
چگونه مزامیر صعود را بخوانیم
13 آوریل 2026آیا طبیعت انسان اساسا نیکوست یا کاملا گناهآلود؟
این اندیشه که انسانها ذاتا نیکو هستند بازتاب بدعت باستانی پلاجیوسی است؛ بدعتی که تعلیم میداد گناه آدم تنها بر خودِ آدم اثر گذاشت. بر اساس این دیدگاه، طبیعت انسان از سقوط آدم متاثر نشد. اما کتاب مقدس خلاف این را تعلیم میدهد و تاکید میکند که گناه آدم بر همهٔ نسل طبیعی او اثر گذاشت (رومیان ۱۲:۵-۱۴). انسانها به طور طبیعی «فرزندان غضب» هستند (افسسیان ۳:۲).
این همان نکتهٔ الهیاتیای است که در عبارت فساد کامل انسان بیان میشود؛ حرف T در واژهٔ TULIP. به بیان دیگر، گناه، همۀ ما (جز عیسای مسیح) را فاسد کرده است: قلب، ذهن، بدن و روح. این تعلیم در سراسر عهد عتیق و عهد جدید یافت میشود (برای نمونه: پیدایش ۵:۶؛ مزمور ۱:۱۴-۳؛ ۲:۱۴۳؛ جامعه ۲۰:۷؛ اشعیا ۶:۶۴؛ مرقس ۱۸:۷-۲۳؛ رومیان ۲۱:۱-۳۲؛ ۱۰:۳-۱۸ و ۲۳؛ ۵:۸-۸؛ غلاطیان ۳:۴؛ افسسیان ۱:۲-۳؛ ۱۷:۴-۱۹؛ تیتوس ۳:۳).
مسیحیان گاه دچار سردرگمی میشوند، زیرا کتاب مقدس تعلیم میدهد که انسان توسط خدا و به صورت خدا آفریده شده است (پیدایش ۲۶:۱-۲۷)، و خدا هر آنچه را آفریده «نیکو» میخواند (آیهٔ ۳۱). اگر هر آنچه خدا آفریده نیکوست و اگر طبیعت انسان نیز آفریدهٔ خداست، پس آیا طبیعت انسان الزاما نیکو نیست؟
پاسخ این است: بله، در اصل چنین بود. طبیعت انسان در آفرینشِ نخست نیکو بود. با این حال، ارادۀ انسان بخشی از طبیعت او است. نخستین انسانها مسئول بودند که ارادهٔ آفریدهشدۀ خود را کاملا با ارادهٔ خدا هماهنگ سازند؛ یعنی از او اطاعت کنند. اما آنان نافرمانی کردند. همانند شیطان، ارادهٔ خود را در زاویهای عمود بر (در تقابل با) ارادهٔ خدا قرار دادند و بدینسان گناه و مصیبت را به جهان و به طبیعت خود وارد کردند.
به بیان دیگر، آنان گناه کردند و با این کار، طبیعت انسان تحریف شده و به فساد کشیده شد. همانگونه که هر چیزی همانند خود را به وجود میآورد، همهٔ انسانها اکنون با طبیعتی سقوطکرده و فاسد متولد میشوند. انسانها اکنون بردگان گناه زاده میشوند.
به همین دلیل، این ادعا که «همه فقط کمی گناه میکنند» نیز نادرست است. ما معمولا خود را با دیگر انسانها مقایسه میکنیم و اغلب بدترین نمونهها را برای مقایسه انتخاب میکنیم. دوست داریم خود را با افرادی مانند آدولف هیتلر، ژوزف استالین، یا مائو تسهتونگ مقایسه کنیم. اگر معیار این باشد که میلیونها نفر را نکشتهایم، احساس خوبی دربارهٔ خود پیدا میکنیم.
اما این معیار کتاب مقدس نیست. معیار، ارادهٔ خدا است و لازمۀ آن، اطاعت کامل از آن اراده است. چنانکه نوشته شده است:
«زیرا اگر کسی تمام شریعت را نگاه دارد امّا در یک مورد بلغزد، مجرم به شکستن تمام شریعت است» (یعقوب ۱۰:۲؛ نیز غلاطیان ۱۰:۳).
پرسش این نیست که: آیا امروز از کشتن میلیونها نفر خودداری کردی؟
پرسش این است: آیا امروز خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت کردی؟ و آیا همسایهٔ خود را همچون خویشتن محبت نمودی؟ (متی ۳۷:۲۲-۳۹).
چند بار در انجام کامل این فرمانها شکست خوردی؟ آیا فقط «کمی» بود؟ خیر. ما بارها و بارها در این امر شکست میخوریم، و این یعنی بسیار گناه میکنیم.
به همین دلیل است که ما به عدالت کامل عیسای مسیح نیاز داریم. او تنها کسی است که شریعت خدا را به طور کامل و بینقص تحقق بخشیده است.

