عیسی چه زمانی مُرد؟

25 می 2026

عیسی چه زمانی مُرد؟

25 می 2026

کلیسا چگونه می‌تواند از اعضای دارای معلولیت خود مراقبت کند؟

چند هفته پس از آنکه به عنوان مسئول خدمت کودکان در کلیسای فعلی‌ام منصوب شدم، یکی از مشایخ کلیسا به همراه همسرش خواستار ملاقات با من شدند.

آنان گفت‌وگو را با این پرسش آغاز کردند:

«آیا آمده‌اید تا به همهٔ کودکان کلیسا خدمت کنید، یا فقط به بیشترِ آنها؟»

پس از آنکه پاسخ درست را دادم - که البته «همهٔ کودکان» بود - از من پرسیدند چگونه قصد دارم به پنج کودکی که دارای معلولیت جسمی و ذهنی هستند و عضو کلیسای ما محسوب می­گردند، خدمت کنم.

این پرسش‌های چالش‌برانگیز وجدان مرا بیدار کرده و نگاه مرا نسبت به خدمت کلیسایی کاملا دگرگون ساخت؛ به گونه‌ای که بعدها زمینه‌ساز شکل‌گیری خدمتی پویا و ثمربخش برای افراد دارای معلولیت در کلیسای ما شد.

مسئولیت کلیسا نسبت به همهٔ اعضا

پاسخ به این پرسش که کلیسا چگونه باید از افراد و خانواده‌های درگیر با معلولیت مراقبت کند، از این حقیقت آغاز می‌شود که کلیسا مسئولیت دارد از همهٔ اعضای خود مراقبت کند.

خدمت به افراد دارای معلولیت، امری اختیاری یا حاشیه‌ای نیست؛ حتی اگر تعداد این افراد در کلیسا اندک باشد.

این خدمتی نیست که پس از پرداختن به برنامه‌های به‌ظاهر «مهم‌تر» مانند خدمت کودکان، نوجوانان یا جوانان مورد توجه قرار گیرد.

تقریبا در هر کلیسای محلی، افرادی حضور دارند که به نوعی با معلولیت و ناتوانی دست به گریبان هستند، چه معلولیت آشکار و چه پنهان. افزون بر این، افراد بسیاری نیز در جامعه هستند که مشتاق‌اند کلیسا آنان را با آغوش باز بپذیرد.

اعضای به‌ظاهر ضعیف، ضروری‌اند

پولس رسول در اول قرنتیان ۱۲، کلیسا را به بدن مسیح تشبیه می‌کند که از اعضای گوناگون تشکیل شده است.

پس از آنکه بر تفاوت‌ها و ضرورت همهٔ اعضا تاکید می‌کند، می‌نویسد:

«آن اعضای بدن که ضعیفتر می‌نمایند، بسیار ضروریترند… تا جدایی در بدن نباشد، بلکه اعضای آن به یک اندازه در فکر یکدیگر باشند» (اول قرنتیان ۲۲:۱۲‏، ۲۵).

اگر این تعلیم را دربارهٔ افراد دارای معلولیت به کار بریم، درمی‌یابیم که نه تنها فرا خوانده شده­ایم که از آنها مراقبت کنیم، بلکه باید بدانیم که آنها برای بدن مسیح ضروری هستند.

خانوادهٔ خدا

کلیسا در کتاب مقدس نه تنها به عنوان «بدن مسیح»، بلکه به عنوان «خانوادۀ خدا» توصیف شده است.

بنابراین، مراقبت از افراد دارای معلولیت نباید صرفا از سر انجام وظیفه باشد، بلکه باید از محبت خانوادگی سرچشمه بگیرد.

ما به عنوان خواهران و برادران در مسیح، در یک خانوادهٔ روحانی هستیم و محبت مسیح ما را به یکدیگر پیوند داده است.

با در نظر داشتن این دو تصویر از کلیسا، پنج پیامد عملی برای چگونگی مراقبت از افراد و خانواده­های تحت تاثیر معلولیت­ها ارائه می­گردد:

۱. مشارکت کامل

در خانوادهٔ خدا، همه باید احساس تعلق کنند.

انواع معلولیت، مشارکت و فعالیت به عنوان عضوی از بدن را دشوار می‌سازند. بنابراین، کلیسا باید همهٔ عرصه‌های خدمت خود - از پرستش گرفته تا شاگردسازی، تعلیم، بشارت و ماموریت - را بررسی کند و از خود بپرسد:

چگونه می‌توانیم امکان مشارکت کامل را برای همهٔ اعضا فراهم کنیم؟

هدف تنها این نیست که افراد دارای معلولیت در جلسات حضور داشته باشند، بلکه باید واقعا احساس کنند که به این خانواده تعلق دارند (افسسیان 19:2).

۲. قابلیت دسترسی

یکی از آشکارترین راه‌های خدمت به افراد دارای معلولیت، مناسب‌سازی ساختمان‌ها و امکانات کلیساست.

اگر افراد نتوانند وارد ساختمان شوند، چگونه می‌توانند همراه دیگران خدا را عبادت کنند و در شاگردسازی مشارکت داشته باشند؟

از این رو، فراهم کردن دسترسی مناسب به ساختمان‌های کلیسا همواره باید در اولویت باشد.

اما قابلیت دسترسی تنها به ساختمان محدود نمی‌شود.

برنامه‌های آموزشی و خدمات کلیسا نیز باید برای همه قابل استفاده باشد.

برای مثال:

  • آیا برای افراد ناشنوا یا کم‌شنوا امکانات لازم فراهم شده است؟
  • آیا نابینایان یا کم‌بینایان می‌توانند به‌خوبی مشارکت کنند؟
  • آیا افرادی که به محیطی آرام‌تر نیاز دارند، چنین فضایی در اختیار دارند؟
  • آیا افراد دارای ناتوانی‌های ذهنی یا شناختی از حمایت مناسب برخوردارند؟
  • آیا برخی از آنان به همراهی یک داوطلب نیاز دارند تا بتوانند در کلاس‌های یکشنبه، مطالعات کتاب مقدس یا دیگر برنامه‌های کلیسا شرکت کنند؟

فراخوان برای خدمت به افراد دارای ناتوانی، فراخوان برای مراقبت از تمام قوم خداست.

۳. به‌کارگیری عطایای روحانی

به همۀ اعضای خانوادهٔ خدا، بدون استثنا، عطایایی از روح‌القدس برای منفعت مشترک بخشیده شده است.

«ظهور روح، به هر کس برای منفعتِ همگان داده می‌شود» (اول قرنتیان 7:12).

این حقیقت دربارهٔ ایمانداران دارای معلولیت نیز کاملا صادق است.

بنابراین، خدمت ما تنها به مراقبت از آنان محدود نمی‌شود، بلکه باید آنان را شاگردسازی کنیم و تجهیز نماییم تا عطایای روحانی خود را برای جلال خدا و خدمت به دیگران به کار گیرند.

بدن مسیح بدون مشارکت عطایایی که افراد دارای معلولیت برای عرضه دارند، ناقص خواهد بود.

۴. روابط واقعی

دنیای امروز اغلب افراد دارای معلولیت را صرفا از دریچهٔ معلولیتشان می‌بیند و نه به عنوان انسان‌هایی که به شباهت خدا آفریده شده‌اند.

متاسفانه، گاهی حتی مسیحیان نیز ناخواسته بیش از آنکه شخص را ببینند، معلولیت او را می‌بینند.

اما هنگامی که یکدیگر را به عنوان اعضای خانواده می­پذیریم، به دنبال ایجاد روابطی واقعی با انسان‌هایی واقعی هستیم.

خدمت ما نباید تنها به «رسیدگی کردن» محدود شود. باید واقعا آنان را بشناسیم، داستان زندگی‌شان را بدانیم، در کنارشان زندگی کنیم و با محبت مسیح دوستشان بداریم.

۵. حمایت از مراقبان

آخرین مورد و مهم­ترین، این است که کلیسا از کسانی که از افراد دارای معلولیت مراقبت می‌کنند نیز حمایت کند.

والدین یا مراقبانِ این عزیزان معمولا سال‌ها زیر فشار مراقبتی مداوم زندگی می‌کنند.

گاهی فراهم کردن چند ساعت استراحت یا فرصتی برای گذراندن یک عصر آرام، تاثیر بسیار عمیقی بر سلامت جسمی، روحی و عاطفی آنان می‌گذارد.

بیشتر افراد می‌توانند زمانی را برای استراحت خود پیدا کنند، اما بسیاری از خانواده‌هایی که با معلولیت زندگی می‌کنند، بدون کمک خانوادهٔ کلیسا چنین فرصتی را هرگز به دست نمی‌آورند.

کلیسا می‌تواند با فراهم کردن چنین فرصت‌هایی، محبت مسیح را به صورتی عملی نشان دهد.

نتیجه‌گیری

در دنیای ما که اغلب با انزوا، تفرقه و تعارض شناخته می­شود، مسیحیان نیز ممکن است به‌راحتی به این مسیر رفته و از یکدیگر جدا شوند.

اما کلیسا فرا خوانده شده است تا مطابق هویت واقعی خود زندگی کند.

ما هم بدن مسیح هستیم که اعضایش به یکدیگر وابسته‌اند، و هم خانوادهٔ خدا که اعضایش یکدیگر را محبت می‌کنند و از هم مراقبت به عمل می‌آورند.

از این رو، خدمت به افراد دارای معلولیت، خدمتی ویژه برای گروهی خاص نیست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از دعوت کلیسا برای محبت و مراقبت از همهٔ قوم خداست.

جان کواسنی

جان کواسنی

دکتر جان کواسنی مدیر اجرایی امور خدمتی در کلیسای مشایخی Pear Orchard در ریج‌لند، می‌سی‌سی‌پی، مدیر اجرایی One Story Ministries، و استاد و مشاوره شبانی در مدرسه الهیات اصلاح‌شده در جکسون، می‌سی‌سی‌پی است. او نویسنده چندین کتاب، از جمله رنج در سه بُعد: پیوند کلیسا با بیماری، معلولیت و اختلال است.