کلیسا چگونه می‌تواند از اعضای دارای معلولیت خود مراقبت کند؟

5 آگوست 2026

کلیسا چگونه می‌تواند از اعضای دارای معلولیت خود مراقبت کند؟

5 آگوست 2026

چرا در خدمت مسیحی «شخصیت» اهمیت دارد؟

خدا قادر مطلق، سرشار از محبت و غیور برای جلال نام عظیم خویش است. در اشعیا ۲۳:۴۴-۲۴، خداوند خود را «فدیه‌دهنده» می‌خواند و اعلام می‌کند که قوم خود را نجات داده و «در اسرائیل جلال خواهد یافت.»

بی‌تردید، خدا به گونه‌ای ویژه از طریق نجات گناهکاران جلال می‌یابد.

پس چرا گناهکاران بیشتری نجات نمی‌یابند؟ چرا کلیساهایی که انجیل را موعظه می‌کنند، از مشتاقان کلام خدا لبریز نیستند؟ چرا جماعت‌ها مملو از مردان، زنان و کودکانی که تشنه و گرسنهٔ پارسایی‌اند، نیستند؟

به بیان دیگر، آن بیداری روحانی که مسیحیان مشتاق دیدنش هستند، کجاست؟

واقعیت این است که فقدان بیداری روحانی در میان قوم خدا، اغلب با کمبود قدوسیت در میان رهبران کلیسا همراه است.

البته عوامل دیگری نیز در این مسئله دخیل‌اند.

کلیساهایی که پیام انجیل را رقیق و تحریف می‌کنند، شاهد ایمان‌آوردگان واقعی نخواهند بود.

شبانانی که سرگرمی را جایگزین موعظه کرده‌اند، بعید است دل‌های شکسته و توبه‌کار را ببینند.

رهبران مسیحی که خود از توبه غفلت می‌کنند، معمولا ثمرهٔ حقیقی اندکی خواهند دید.

اما در عین حال، حقیقت دیگری نیز وجود دارد:

واعظی که از شخصیت و زندگی خود غافل باشد، نباید انتظار دیدن بیداری روحانی در خدمت خود را داشته باشد.

خدا در حکمت حاکمانهٔ خود نشان داده است که برای رشد کلیسا، پارسایی اخلاقی رهبران اهمیت دارد.

«نجات از آنِ خداوند است»

یونس را در نظر بگیرید؛ او با بی‌میلی کامل به نینوا رفت، اما تمام شهر توبه کرد.

ارمیا چطور؟ او مردی خداترس بود که با تمام وجود موعظه کرد، اما تقریبا تمام قوم او را رد کردند. قومی که حقیقت را می­دانست، اما حاضر به پذیرش نشد.

پطرس چطور؟ رسولی که ضعف‌ها و لغزش‌های فراوان داشت، اما با موعظۀ قدرتمندی که در روز پنتیکاست در اورشلیم انجام داد، هزاران نفر توبه کرده و ایمان آوردند.

و از همه مهم‌تر، خودِ خداوند عیسای مسیح؟

او زندگی کاملا بی‌گناهی داشت، اما در زمان خدمت زمینی‌اش بیش از آنکه شاهد بیداری عمومی باشد، با رد شدن و مخالفت روبه‌رو شد.

همهٔ این نمونه‌ها حقیقتی را که یونس اعلام کرد تایید می‌کنند:

«نجات از آنِ خداوند است» (یونس 9:2).

واقعیت این است که هیچ انسانی نمی‌تواند بیداری روحانی را ایجاد کند.

هیچ میزان از تعلیم صحیح، موعظهٔ وفادارانه یا شخصیت خداپسندانه، به خودی خود حتی نجات یک نفر را تضمین نمی‌کند.

خدا در نجات کاملا حاکم است و تمام داستان همین است.

نام همهٔ کسانی که فردا نجات خواهند یافت، امروز در دفتر حیات بره نوشته شده است.

برگزیدگان خدا در زمان مقرر او به ایمان خواهند رسید.

اما

با این حال، خدا نه تنها هدف نهایی نجات را تعیین کرده، بلکه وسایل رسیدن به آن را نیز مقرر فرموده است.

در بیش از یک بخش از عهد جدید، شبانان برای منفعت کلیسا به قدوسیت فرا خوانده شده‌اند.

شبانان نباید انتظار خدمت ثمربخش داشته باشند، اگر خود نمونهٔ خدمت وفادارانه نباشند.

پطرس رسول چنین می‌نویسد:

«گلۀ خدا را که به دست شما سپرده شده است شبانی و نظارت کنید، امّا نه به اجبار بلکه با میل و رغبت، [آن‌گونه که خدا می‌خواهد]؛ و نه برای منافع نامشروع بلکه با عشق و علاقه. نه آنکه بر کسانی که به دست شما سپرده شده‌اند سروری کنید، بلکه برای گله نمونه باشید» (اول پطرس ۲:۵-۳).

چرا شبان باید برای گله نمونه باشد؟

آیا کافی نیست که فقط تعلیم صحیح بدهد؟ خیر.

آیا واقعا مهم است که در خلوت خانه­اش چگونه زندگی می‌کند؟ بله، بسیار مهم است.

بنابراین جای تعجب نیست که پولس رسول به تیموتائوس می‌گوید:

«به‌دقّت، مراقب شیوۀ زندگی و تعلیم خود باش. در آنها پایداری کن، که اگر چنین کنی خویشتن و شنوندگانت را نجات خواهی داد» (اول تیموتائوس 16:4).

البته پولس کاملا می‌دانست که نجات تنها از آنِ خداست. اما در تدبیر حکیمانهٔ خدا، ظرفی که انجیل را حمل می‌کند نیز باید پاک باشد.

«خادم مقدس، سلاحی هولناک در دست خداست»

رابرت مورِی مک‌شِین[1]، شبان مشهور اسکاتلندی، پس از مرگ نابهنگام برادر بزرگ‌ترش به ایمان حقیقی رسید.

او در سال ۱۸۳۵ تحصیلات الهیاتی خود را به پایان رساند، با این احساس که باید تا زمانی که خدا به او فرصت می‌دهد، با تمام وجود برای خداوند بدود. او اندکی پیش از آغاز خدمت شبانی خود در کلیسای پطرس قدیس در شهر داندی نوشت:

«زندگی به‌سرعت می‌گذرد؛ برای ابدیت شتاب کن.»

ابدیت بسیار زودتر از حد انتظار فرا رسید. او در بیست‌ونه‌سالگی از دنیا رفت، اما پیش از آن اهمیت قدوسیت شخصی را به‌خوبی آموخته بود.

مک‌شِین همواره شبانان همکارش را تشویق می‌کرد که برای گلۀ خود نمونه باشند و تشویقشان می­کرد که بر زندگی و تعلیم خود مراقبت کنند.

او چنین نوشت:

«بیش از هر چیز، روح خود را پرورش دهید. روح خودتان نخستین و بزرگ‌ترین مسئولیت شماست. در پی رشد در قدوسیت شخصی باشید. خدا بیش از استعدادهای بزرگ، شباهت به عیسی را برکت می‌دهد. خادم مقدس، سلاحی هولناک در دست خداست. سخنی که از دهان شما بیرون می‌آید، هنگامی که وجدانتان پاک و دلتان از روح‌القدس لبریز است، ارزشمندتر از ده هزار سخنی است که در بی‌ایمانی و گناه گفته شود.»

نتیجه‌گیری

خدا نه تنها به آنچه می­گوییم اهمیت می­دهد، بلکه به آنچه هستیم نیز توجه دارد.

بنابراین، نباید تعجب کنیم اگر خدا دست برکت خود را از خدمتی بردارد که در آن وجدان رهبر مسیحی آلوده و کدر شده و قلبش احمقانه در الگوهای گناه غرق گشته است.

البته، ما هرگز نمی‌توانیم با تعلیم صحیح و زندگی مقدس، بیداری روحانی را به وجود آوریم.

اما به همان اندازه نیز نباید انتظار داشته باشیم که بدون تعلیم صحیح و بدون قدوسیت شخصی، بیداری حقیقی رخ دهد.

خدا همچنان نجات‌دهندهٔ مقتدر است، اما او معمولا انجیل خود را از طریق خادمانی به کار می‌برد که نه تنها در تعلیم، بلکه در زندگی نیز تصویری از شباهت به مسیح باشند.


[1] Robert Murray M’Cheyne

آرون منیکاف

آرون منیکاف

دکتر آرون منیکاف شبان کلیسای باپتیست Mount Vernon در Sandy Springs، جورجیا، و استاد مدعو تاریخ کلیسا در مدرسه الهیات اصلاح‌شده در آتلانتا است. او نویسنده کتاب‌های Character Matters، Politics and Piety و نیز هم‌نویسنده کتاب Prioritizing Missions in the Local Church است.