
آیا عیسی کامل بود؟
14 جولای 2026چگونه میتوانم در حکمت رشد کنم؟
کتاب مقدس تعلیم میدهد که ما در جهانی زندگی میکنیم که در آن دو راه کاملا متضاد پیش روی انسان قرار دارد: حکمت و حماقت. این دو، مسیرهای متضادی را نشان میدهند که سرنوشت زندگی انسان را شکل میدهند. حکمت به راه حیات تعلق دارد و حماقت به راه مرگ.
حکمت معمولا به «دانشِ عملی» یا «توانایی بهکارگیری درست دانش» تعریف میشود. اما ما به عنوان مسیحیان باید با یادآوری سخنان سلیمان یک گام فراتر رویم: «ترس خداوند سرآغاز دانش (حکمت) است» (امثال 7:1). از دیدگاه کتاب مقدس، حکمت یعنی به کار بستن معرفت خدا در تمام عرصههای زندگی؛ یا به بیان دیگر، حکمت، هنر زیستن خداپسندانه است.
این مهارت در همهٔ جنبههای زندگی ضروری است. ما باید در سخنان، روابط، خانواده، شغل، احساسات، مسائل جنسی، رهبری، شهروندی، برنامهریزی و مدیریت و استفاده از منابع خود، با حکمت رفتار کنیم. هیچ بخشی از زندگی روزمرهٔ ما نیست که به حکمت نیاز نداشته باشد، زیرا هدف ما این است که در همه چیز به گونهای زندگی کنیم که خدا را جلال دهیم و او را تکریم نماییم.
اما چگونه میتوانیم در حکمت رشد کنیم؟
شاید مفید باشد که به این فکر کنیم چگونه در هر مهارت دیگری پیشرفت میکنیم. هر گاه بخواهیم کاری را بهخوبی بیاموزیم، به تلاش آگاهانه، آموزش و تمرین نیاز داریم. رشد در حکمت نیز از همین الگو پیروی میکند.
تلاش آگاهانه
حکمت هم چیزی است که باید از خدا درخواست کنیم و هم گنجی است که باید در پی آن باشیم.
در نهایت، حکمت عطیهای است که در شخص عیسای مسیح به ما بخشیده شده است. پولس رسول میگوید که «همهٔ گنجهای حکمت و معرفت» در مسیح نهفته است (کولسیان 3:2). خداوند ما این حکمت را به خاطر قوم برگزیدهٔ خود دارد، چنانکه پولس در جایی دیگر میگوید: «او از جانب خدا برای ما حکمت شده است» (اول قرنتیان 30:1).
از آنجا که به واسطۀ فرزندخواندگی وارد خانوادهٔ خدا شدهایم، این وعده را داریم که در مسیح از حکمت الهی بهرهمند شویم، که به ما اطمینان خاطر برای درخواست کردن میبخشد و این یقین را میدهد که خدای بخشندهٔ ما آن را عطا خواهد کرد (یعقوب 5:1). با این حال، خدا حکمت را از طریق وسایل فیض به قوم خود عطا میکند، نه جدا از آنها.
کتاب مقدس همچنین تعلیم میدهد که رشد در حکمت نیازمند تلاش آگاهانه است. حکمت ویژگیای ذاتی نیست و صرفا با افزایش سن نیز به دست نمیآید. سلیمانِ حکیم ما را چنین فرا میخواند:
«اگر همچون نقره در پیاش باشی
و همچون گنجِ پنهان جستجویش کنی،
آنگاه ترس خداوند را درک خواهی کرد
و به شناخت خدا دست خواهی یافت» (امثال ۴:۲-۵).
ما با دعا کردن و جستوجو نمودن در حکمت رشد میکنیم؛ همانگونه که خداوند فرمود:
«بخواهید، که به شما داده خواهد شد؛ بجویید، که خواهید یافت» (متی ۷:۷).
تعلیمیافته به وسیلۀ خدا
هر مهارتی نیازمند آموزش است و حکمت نیز از این قاعده مستثنا نیست. ما حکمت را از کلام خدا و نیز از جهانِ آفرینش او میآموزیم.
کتاب مقدس میگوید: «زیرا خداوند است که حکمت میبخشد و از دهان اوست که دانش و فهم بیرون میآید» (امثال 6:2).
آموزش از طریق کتاب مقدس به شیوههای گوناگون انجام میشود، اما کتاب مقدس به طور مداوم بر ارزش تعلیم والدین به فرزندانشان تاکید میکند. این حقیقت بهروشنی در کتاب امثال دیده میشود، زیرا بخش آغازین آن به صورت گفتوگوی پدری با پسرش نوشته شده است:
«ای پسران، به رهنمود یک پدر گوش فرا دهید؛
توجه کنید تا فهم را به دست آورید.
من شما را آموزشِ نیکو میدهم،
تعلیم مرا ترک مکنید.
زیرا که من نزد پدر خود را پسر بودم
و عزیز و یگانه در چشم مادرم.
پدرم مرا آموخته، میگفت:
"دل تو به سخنان من تمسک جوید؛ فرامین مرا نگاه دار تا زنده بمانی"» (امثال ۱:۴-۴).
نمونهٔ تیموتائوس نیز ما را تشویق میکند؛ کسی که از کودکی کتاب مقدس را میشناخت، کتابی که توانست او را برای نجات حکیم سازد (دوم تیموتائوس 15:3). به احتمال زیاد، او با دقت به تعالیم مادر و مادربزرگ خداترس خود گوش سپرده بود؛ همان زنانی که او را در حکمت الهی پرورش دادند (دوم تیموتائوس 5:1).
افزون بر این، خود آفرینش نیز کتابی است که دربارهٔ حکمت خدا به ما تعلیم میدهد. زیرا حکمت در آفرینش جهان حضور داشت و از این رو، اثر انگشت حکمت را میتوان در سراسر خلقت مشاهده کرد (امثال ۲۲:۸-۳۱).
آگور نیز در پایان کتاب امثال میگوید:
«چهار چیز بر زمین که بس کوچک است،
اما بهغایت حکیم» (امثال ۲۴:۳۰-۲۸).
او سپس از مورچه، گورکن، ملخ و مارمولک نام میبرد و نشان میدهد که حتی کوچکترین و کماهمیتترین بخشهای آفرینش نیز میتوانند اصول زندگی حکیمانه و خداپسندانه را به ما بیاموزند.
به کار بستن حکمت
هیچ مهارتی بدون تمرین و ممارست رشد نمیکند. سلیمان میگوید:
«پسرم، تعلیم مرا از یاد مبر
بلکه دل تو فرمانهای مرا نگاه دارد» (امثال 1:3).
به همین دلیل است که حکمت و حماقت در کتاب مقدس به دو راه تشبیه شدهاند؛ زیرا هدف از راه این است که بر آن گام برداریم. اگر میخواهیم در حکمت رشد کنیم، باید آن را عملا به کار بندیم و تنها شنوندهٔ کلام نباشیم، بلکه عملکننده نیز باشیم.
هرچند ممکن است پیشرفت ما آهسته باشد، خدا وعده داده است که رشد خواهیم کرد:
«طریق پارسایان همچون طلوع سپیدهدمان است،
که تا روشنایی نیمروز، نور آن هر دم فزونی میگیرد.
اما راه شریران همچون تاریکیِ غلیظ است
و نمیدانند که از چه چیز میلغزند» (امثال ۱۸:۴-۱۹).
نتیجهگیری
رشد در حکمت تفاوت چندانی با یادگیری هر مهارت دیگری ندارد. ما با تلاشی آگاهانه در پی آن میرویم، پیوسته از کلام خدا و آفرینش او تعلیم میگیریم و آنچه را آموختهایم در زندگی به عمل درمیآوریم. بدینسان، به فیض عیسای مسیح، در مسیر زندگی خداپسندانه رشد میکنیم تا سرانجام در جهان آینده به کمال برسیم.

