
بلوغ مسیحی چیست؟
16 سپتامبر 2026قدرت دگرگونکنندهٔ قدوسیت خدا در زندگی روزمره
چند هفته پس از ایمان آوردنم به مسیح، بسیاری از دوستانم دربارهٔ تغییراتی که در زندگیام ایجاد شده بود از من پرسشهایی داشتند؛ بهویژه دربارهٔ تفریحات شبانهام.
آیا هنوز هم بیرون میرفتم؟
آیا «اجازه» داشتم مشروب بنوشم؟
اما پرسشی که بیش از همه در ذهنم ماند، از پدر یکی از دوستانم بود.
او نزد من آمد و گفت:
«چه احساسی داری که دیگران تا پایان عمر مشغول خوشگذرانی خواهند بود و تو باید در کلیسا باشی؟»
امروز که به آن گفتوگو فکر میکنم، لبخندی بر لبم میآید.
اما در آن زمان، این پرسش مرا به فکر فرو برد.
آیا واقعا آماده بودم زندگی گذشتهام را کنار بگذارم؟
آیا آماده بودم به جای زندگی پیشین، یکشنبهها را در کلیسا بگذرانم؟
آیا آماده بودم، به تعبیر پولس رسول:
«آنچه در عقب است به فراموشی میسپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده» (فیلیپیان 13:3).
پرسشی که جهت آن اشتباه است
در بیش از سی سالی که از پیروی من از مسیح گذشته است، بارها با پرسشهایی از این دست روبهرو شدهام.
نکتهٔ جالب این است که تقریبا همهٔ این پرسشها تنها بر امور زمینی متمرکز بودهاند.
همیشه پرسش دربارهٔ من بوده است:
من چه میخواهم؟
چه چیز مرا خوشحال میکند؟
چه چیزی از دست میدهم؟
اما تقریبا هیچگاه کسی نپرسیده است:
خدا چه میخواهد؟
او کیست؟
آنچه او دوست دارد چیست؟
البته این موضوع تعجبآور نیست.
از کسی که هنوز به مسیح ایمان نیاورده، نباید انتظار داشت فراتر از واقعیتهای مادی بیندیشد.
پولس رسول میگوید:
«امّا انسان نفسانی امور مربوط به روح خدا را نمیپذیرد زیرا در نظرش جهالت است، و قادر به درکشان نیست، چرا که قضاوت درست دربارۀ آنها تنها از دیدگاهی روحانی میسّر است» (اول قرنتیان ۲:۱۴).
قدرت دگرگونکنندۀ قدوسیت خدا
ماهها پس از ایمان آوردنم، کمکم دریافتم که میل من برای کنار گذاشتن دنیا و جستوجوی قدوسیت، به میزان شناخت تجربی من از خدا در مسیح بستگی داشت.
هرچه درک من از کیستی خدا عمیقتر میشد، اشتیاق بیشتری برای شباهت یافتن به او در من شکل میگرفت.
این حقیقت، بهویژه دربارهٔ قدوسیت خدا صادق است.
قدوسیت، ذات خداست.
قدوسیت تنها یکی از صفات خدا نیست.
بلکه بنیاد و جوهر وجود اوست.
قدوسیت یعنی پاکی مطلق، کمال اخلاقی کامل، و جدایی مطلق او از هر آنچه آلوده، عادی یا ناپاک است.
الهیدان اصلاحشده، لوئیس برکوف[1]، مینویسد:
«خدا در قدوسیت خود از همهٔ مخلوقاتش متمایز است و در جلال بینهایت خود بر همهٔ آنها برتری دارد.»
قدوسیت تنها صفت الهی است که در کتاب مقدس سه بار پشت سر هم تکرار میشود:
«قدوس، قدوس، قدوس» (اشعیا 3:6؛ مکاشفه 8:4).
این تکرار سهگانه قدوسیت تاکید میکند که خدا کاملا متمایز و مجزا است و هیچ کس همانند او نیست.
جول بیکی[2] دربارهٔ این حقیقت مینویسد:
«او به سبب جلال خود و برای جلال خویش متمایز و قدوس است… او قدوس است، به سبب آنچه در ذات خود به عنوان خدا هست؛ و قدوس است، زیرا با اشتیاقی غیرتمندانه متعهد است تا کیستی خود را در آنچه انجام میدهد، به نمایش بگذارد.»
همهٔ صفات خدا، قدوساند
هنگامی که ما بهراستی با قدوسیت خدا مواجه میشویم، تغییر مییابیم. قدوسیت خدا، برخلاف قدوسیت ما که معیوب و ناپایدار است، ازلی، کامل و تغییرناپذیر است.
این قدوسیت هر کاری را که او انجام میدهد، تعریف میکند. به عنوان مثال:
محبت او، محبتی مقدس است.
عدالت او، عدالتی مقدس است.
رحمت او، رحمتی مقدس است.
قدرت او، قدرتی مقدس است.
حقیقت او، حقیقتی مقدس است.
از این رو، هرچه قدوسیت خدا را بهتر بشناسیم، شیوهٔ اندیشیدن، زندگی کردن و پرستش ما نیز دگرگون خواهد شد.
دیدار با قدوسیت خدا، انسان را تغییر میدهد
هر گاه انسان واقعا با قدوسیت خدا روبهرو شود، دیگر همان انسان سابق باقی نمیماند.
نمونهٔ روشن آن، اشعیا در فصل ششم کتاب اوست. او تحت تاثیر نمایش قدوسیت خدا قرار میگیرد.
هنگامی که جلال و قدوسیت خدا را میبیند، درهم میشکند و فریاد میزند:
«وای بر من! زیرا هلاک شدهام» (اشعیا 5:6).
دیدار با قدوسیت خدا، ما را فروتن میسازد، گناهکار بودنمان را آشکار میسازد، دل و ذهن ما را بازسازی میکند و ما را وامیدارد تا امیال و ارادۀ خود را با خواست و ارادۀ خدا همسو نماییم.
خواست و ارادۀ خدا برای قوم خود روشن است:
«مقدس باشید، زیرا من قدوس هستم» (لاویان 44:11؛ اول پطرس 16:1).
وقتی نیاز خود را به او درمییابیم، خدا ما را برای مقاصد مقدس خود جدا میکند و هر روز بیشتر به شباهت پسرش درمیآورد.
چگونه در قدوسیت رشد کنیم؟
شرح کامل این موضوع مجال بیشتری میطلبد، اما پیام اصلی ساده است:
اگر میخواهید هر روز بیشتر شبیه مسیح شوید، همهٔ تلاش خود را صرف شناخت خدای قدوس کنید؛ پدر، پسر و روحالقدس.
مطالعهٔ کتابهایی همچون قدوسیت خدا اثر آر. سی. اسپرول[3]، شناخت خدا اثر جِی. آی. پَکِر[4]، یا وجود و صفات خدا اثر استیفان چارناک[5] میتواند بسیار سودمند باشد.
اما از همه مهمتر، کتاب مقدس را با دعا و با هدف رشد در شناخت مسیح بخوانید.
دی. اِی. کارسون[6] بهدرستی میگوید:
«انسانها به طور طبیعی به سوی قدوسیت حرکت نمیکنند. اگر تلاشِ برخاسته از فیض خدا نباشد، انسان به طور طبیعی به سوی خداپرستی، دعا، اطاعت از کتاب مقدس، ایمان و لذت بردن از خدا متمایل نمیگردد، بلکه به سوی سازش با گناه، نافرمانی و خرافات کشیده میشود.»
شناخت روزافزون خدای قدوس در شخص مسیح و از طریق او، این حرکت خطرناک را متوقف میکند، ما را در مسیر قدوسیت قرار میدهد و زندگیای سرشار از شادی پایدار و لذت حقیقی به ما میبخشد.
نتیجهگیری
پس اگر روزی کسی از شما پرسید:
«چه احساسی داری که دیگران تا پایان عمر مشغول خوشگذرانی خواهند بود و تو باید در کلیسا باشی؟»
لبخندی بزنید و بگویید:
«اگر خدای قدوس مرا میشناختی، اگر عیسای مسیح را میشناختی، هرگز چنین پرسشی نمیپرسیدی.
حضور در کلیسا برای پرستش او بزرگترین شادی من است.
زیرا تنها اوست که قلب مرا از خوشی واقعی لبریز میکند و شادی کامل را به من میبخشد.»
همانگونه که کتاب مقدس میگوید:
«در حضور تو کمال شادی است، و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد» (مزمور 11:16).
و نیز:
«شادمانی جاودانی زینتبخش سرشان خواهد بود» (اشعیا 10:35).
و خداوند عیسی وعده میدهد:
«شادیتان کامل شود» (یوحنا 24:16).
زیرا هیچ لذتی در این جهان با شناخت، محبت و پرستش خدای قدوس قابل مقایسه نیست.
[1] Louis Berkhof, Summary of Christian Doctrine (Banner of Truth, 2011), 28.
[2] Joel R. Beeke and Paul M. Smalley, Reformed Systematic Theology, Vol. 1 (Crossway, 2004), 569.
[3] R.C. Sproul
[4] J.I. Packer
[5] Stephen Charnock
[6] D.A. Carson, For the Love of God: A Daily Companion for Discovering the Riches of God’s Word, Vol. 2 (Good News Publishers, 2006), as quoted on Goodreads.com.

