توبه چیست؟

29 اکتبر 2026

توبه چیست؟

29 اکتبر 2026

هدف زندگی چیست؟

انسان بودن به این معناست که همۀ ما دیر یا زود این پرسش­های بنیادین وجودی را از خودمان خواهیم پرسید: من کیستم؟ چرا اینجا هستم؟ هدف من چیست؟ چرا زندگی من اهمیت دارد؟ خواه نوجوانی باشیم که در تلاش و اندیشۀ اینکه چگونه در جمع هم سن و سالان خود پذیرفته شویم، چه دانشجویی که با اضطراب انتخاب رشته و آیندۀ شغلی خود دست و پنجه نرم می­کند، یا فردی میانسال که شگفت‌زده و متعجب از اینکه چگونه زندگی‌اش تا این اندازه با آنچه برای خود تصور کرده بود متفاوت شده است، این پرسش که «معنا و هدف زندگی چیست؟» همواره دارای اهمیتی دائمی بوده و اغلب در فصول و مراحل مختلف زندگی، به شیوه­هایی نوین دوباره به سراغ ما می‌آید.

اندکی بیندیشید که چقدر غمناک و فاجعه­بار می­بود اگر پاسخی برای این پرسش وجود نداشت. اگر چنین بود، زندگی مطلقا هیچ هدف و مفهومی نداشت؛ ما هدفی نمی‌داشتیم، انتخاب‌هایمان فاقد اهمیت می­شد و در نهایت همه چیز بیهوده و عبث می‌بود. پوچیِ نهفته در نیهیلیزِم (پوچ­گرایی) سایه‌ای تاریک بر زندگی ما و جهانمان می‌افکند.

با این حال، پاسخ نادرست دادن به این پرسش نیز به همان اندازه غمناک و فاجعه­بار است. پیرامون خود شاهد هستیم که افراد و جوامع، شیوه­های گوناگونی را برای پاسخ دادن به این پرسش در پیش می‌گیرند. هرچند ممکن است از انگیزه‌ها و تمایلات حاکم بر دل خود آگاه نباشیم، آنچه را که به عنوان هدف زندگی باور داریم، همواره خود را در ارزش‌ها، اولویت‌ها و اهداف ما نمایان می­سازد. مردم به شیوه­های بسیار متفاوتی به این پرسش که هدف زندگی چیست، پاسخ می‌دهند: عشق، قدرت، موفقیت، شادی، ازدواج، فرزندان، شغل، شهرت، دستاورد، جایگاه اجتماعی، روابط، محبوبیت، زیبایی، ماجراجویی، ثروت، آسایش یا حتی تعبیر والایی مانند «تبدیل جهان به جایی بهتر.»

و گرچه هیچ یک از این امور ذاتا بد نیستند، اما هیچ کدام پاسخ درست به پرسش «هدف زندگی چیست؟» نمی­باشند؛ زیرا هیچ یک فراتر از ساحت افقیِ زندگی زمینی، جهان مادیِ پیش روی چشمان ما و مجموعۀ افکار و امیال خودمان نمی‌رود. برخلاف کسانی که استدلال می‌کنند خدایی وجود ندارد و جهان و هر آنچه در آن است، به نحوی تصادفی از هیچ به همه چیز تبدیل شده است، حقیقت این است که انسان‌ها مخلوق‌اند. ما به وسیلۀ خدا آفریده شده‌ایم و بنابراین برای دانستن اینکه چه کسی هستیم، چرا وجود داریم، چرا جهان وجود دارد و هدف زندگی چیست، به مکاشفۀ خدا - یعنی ارتباط و آشکارسازی او - وابسته‌ایم.

خدا از طریق آفرینش و وجدان با همۀ انسان‌ها «سخن می‌گوید»، اما کامل‌ترین سخن او از طریق کلام مکتوبش، یعنی کتاب‌ مقدس، بیان می­شود. تنها در اینجاست که می‌توان به پرسش پیچیدۀ «هدف زندگی چیست؟» پاسخی درست داد. برای مثال، رومیان 36:11 به ما نشان می‌دهد که خدا سرچشمه، واسطه و غایت تمامی امور است، آنجا که می‌گوید:

«زیرا همه چیز از او، و به واسطۀ او، و برای اوست. او را تا ابد جلال باد.»

به دلیل این حقیقت، نتیجۀ منطقی این است که پاسخ انسان باید جلال دادن خدا باشد. پولس رسول به‌صراحت به ایمانداران می‌گوید: «به بهایی خریده شدید، پس خدا را در بدن خود تجلیل کنید»
(اول قرنتیان 20:6).

در ادامۀ همان نامه، این حکم فراگیر را بیان می‌کند: «پس هر چه می‌کنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن و خواه هر کار دیگر، همه را برای جلال خدا بکنید»
(اول قرنتیان 31:10).

در کار یا در اوقات فراغت، در روزهای خوب یا روزهای دشوار، در جوانی یا سالخوردگی، در روزهای هفته یا آخر هفته، در خدمت روحانی یا امور عادی و روزمره، هدف زندگی ما به عنوان انسان این است که آفریدگار خود را جلال دهیم؛ همان آفریدگاری که فدیه­دهنده و نجات­دهندۀ کسانی هست که تنها به مسیح برای نجات ایمان می‌آورند.

این هدف یعنی جلال دادن خدا و لذت بردن از خدای یگانه و راستین، نه تنها در عهد جدید، بلکه در عهد عتیق نیز دیده می‌شود. کتاب جامعه پس از دوازده فصل تامل دربارۀ بطالت و کوتاهی زندگی «زیر آفتاب»، چنین نتیجه می­گیرد:

«ختم کلام این است: از خدا بترس و فرامین او را نگاه دار، چراکه انسان بودن به‌تمامی همین است» (جامعه 13:12).

در اینجا، خداترسی و نگاه داشتن فرامین او، صرفا بیانی دیگر از معنای جلال دادن خدا و زیستن در مشارکت شادمانه با اوست.

چنین زندگی‌ای بر زمین، پیش‌نمایش و چشیدنِ پیشاپیش آن چیزی است که قوم خدا برای تمام ابدیت در آسمان‌های جدید و زمین جدید انجام خواهند داد. در مکاشفه 11:4، بیست‌وچهار پیر را می‌بینیم که خدا را پرستش کرده و می‌گویند:

«ای خداوندْ خدای ما، تو سزاوار جلال و عزّت و قدرتی، زیرا که آفریدگار همه چیز تویی و همه چیز به خواست تو وجود یافت و به خواست تو آفریده شد.»

با توجه به تاکید بسیار کتاب مقدس بر جلال خدا به عنوان هدف نهایی انسان، جای تعجب نیست که نخستین پرسش «تعلیم‌نامۀ پرسش و پاسخ کوتاه وست‌مینستر» می‌پرسد: «غایت اصلی انسان چیست؟» پاسخ می‌دهد:

«غایت اصلی انسان این است که خدا را جلال دهد و تا ابد از او لذت ببرد.»

جلال دادن خدا باری سنگین و طاقت‌فرسا یا خدمتی از روی اجبار و اکراه نیست که به او تقدیم کنیم؛ همچنین جدا از رابطه‌ای شخصی و محبت‌آمیز با او نیست. بلکه جلال دادن خدا، اشتیاقی اصیل و برخاسته از قلبی تولد تازه یافته، خواسته‌ای برای نزدیک شدن به خدای عهدبند در مشارکت با او، برای گام برداشتن در راه‌هایی که او را خشنود می‌سازند، برای ستایش و شکرگزاری از او به خاطر ذات و کارهای پرجلالش، برای شناخت عمیق­تر او از طریق کلامش و برای اعلام و موعظۀ نیکویی و کمالات او به جهان است.

در دنیای مدرن و پرشتاب امروز، در میان انبوهی از فهرست‌های طولانی کارها، جلسات شغلی، مسئولیت‌های خانوادگی، دوندگی­های روزمره و میلیون‌ها مشغلۀ دیگر، بسیار آسان است که هدف بنیادین خود را برای جلال دادن و لذت بردن از خدا از یاد ببریم. اما جلال دادن و لذت بردن از خدا صرفا یک وظیفۀ «روحانی» نیست که پس از انجام دادن تمام مسئولیت‌های زمینی، در پایان روز بدان بپردازیم؛ بلکه باید در برابر وسوسۀ فراموش کردن این هدف در حین انجام امور عادی و روزمرۀ­ زندگی‌مان، هوشیار باشیم: قرار ملاقات با پزشک، تماشای بازی فوتبال، خوردن ناهار، تعویض روغن خودرو، جلسات اداری، شستن لباس‌ها یا انجام تکلیف مدرسه.

جلال دادن خدا و لذت بردن از او همان هدفی است که برای انجامش آفریده شده­ایم و هنگامی که چنین می­کنیم والاترین هدف زندگی­مان را محقق ساخته و بزرگ­ترین شادمانی خویش را تجربه می‌کنیم، زیرا این امر ما را به خدای تثلیث که برای او آفریده شده­ایم نزدیک می­سازد.

کری هان دِولین

کری هان دِولین

کری هان دِولین، معاون سردبیر خدمات لیگونیر و مجلۀ [تیبل‌تاک] و مشاور رسمی کتاب‌مقدسی است. او نویسندۀ کتاب [لنگ‌لنگان به سوی آسمان: زیستن با ایمان در میان رنج‌های فراگیر و مزمن است.