درس ۱: در مسیح
به مجموعهی جدید مطالعاتی با موضوع «اتحاد با مسیح» خوش اومدید. این درس اول ماست و میتونید حدس بزنید که مقدمهاَس. اگه به دنبال آیه یا کتابی هستید که بتونیم مقدمهی خوبی برای این موضوع تهیه کنیم، بهتره که کتاب مقدستون رو باز کنید و به نامههای پولس به افسسیان مراجعه کنید.
نمیدونم وقتی مردم دربارهی ایمانتون از شما سؤال میکنند، چطوری خودتون رو توصیف میکنید. شاید بگید پرزبیتری یا بپتیست هستید یا شاید بِگید، «من از کلیسای اسقفی» هستم. یا شاید بهتره بِگید، که «من مسیحی» هستم. احتمالاً اکثرمون فکر نمیکنیم که اگه از ایمانداران اولیه میخواستید که خودشون رو توصیف بکنند، قطعاً هرگز خودشون رو با عنوان «مسیحی» توصیف نمیکردند. کلمهی «مسیحی» فقط سه بار در عهد جدید دیده میشه.
یادتون هست که شاگردان برای اولین بار در انطاکیه، «مسیحی» نامیده شدند و بعداً در اعمال رسولان، اغریپاسِ پادشاه به پولس رسول گفت، «فکر میکُنی به این راحتی میتونی من رو مسیحی کُنی»؛ و یادتونه که بعداً پطرس در نامهاش دربارهی رنجِ مسیحیان صحبت میکُنه. به احتمال زیاد، «مسیحی» یک اصطلاح ناشایست بود. طرز استفادهی مردم از اون، مثلِ استفاده از کلمهی «بنیادگرا» در زمانِ حاله. این یک اصطلاح نفرتانگیزه و به نظرم، به احتمال زیاد، کلمهی «مسیحی» اینطوری رواج پیدا کرد.
پس وقتی عهد جدید رو میخونید، اگه اعمال رسولان رو بخونید، مثلاً کلمهای که برای توصیف ما بهکار رفته، هست «شاگرد» یا گاهی اوقات «پیروان طریق» هست. یادتونه که خداوندمون عیسی در یوحنا ۱۴ آیهی ۶ گفت، «من راه هستم»؛ پس مسیحیان خودشون رو پیروان خداوند عیسی، پیروان «طریق» میدونستند. اگه از پولس رسول میپرسیدید که «بیشتر اوقات در مورد خودت چه فکری میکُنی»، احتمالاً جوابش «پیرو طریق» نبود، احتمالاً «مسیحی» هم نبود. جوابش این بود، «من مردی در مسیح» هستم.
یادمه بهعنوان مسیحی خیلی جوان، نامهی دوم پولس به قرنتیان، باب ۱۲ رو میخوندم، یادتونه که دربارهی خاری در جسم صحبت میکُنه. اینطوری شروع میکُنه، «شخصی رو در مسیح میشناسم که مکاشفات فوقالعادهای از شگفتی و فیض خدا داشت، اونقدر فوقالعاده بود که احساس کردم جایز نیست اونها رو برای دیگران توصیف کنم.» بهوضوح یادمه که بهعنوان یه مسیحی خیلی جوان، وقتیکه رو میخوندم، نمیدونستم که این «شخص در مسیح» کیه؛ این «شخص در مسیح» که ناشناختهاَس و پولس بِهِش اشاره میکُنه؟ من بهخاطر کُندذهنی و زندگی در آبوهوای سرد، بالاخره متوجه شدم که در واقع دربارهی خودش صحبت میکُنه. این طرز فکر اصلی پولس رسول دربارهی خودِشه. او «در مسیحه».
اگه به این کلمات فکر کنید و بعد، مثلاً سیزده نامهی پولس رو بهسرعت مرور کنید، متحیر میشید که چقدر این اصطلاح یا یه شکلی از اون رو بهکار میبَره، حسابی متحیر میشید که اگه قبلاً بِهِش توجه نکرده بودید، متعجب میشید که چطور تونستید یه مدت طولانی کتاب مقدس بخونید و هرگز متوجه نَشید که این طرز فکر اصلی پولس رسول در مورد خودِشه.
ما میخوایم به شکلهای مختلف در درسهایی که با همدیگه داریم، به این دو کلمه، یه حرف اضافهی کوچیک و یه اسم بزرگ فکر کنیم؛ اینکه مفهوم در مسیح بودن چیه. در پایان این جلسات، برای اینکه فکر کردید این طولانیترین توضیح برای دو کلمه در تاریخ کلیسای مسیحی بوده، شما رو میبخشم؛ اما حقیقت اینه که ما فقط میتونیم بهطور سطحی به این آموزهی غنی و شگفتانگیز رسیدگی کنیم.
امیدوارم تا پایان این درسها، هرگز فراموش نکنیم که این هویت مسیحی ماست. در هر روز از زندگی مسیحی به خودمون یادآوری میکنیم و وقتی عهد جدید رو میخونیم، به ما یادآوری میشه که حقیقت اساسی دربارهی من اینه که من شخصی در مسیح هستم، یه مرد در مسیح یا یه زن در مسیح. در بیش از هشتاد مورد، پولس از این کلمات استفاده میکُنه. در خیلی از موارد دیگه، خودش رو «در خداوند» یا «در او» یا «در خداوند عیسی مسیح» خطاب میکُنه. در واقع، آیات خیلی زیادی در نامههاش هست که در درسهامون روی اونها تمرکز خواهیم کرد. آیات زیادی که اگرچه در اونها از این کلمات استفاده نمیکُنه، اما این کلمات یه پیشفرضه و در همهی حرفهاش این پیشفرض وجود داره.
حالا یه محقق عهد جدید از چیزی استفاده میکُنه که به نظرم شاید مثال خوبی باشه. او میگه ظاهراً کلمهی «مافیا»؛ من هرگز این فیلم رو تماشا نکردم؛ او میگه کلمهی «مافیا» هیچوقت در فیلم «پدرخونده» مطرح نشده، اما کل این فیلم دربارهی مافیاست. پس وقتی اول از همه به اشارات مختلفِ «در مسیح»، «در خداوند»، «در او» میرسیم، متوجه میشیم که حتی وقتی این اصطلاح بهکار نرفته، اما این پیشینهی همهی حرفهای پولس رسول دربارهی زندگی مسیحیِه.
ما مردان و زنان، جوانانی هستیم که «در خداوند عیسی مسیح» هستیم و میخوایم این رو با هم امتحان و بررسی کنیم. میخوام این تفکر رو با اشارهی کوتاهی به افسسیان، باب ۱ و بعد بقیهی نامهی پولس به افسسیان معرفی کنم. افسسیان ۱، چی رو یاد ما میندازه؟ برای بسیاری که کتاب مقدس و آموزههای مسیحی رو بهخوبی مطالعه کردند، اولین چیزی که میگَن اینه که «آه! این آیه دربارهی برگزیدگیِ. ما در مسیح برگزیده شدیم.» میدونید، وقتی اینو میگیم، شاید میخوایم این حقیقت رو توضیح بِدیم که «در مسیح» برگزیده شدیم و در واقع، وقتی پولس نامهاش به افسسیان رو با این کلمات شگفتانگیز شروع میکُنه، از آیهی ۳ تا آخرِ آیهی ۱۴ که یه جملهی طولانی در متن یونانیِه؛ در واقع به این موضوع فکر میکُنه. بله، درسته که میخواد بر منشأ برگزیدگی مقتدرانهی خدا تأکید کُنه، اما اساساً میخواد ما این امتیازات و برکاتی رو ببینیم که اگه واقعاً در مسیح هستیم، به ما تعلق داره.
حقیقتاً، او این نامه رو به شکل خیلی جالبی شروع میکُنه، اینطور نیست؟ او به مقدسینی مینویسه که در افسس هستند، اما در مسیح عیسی وفادارند؛ و کل نامه از اینجا شکل میگیره. مسیحیان، شهروندان دو دنیای متفاوتاَند. در این مورد، ما در افسس یا نیویورک یا مِمفیس یا لندن یا پاریس یا آرژانتین یا سِئول، کُره یا شاید در اورشلیم زندگی میکنیم، اما اگه مسیحی هستیم، اساساً در این مکانها بهعنوان افرادی زندگی میکنیم که اول از همه در مسیح عیسی هستیم.
البته به همین دلیله که اگر در دنیا سفر کنید و به بعضی از این شهرها بِرید و با ایمانداران مسیحی ملاقات کنید، متوجه میشید که ما هموطنایم. به یک شهر تعلق داریم. پولس به فیلیپیان میگه، «ما شهروند آسمان هستیم.» ما به یک ملت تعلق داریم. تحت حکومت یک پادشاه هستیم. همهی ما در مسیح عیسی به او ایمان داریم. در آیات بعدی، اینو بیشتر توضیح میده؛ بهعنوان مثال، «[خدا] ما را مبارک ساخت به هر برکت روحانی در جایهای آسمانی در مسیح.» نکتهای که اینجا بِهِش اشاره میکُنه و باید بِهِش مراجعه کنیم، اینه که برکات روحانی در دسترس ما نیست، مگر برکاتی که در مسیح عیسی به ما داده میشه.
پس باید به این اتحاد با مسیح نگاه کنیم تا قدرِ برکاتی رو که مالِ ماست، بِدونیم. اون توضیح میده که چطوری همهی اینها شروع شد. ما پیش از آفرینش جهان، «در مسیح» برگزیده شدیم. ما جدا از مسیح برگزیده نشدیم، بلکه «در مسیح» برگزیده شُدیم. و بعد در ادامه دربارهی برکاتی صحبت میکُنه که از طریق فیض خدا به ما رسیده. او ما رو از پیش برگزید تا از طریق عیسی مسیح به فرزندخوندگی پذیرفته بِشیم. او ما رو در مسیح عیسی فدیه کرد، آیهی ۷، «در وی بهسبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهان را... یافتهایم.» در آیهی ۹، اهدافی که خدا به انجام میرِسونه، در مسیح عیسی برای ما به انجام میرِسونه.
او این اهداف رو در مسیح پیش میبَره. در واقع، این هدفِ آیهی ۱۰، اینه که میخواد همهچیز رو در مسیح عیسی، در آسمان و زمین با هم متحد کُنه. شاید اینجا این مفهوم رو در نظر داشت که خدا دو تا خانواده آفریده؛ خانوادهی آسمانی، خانوادهی زمینی. بخشی از خانوادهی آسمانی در برابر خدا سرکشی کرد. خانوادهی زمینی هم در برابر خدا سرکشی کرد؛ پس این خانواده خدشهدار شده. این خانواده، این بخش از خانواده سقوط کرده، اما در مسیح عیسی، نهتنها ما با خدا در او آشتی کردیم و به خانواده بازگشتیم، بلکه هدف خدا در مسیح عیسی اینه که خانوادهی آسمانی و خانوادهی زمینی رو بهعنوان یک خانواده، زیرِ یه سَر در آسمان جدید و زمین جدید قرار بِده.
پس پولس رسول این درک پرعظمت هیجانانگیز رو دربارهی مفهومِ در عیسی مسیح بودن داره و در ادامه دربارهی این حقیقت صحبت میکُنه که ما در مسیح، میراث پُرجلالی داریم. و در آیهی ۱۲، همهی اینها نتیجهی امید ماست، یعنی اطمینان کامل به اینکه ما در مسیح هستیم. در آیهی ۱۳، دوباره به ما این اطمینان رو میده که این امید مأیوس نخواهد شد. ما که اول به مسیح امیدوار بودیم، جلال او را خواهیم ستود. «و در وی شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قدوس وعده مختوم شُدید.» به نظر میرسه که این برکات بر ایمانداران مسیحی نازل میشه، اما منشاء و منبع همهی این برکات، منحصر به خداوند ما عیسی مسیحه.
به همین دلیل، استاد اعظم زندگی روحانی، ما را ملزم کرده که به دنبال برکت از جایِ دیگه نباشیم، ، بلکه به خداوندمون عیسی مسیح نگاه کنیم و به افتخاری که در اتحاد با او داریم. به نظرم، شگفتانگیزه که بی.بی. وارفیلد؛ الهیدان بزرگ قرن گذشته، اینطور گفته که «افسسیان ۱: ۳-۱۴ هرگز نباید در کلیسا خونده بِشه. همیشه باید سراییده بِشه»؛ و شما به افتخاری که نصیب ما شده پی بُردید، درسته؟ متوجه شُدید که چقدر این عبارت پیشفرضهَ «در مسیح»، بزرگ و عظیمه؛ چون همهی چیزهایی رو در برمیگیره که در او به ما تعلق داره و همهی چیزهایی که به خاطر تعلق داشتن به او، مالِ ما میشه.
اینجا میبینید، حتی در این آیات، پولس رسول تقریباً کلِ زندگی مسیحی رو از منشأ و برگزیدگی ما در مسیح تا تجربهی نهایی ما از میراثی که با فیض از طریق روح در مسیح به ما تعلق داره، تحت پوشش قرار میده. وقتی به پیشینهی این مسیحیان در افسس، که اساساً در مسیح هستند، فکر میکنید و بعد بقیهی این نامه رو میخونید، میبینید که این مفهومِ همهی ابعاد زندگی مسیحی رو آشکار میکُنه. در باب ۲، ما که در خطایا و گناهان مُرده بودیم، در مسیح عیسی و با او برخیزانیده شدیم و همهی اینها در زندگی ما شروع شد.
و بعد، در باب ۳ اینو بررسی میکُنه. این ما رو وارد برکات اتحاد با عیسی مسیح میکُنه و چشمان ما رو باز میکُنه که شگفتی این موضوع رو ببینیم. آیا جالب نیست که پولس دعا میکُنه که این اتفاق بیفته؟ نمیدونم تا حالا با مسیحیانی ملاقات کردید که فکر میکنند چون تولد تازه دارند، همهچیز رو میدونند. اما پولس هرگز در مورد کسانی که از طریق خدمت او ایمان آوردند، چنین فکری رو نداره. او متوجه شد که اونها نیاز داشتند که چشم ادراکشون باز بِشه تا عظمت چیزی رو که از طریق خداوندمون عیسی مسیح، مالِ اونها شده درک کنند.
بعد در باب دوم به ما میگه که چطور با رستاخیزمون در مسیح، تولد روحانیمون، اتحادمون با مسیح که فراتر از مرزهای یهود و غیریهوده، به اینجا رسیدیم و با هم یه معبد رو در خداوند میسازیم. بعد در باب سوم، برای ما توصیف میکُنه که در مسیح بودن شاملِ چه چیزهایی میشه.
بعد در بابهای باقیمانده، در نیمهی اول باب ۴ به ما میگه که اونجا هرگز تنها نیستیم. همهی کسانی که با عیسی مسیح متحد شدند، با هم متحد شدند؛ و دربارهی ما بهعنوان بدن مسیح با اعضای مختلف صحبت میکُنه، کسانی که با مسیح متحد شدند و در این مشارکت، عطایای مختلف و خدمات مختلف دارند تا با همدیگه رشد کنیم و شکوه و جلال خداوندمون عیسی مسیح رو منعکس کنیم. بعد به این اصلی برمیگرده که در ابتدا مطرح کرده بود، «بله، شما در مسیح هستید، اما در افسس هم هستید. در زندگیتون، تضادِ این دو دنیا وجود داره. در زندگیتون، تضادِ فرهنگها وجود داره.» او به این مسیحیان راه رو نشون میده، که «چطوری مطابق مفهومِ در مسیح بودن زندگی کنم، وقتی در افسس یا جاهای دیگه زندگی میکنم؟» اون این تشویق کاربردی رو دربارهی زندگی فردی در مسیح، در تبدیل سبک زندگیمون به ما میده؛ و بعد بهطور گروهی در دنیایی که در اون زندگی میکنیم، بعد بهزیبایی، از لحاظ زندگی خانوادگیمون این کار رو میکُنه، اینطور نیست؟
مفهوم «در مسیح» بودن در زندگی خانوادگی، در رابطه با همسرتون، در رابطه با فرزندانتون چیه؟ اگه فرزند هستید؛ مفهومش در رابطه با پدر و مادرتون چیه؟ او میگه، همهی اینها در زندگی مسیحیمون اتفاق میاُفته، چون ما در خداوند هستیم، «در مسیح» هستیم. بعد بهطرز عجیبی، با بخش معروف جنگاوری، در باب ۶، آیات ۱۰ تا ۲۰ تموم میکُنه. وقتی این رو میبینید، کلماتی رو که در ابتدای این بخش مطرح میکُنه، درک میکنید. «در توانایی قوت او زورآور شوید.» در توانایی قوت او زورآور شوید.
و یکی از مسائل شایانِ توجه دربارهی حرفهای او، در اول افسسیانه که میگه، «شما در مسیح هستید،» اما یادتون باشه که در افسس هم هستید؛ و در پایان میگه، «در توانایی قوت او زورآور شوید»، چون در مسیح بودن، همون حوزهای هست که خیلی تحت حمله قرار میگیرید و خیلی شایانِ توجه هست که این نامهی شگفتانگیز رو بینِ این دو جمله قرار میده و میگه، در مسیح، ما را «با او برخیزانید و در جایهای آسمانی در مسیح عیسی نشانید.» اما بعد در پایانِ این نامه، این جنگ روحانی کجا اتفاق میاُفته؟ او میگه، «ما را کشتی گرفتن با خون و جسم نیست بلکه با ریاستها و قدرتها.»
اونها کجا هستند؟ در عالَم روحانیای هستند که ما از طریق اتحاد و مشارکت با خداوندمون عیسی مسیح به اونجا رفتیم. البته به همین دلیل شبانان در همهجا و در طول اعصار، غالباً نوایمانانی رو داشتند که بعد از چند ماه پیشِ اونها اومدند و گفتند، «کشیش، به من بگو چرا بعد از اینکه مسیحی شدم و با مسیح متحد شدم، زندگی برای من سختتر شده؟» دلیلش اینه که پیش از اتحاد با مسیح، همونطور که پولس در باب ۲ میگه، «تحت قدرت نیروهای تاریکی بودید.» اونها نیاز به تلاشِ زیادی نداشتند که شما رو اونجا نگه دارند، اما الان که با فیض خدا بهطرف عیسی مسیح اومدید، میتونیم بِگیم که کل جهنم برعلیه شماست، چون شما به خداوند عیسی تعلق دارید. اگرچه شیطان و زیردستهاش میدونند که هرگز نمیتونن نجاتتون رو از بین ببرند، اما هر کاری که در توانشون باشه، انجام میدَن تا لذتتون از این نجات و اطمینانتون از این نجات رو نابود کنند.
پس دقیقاً در آخر میگه، باید اسلحهی خدا رو بپوشید؛ و مطمئنم که بهخوبی با این آیات آشنایید، شما نشون دادید که هر بخشی از این سلاح، سلاحیه که خودِ عیسی مسیح با قدرت پوشیده. حالا این اصل مهمی برای ماست که باید در پایان این درس اونو درک کنیم. نمیدونم که وقتی مسیحی شُدید، یه نفر شما رو تشویق کرد که عیسی رو واردِ قلبتون کنید؛ چون ما در یکی از شاخههای فرهنگی دنیای انجیلی زندگی میکردیم که این زبانِ رایجِ مسیحی شدن برای اونهاست، «باید اجازه بِدید عیسی وارد بِشه.» حالا مواردی در عهد جدید هست که رسولان دربارهی «وارد شدنِ» مسیح صحبت میکنند، اما عمدتاً تعلیم عهد جدید اینه که باید بیرون بِرید.
باید از مَنیَّتِتون خارج بِشید و به دولتمندی فیض خدا وارد بِشید که در عیسی مسیح برای شماست. این خیلی مهمِه، ما در یک دنیای درونی زندگی میکنیم، در یک دنیای بسیار درونی زندگی میکنیم. در یه دنیای خودمحور زندگی میکنیم، در یه دنیای خودشیفته زندگی میکنیم، در یک دنیایی که من در مرکزش هستم و این میتونه روی ما ایمانداران مسیحی تأثیر بِگذاره؛ پس باید از مَنیّتِمون خارج بِشیم و واردِ مسیح بِشیم و بعد باید همهی چیزهایی رو که به ما تعلق داره، در مسیح ببینیم.
یادمه سالها پیش که دانشجوی جوانی بودم، به کنفرانس دانشجویان در هلند رفتم و این فرصت رو به من دادند که صحبت کنم و یکی از دانشجوهای دیگه که اونجا بود، مرد خیلی شیرینی بود که دوستش بِهش میگفت، «هَریِ خوشحال». اون به من گفت، «آیا میخوای دربارهی زندگیِ بدونِ عیسی مسیح با ما صحبت کُنی؟» من گفتم، «نَه هَری، میخوام دربارهی زندگی در عیسی مسیح صحبت کنم.» اون به من گفت، «آه، منظورم همین بود.» من فکر کردم دقیقاً همینه، مگه نه؟ کسانی که در مسیح هستند، زندگی میکنند؛ فکر کردم منظورش جدا از عیسی مسیح زندگی کردَنه؛ اما منظورش زندگی مسیحی بر اساس منابعی بود که به ما تعلق داره، چون از ازل تا ابد، ما با خداوندمون عیسی مسیح متحد شُدیم؛ و دفعهی بعد بیشتر بهش میپردازیم.