چگونه با حکمت سخن بگویم؟

4 سپتامبر 2026

چگونه با حکمت سخن بگویم؟

4 سپتامبر 2026

با فیض خدا، چالش‌های مادری را پشت سر بگذاریم

بهار امسال نقطهٔ عطف بزرگی در زندگی من به عنوان یک مادر است؛ کوچک‌ترین فرزندم از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شود. این پایان مرحله‌ای از مادری است که سال‌ها در آن زندگی کرده‌ام.

مدت‌ها است که می­دانم این لحظه در راه است، اما اکنون که فرا رسیده، احساسات گوناگونی وجودم را پر کرده است؛ شادی برای پسرم که وارد مرحله‌ای تازه از زندگی می‌شود، و در عین حال اندوه از اینکه دیگر هر روز او را در خانه نخواهم دید.

به مقصدی رسیده‌ام که همهٔ والدین دیر یا زود به آن خواهند رسید، اما همچنان نمی‌دانم در سوی دیگر این مرحله چه چیزی در انتظارم است.

وقتی نخستین بار سفر مادری را آغاز کردم، از ندانسته‌های فراوان خود احساس ناتوانی می‌کردم.

در برابر مسئولیت‌های تازه، خود را ناکافی می‌دیدم.

برای تصمیم‌های دشوار تربیتی حکمت لازم را نداشتم و از اشتباه کردن می‌ترسیدم.

از آن زمان تاکنون، با چالش‌های فراوانی روبه‌رو شده‌ام و می‌دانم آزمون‌های دیگری در پیش است.

اما اکنون که به گذشته می‌نگرم، به‌روشنی می‌بینم که فیض خدا در تمام این مسیر با من بوده و او در همهٔ سختی‌ها وفادارانه مرا یاری کرده است.

فرقی نمی‌کند امروز در کدام مرحله از مسیر مادری باشید؛ در آغاز این مسیر، در سال‌های میانی، یا در دوران خالی شدن آشیانه، خدا درست همان‌جا که هستید، به ملاقات شما می‌آید و فیض خود را عطا می‌کند.

این حقیقت را به‌زیبایی در زندگی سه مادر در کتاب مقدس مشاهده می‌کنیم.

در هر یک از این داستان­ها، خدا آنچه را که این مادران نیاز داشتند فراهم کرد و فیض خود را بر ایشان جاری ساخت.

خدا ما را می‌بیند و می‌شناسد

در داستان هاجر، با مادری روبه‌رو می‌شویم که خدا او را در میان رنج‌هایش دید.

هاجر، به عنوان کنیز سارای، بخشی از نقشهٔ انسانی او برای تحقق وعده‌های خدا شد (پیدایش ۱۶).

اما هنگامی که از خشم سارای گریخت و به بیابان پناه برد، خدا به ملاقات او آمد و فیض خود را بر او آشکار ساخت.

هاجر خدا را «ئیل روئی»؛ یعنی «خدای بینا» خواند:

گفت:

«تو خدایی هستی که مرا می‌بینی… آیا براستی در اینجا او را که مرا می‌بیند، دیدم؟» (پیدایش 13:16).

سال‌ها بعد، هنگامی که دوباره در بیابان سرگردان شد و گمان می­کرد که او و پسرش خواهند مرد، خدا بار دیگر او را دید.

فریادش را شنید و دوباره با فیض خود نیازش را برآورده ساخت:

«مترس، زیرا خدا صدای پسر را شنیده است» (پیدایش 17:21).

وقتی ما نیز در نقش مادر با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌شویم، خدا همان‌گونه با فیض فراوان خود به ملاقات ما می‌آید.

او همان «ئیل روئی» است؛ خدایی که می‌بیند.

او ترس‌ها، اندوه‌ها و نگرانی‌های ما را می‌بیند.

دل‌مشغولی ما برای فرزندانمان را می‌شناسد.

فریادهای ما را می‌شنود و به یاری ما می‌آید.

بزرگ‌ترین گواه این حقیقت، رهایی ما از گناه بر روی صلیب مسیح است.

آنجا که خدا پسر یگانهٔ خود را برای ما تسلیم کرد تا مجازاتی را که سزاوار آن بودیم بر خود بگیرد.

اکنون، به واسطۀ ایمان به مسیح، از محکومیت گناه رهایی یافته‌ایم و از آن خدا هستیم.

پولس می‌نویسد:

«اگر خدا با ماست، کیست که بتواند بر ضد ما باشد؟ او که پسر خود را دریغ نداشت، بلکه او را در راه همۀ ما فدا ساخت، آیا همراه با او همه چیز را به ما نخواهد بخشید؟» (رومیان ۳۱:۸-۳۲).

همان خدایی که هاجر را در بیابان دید، فریاد کمک­خواهی ما را نیز می­شنود.

خدا به سبب محبت عهدی خود نجات می‌دهد

در کتاب روت، با زنی به نام نَعومی آشنا می‌شویم زنی که در سرزمین موآب همه چیز خود را از دست داده بود.

شوهرش مرده بود و اندکی بعد هر دو پسرش نیز از دنیا رفتند.

اندوه او چنان سنگین بود که دیگر امیدی به بازگشت شادی به زندگی­اش نداشت.

اما خدا او را تنها نگذاشت و از طریق عروسش روت، که قوم و سرزمین خویش را ترک کرد تا نَعومی را در بازگشت به بِیت­لِحِم همراهی کند، برای او تدبیری اندیشید.

سپس در مزارع غله بِیت­لِحِم، شوهری پرمحبت به نام بوعَز را برای روت و نوه­ای برای نَعومی فراهم نمود.

واژه­ای که بارها در سراسر داستان روت، تکرار می‌شود: محبت «حِسِد» خداست[1].

این واژه تنها به معنای محبت یا مهربانی نیست، بلکه به محبت عهدی، وفادار و تغییرناپذیر خدا نسبت به قوم خود اشاره دارد.

خدا مادران را نیز در سخت‌ترین شرایط با همین محبت عهدی ملاقات می‌کند.

اگر امروز در یکی از دشوارترین فصل‌های مادری هستید، می‌توانید به محبت استوار خدا اعتماد کنید.

محبتی که هرگز عهد خود را نمی‌شکند.

محبتی که نجات می‌دهد.

محبتی که نیازها را فراهم می‌کند.

محبتی که وعده‌های خود را وفادارانه به انجام می‌رساند.

همان خدایی که نَعومی را از دل اندوه بیرون آورد و محبت عهدی خود را بر او و روت آشکار ساخت، امروز نیز نسبت به ما همان خدای وفادار است.

خدا ما را برای رسالتمان تجهیز می‌کند

روزی جبرائیل فرشته بر مریم نوجوان ظاهر شد و به او خبر داد که مادر نجات‌دهندهٔ جهان خواهد شد.

من به‌خوبی به یاد دارم که هنگام نخستین تجربهٔ مادری، چقدر احساس ناتوانی می‌کردم.

حال تصور کنید مریم، در آن سن کم، چنین پیامی را شنید.

اما سرود او نشان می‌دهد که چگونه خدا با فیض خود در زندگی فرزندانش عمل می‌کند:

«زیرا آن قادر که نامش قدوس است، کارهای عظیم برایم کرده است. رحمت او، نسل اندر نسل، همۀ ترسندگانش را در بر می­گیرد» (لوقا ۴۹:۱-۵۰‏).

خدا ما را برای مادری فرا نمی‌خواند چون از پیش می­دانیم چه می­کنیم. او ما را برای پرورش فرزندانی که به دست ما سپرده، انتخاب نمی­کند چون شایسته یا خردمند هستیم، بلکه با فیض بی­کران خود ما را برای مادری مجهز می­سازد:

«قدرت الهیِ او هرآنچه را برای حیات و دینداری نیاز داریم بر ما ارزانی داشته است. این از طریق شناختِ او میسّر شده که ما را به واسطۀ جلال و نیکویی خویش فرا خوانده است» (دوم پطرس 3:1).

او همۀ آنچه را که برای پرورش فرزندانمان نیاز داریم به ما می­بخشد. او حکمت، قدرت و پایداری عطا می­کند و این خبری خوش برای همۀ مادران است.

همان خدایی که فیض خود را بر مریم فرو ریخت، همان فیض را امروز بر ما جاری می‌سازد.

نتیجه‌گیری

هر یک از این سه مادر در کتاب ‌مقدس، در شرایطی کاملا متفاوت، فیض خدا را تجربه کردند و این امر وفاداری او را آشکار ساخت.

هاجر خدایی را شناخت که می‌بیند.

نَعومی خدایی را تجربه کرد که در محبت عهدی خود هرگز شکست نمی‌خورد.

مریم خدایی را شناخت که هر کس را فرا بخواند، برای همان دعوت نیز تجهیز می‌کند.

مادران عزیز، امروز هر کجا که هستید، اطمینان داشته باشید که خدا شما را همان­جا، با فیض خویش ملاقات خواهد کرد.


[1] اشاره به محبت وفادارانه و عهدی خدا دارد.

کریستینا آر. فاکس

کریستینا آر. فاکس

کریستینا آر. فاکس، یک مشاور در Connection Point Alpharetta و ویرایشگر محتوا برای وبلاگ خدمات بانوان در کلیسای مشایخی، enCourage است. او نویسنده چندین کتاب، از جمله «ترس مقدس و مانند پدر ما» است. او همچنین به‌طور منظم در ChristinaFox.com می نویسد.