.
جفری ویلسون[1]، نویسنده و خادم، دربارهٔ این آیه میگوید:
«ما تماشاگران بیتفاوت نمایشی نیستیم که در آن هیچ نقشی نداریم.»
وقتی در جلسات دعا گرد هم میآییم، در مقاصد خدا مشارکت میکنیم. در اینجا رازی عمیق وجود دارد؛ اما دعاهای ما واقعا به برادران و خواهرانمان در مسیح کمک میکنند و خدا از آنها برای تحقق مقاصد جاودانی خویش استفاده میکند.
[1] Geoffrey Wilson

