
روت که بود؟
13 فوریه 2026
چالشهای معاصر پیشِ روی نجاتشناسی مسیحی
20 فوریه 2026نجات در کتاب مقدس
کتاب مقدس با آفرینش آسمانها و زمین آغاز میشود (پیدایش ۱-۲)، و با آفرینش آسمانها و زمینی نو پایان مییابد (مکاشفه ۲۱-۲۲). آفرینش و آفرینشِ نو، تمام محتوای تاریخی نجاتِ کتاب مقدس را در بر میگیرند و آن را در زمینۀ مناسب خدامحور خود قرار میدهند. به عبارت دیگر، نجات انسان هدف نهایی نیست، بلکه هدفی ماقبلِ آخر است. کتاب مقدس انسانمحور نیست، خدامحور است. هدف و غایت نهایی، خودِ خدا و جلال اوست، و نجات انسان در خدمت آن هدف نهایی قرار دارد.
اوج کار آفرینش در شش روزِ پیدایش، آفرینش آدم و حوا بود. اما انسان به خودی خود هدف نیست. روز هفتم نشان میدهد که انسان برای پرستشِ خالق خود آفریده شده است. خدا با نخستین انسان عهدی بست که معمولا «عهد اعمال» نامیده میشود. در این عهد، «حیات به آدم وعده داده شد و در او به نسلش، مشروط بر اطاعت کامل و شخصی» (اعتقادنامۀ وستمینستر، ۲.۷). متاسفانه، آدم و حوا انتخاب کردند، سخن مار را بر سخن خالقِ محبتآمیز خود ترجیح دهند. آنان بر ضد خدا گناه کردند و دیگر قادر نبودند از طریق عهد اعمال به حیات جاودان دست یابند (پیدایش ۳). فرزندان آنان نیز در همین وضعیتِ گمگشتگی کامل متولد میشوند.
داستان نجات در کتاب مقدس بلافاصله پس از سقوط آدم در گناه آغاز میشود. خدا به جای آنکه آدم و حوا را در وضعیت دشمنی دائمی با خود رها کند، به مار گفت که «میان تو و زن، و میان نسل تو و نسل زن، دشمنی میگذارم.» سپس این وعدۀ شگفتانگیز را افزود: «او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ وی را خواهی زد» (پیدایش ۱۵:۳). این، اعلانِ جنگِ خدا علیه مار و در عین حال، اعلامِ فیض برای آدم و حواست. از این نقطه به بعد، هر آنچه میخوانیم، کارِ خدا برای تحقق نهایی همین وعدههای نخستین است.
در آغاز، بشر هرچه بیشتر در فساد و گناه فرو میرود و خدا جهان را با طوفان داوری میکند (پیدایش ۶–۹). اندکبازماندگان نیز در گناه ادامه میدهند و خدا زبانهای آنان را مشوش ساخته و ایشان را در سراسر زمین پراکنده میکند (پیدایش ۱۱). اما سپس خدا اَبرام را فرا میخواند و با او عهدی میبندد. از جمله وعدههایی که به ابراهیم داده شد:
«از تو قومی بزرگ پدید خواهم آورد… و همۀ طوایف زمین به واسطۀ تو برکت خواهند یافت».
(پیدایش ۲:۱۲-۳)
کار نجات انسان از طریق یکی از پسران ابراهیم به انجام خواهد رسید.
در نهایت، نسل ابراهیم در مصر به بندگی کشیده میشوند. در آنجا آنها به قومی پرشمار تبدیل میگردند (خروج ۷:۱). پس از چهارصد سال، خدا به موسی اعلام میکند که چه کاری انجام خواهد داد و به او فرمان میدهد به قوم بگوید:
«من یهوه هستم… شما را از زیر یوغ بندگی مصریان بیرون خواهم آورد… شما را بر خواهم گرفت تا قوم من باشید و من خدای شما خواهم بود… و شما را به سرزمینی خواهم برد که با دست افراشته سوگند خوردم آن را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب ببخشم» (خروج ۶:۶-۸).
«من شما را بیرون خواهم آورد، و من شما را وارد خواهم کرد.» کار «بیرون آوردن» و «وارد کردن» الگوی بنیادین کار نجات خدا در عهد عتیق است. هنگامی که انبیا بعدها از نجاتی بزرگتر در آینده سخن میگویند، آن را با استفاده از اصطلاحات خروج توصیف میکنند.
در جریان خروج، خدا شریعت خود را به قوم میدهد و بنیان پادشاهی آینده را در سرزمین موعود مینهد. اما این پادشاهی به سبب گناهان پادشاهان و قوم پایدار نمیماند. با وجود هشدارهای انبیا، قوم توبه نمیکنند و به تبعید فرستاده میشوند. با این حال، هشدارهای نبوتی دربارۀ داوری، آخرین سخن نیست. خدا وعده میدهد که پس از داوری، نجاتی بزرگتر از خروج نخست انجام خواهد شد. او پادشاهی مسیحایی را برای قومش خواهد فرستاد تا نجاتشان دهد. او عهدی تازه برقرار خواهد کرد، و آسمانها و زمینی نو خواهد آفرید.
صدها سال بعد، فرشتهای بر زنی جوان در اسرائیل ظاهر میشود و به او اعلام میکند که پسرش همان پادشاه مسیحاییِ موعود خواهد بود (لوقا ۲۶:۱-۳۳). نام او عیسی خواهد بود، «زیرا قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید» (متی ۲۱:۱). عیسی همان کسی است که آمده تا سرِ مار را درهم بکوبد. او پسر ابراهیم است که از طریق او قومها برکت خواهند یافت (متی ۱:۱). او همان خادمِ رنجدیدهای است که به خاطر نافرمانیهای ما مجروح و به سبب گناهان ما لِه گشت (اشعیا ۵:۵۳). او برای گناهان ما مرد (اول قرنتیان ۳:۱۵) و هر که به او ایمان آورد نجات خواهد یافت (یوحنا ۱۶:۳؛ اعمال ۳۱:۱۶).
آدمِ دوم، سرِ انسانیتی جدید است، و در خروجی بزرگتر، او قوم خود را از گناه و تاریکی بیرون میآورد و به پادشاهی خویش وارد میکند تا خدا را پرستش کنند، در اتحاد و مشارکت با خدا باشند، و تا ابد از خدا لذت ببرند. کار نجاتبخش عیسای مسیح و به کار بستن آن برای قومش، یکی از پرجلالترین آموزههای کتاب مقدس است. در این مجموعه مقالات، بررسی خواهیم کرد که کلیسا چگونه آموزۀ کتابمقدسی نجات را درک کرده (و گاهی نادرست درک کرده) و تلاش خواهیم کرد توضیح دهیم چرا درک درست این آموزه برای زندگی مسیحی ما اهمیتی اساسی دارد.

