قدس‌الاقداس

8 می 2026

قدس‌الاقداس

8 می 2026

وقتی احساسِ درجا زدن می‌کنم

دوران کودکی من در ایرلند سپری شد، و در آنجا ما بیش از حد معمول چهارشنبه‌های بارانی و دلگیر داشتیم. به یاد دارم که در میانۀ هفته، و با شبی پر از تکلیف درسی پیش رو، با گام­هایی سنگین در میان باران ریز و خیس­کننده از مدرسه به خانه بازمی‌گشتم. زیر بار سنگین کتاب‌هایی که صفحاتشان از رطوبت موج‌دار شده بود و با جوراب‌هایی خیس از آبی که از مچ پا وارد و از نوک انگشتان خارج می‌شد، حال و روزم چیزی شبیه گربه‌ای در وان حمام بود (هرچند نه به همان اندازه خشمگین).

جان انسان نیز عصرهای چهارشنبۀ‌ دلگیر و بارانی خاص خود را می­شناسد. ما همگی همچون پسر گمشده، در جهانی که به سبب انتخاب آدم آلوده شده، در راه بازگشت به سوی خانه قدم می‌زنیم. سقوط، شادی‌ها را مخدوش و کدر می‌سازد. بارهایی سنگین از گناه، شرم و حسرت، بر شانه‌های ما فشار می‌آورد. ترس‌های درون و مشکلات بیرون، چون ابرهای تیرهٔ رعدآسا بر ما سایه می‌افکنند. مشتاقیم صدای گام‌های شتابان پدری را بشنویم که به استقبال می‌آید، بازوانی نیرومند که ما را در آغوش می­گیرد و احساس اشک‌های گرم او بر گونه‌هایمان. اما آرزوهای برآورده‌نشده همچون همراهانی همیشگی در پی ما هستند. بهترین لحظات ما همواره گسسته می‌شوند، و همچون رسیدن آخر هفته برای دانش‌آموزی که در میانۀ هفته است، آسمان چنان دور می‌نماید که گویی برای همیشه دست­نیافتنی است.

سخت‌ترین این زمان‌ها هیچ توضیح مشخصی ندارند. گناه یا خطای مشخصی به عنوان مقصر ماجرا به چشم نمی‌آید. حالتی بی‌روح و مبهم داریم و نمی‌دانیم چرا (مزمور ۵:۴۲). در این سرزمین دور، به‌سادگی اسیر الهیاتی تاریک می‌شویم که بر احساسات بنا شد‌اند. نتیجه روشن است: چون احساس نمی‌کنیم خدا با ما سخن می‌گوید، خواندن کتاب مقدس را کنار می‌گذاریم؛ چون حس نمی‌کنیم او گوش می‌دهد، دعا را ترک می‌کنیم. رخوت و بی­حالی همه چیز را فرا­ می­گیرد؛ و ما درجا می‌زنیم. چه باید کرد؟

نخست، به یاد آورید: شما تنها نیستید.

همهٔ فرزندان خدا این راه‌ها را پیش از تو پیموده‌اند. مزمورنویسان بارها احساس ترک‌شدگی کردند، با این حال همچنان دستانشان را به سوی خدا دراز نموده­اند. داوود فریاد زد: «تا به کی، ای خداوند؟ آیا مرا تا ابد فراموش خواهی کرد؟» (مزمور ۱:۱۳). پسران قورح پرسیدند: «ای جانِ من، چرا افسرده‌ای؟ چرا در اندرونم پریشانی؟» (مزمور ۵:۴۲). این مقدسین نزد خدا می­آمدند و می­پرسیدند تا به کی روی خود را از ایشان خواهد پوشانید. در اینجا درسی نهفته است: انسان­های نیکو غالبا حالشان بدتر از وضعیت واقعی ایشان است. آنان در تاریکیِ یأس آغاز می‌کنند، اما در آن به پایان نمی‌رسانند. در میان ناله‌ها، دل‌هایشان از کلام خدا لبریز است. حتی در تاریکی، زیر احساس ترک‌شدگی، خدا همچنان حاضر است، به آنان کلمات می‌بخشد، ایشان را به سوی خود هدایت می‌کند و کتاب مقدس را الهام می­بخشد. یهوه همواره از آنچه احساس می‌کنیم، به ما نزدیک‌تر است.

دوم، از خدا بخواهید هر «راه آزاردهنده» را که مانع از مشارکت شما با او می­گردد، آشکار سازد (مزمور ۲۴:۱۳۹).

ریشه‌های این «اندوه» به انتخاب تلخ آدم بازمی‌گردد (پیدایش ۱۶:۳-۱۷). پدر نخستین ما در باغ، سنتی خانوادگی را آغاز کرد: جست­وجوی حیاتی بهتر، جدا از خدا. جهانی پر از قبرستان‌ها گواه این انتخاب است. اما مایوس مباش: طبیب نیکو (مسیح) جان داد تا «اراده» و «عمل» چنین انتخاب‌هایی که خداوند را خشنود نمی‌سازند را از ما برکند و جدا سازد (فیلیپیان ۱۲:۲-۱۳).

فراتر از گناه، باید به دنبال شناسایی علف‌های هرز در دل­هایمان باشیم؛ امیال مسمومی که حیات را در جان آدمی خفه می‌کنند. مسیح سه مورد را در مثل برزگر بیان می‌کند: مشغولیت‌های زندگی، فریب ثروت و اشتیاق به امور دیگر (مرقس ۱۹:۴). تا زمانی که این علف‌ها رشد کنند، هرگز حال روحانی سالمی نخواهیم داشت. برای نابودی آنها، روح‌القدس آماده است با «علف‌کشِ آسمانی» خود یعنی افکار عمیق‌تر دربارهٔ حیاتی برتر، دل ما را دگرگون سازد (رومیان ۵:۸؛ فیلیپیان ۸:۴؛ کولسیان ۱:۳-۴). ما متحد با مسیح، در تازگی حیات سلوک می‌کنیم (رومیان ۱:۶-۱۴).

سوم، خود را بیازمایید: آیا با مشیت الهی در صلح و آرامش هستید؟

نزدیک شدن به خدایی که در دل از او رنجیده‌ای، دشوار است. بارهای ناخواسته می‌توانند ما را به دعا برانگیزند و به خدا نزدیک کنند (مزمور ۲۲:۵۵). اما اگر به آنها چنگ بزنیم، همچون فیل‌هایی خاموش (کنایه از مشکلات بزرگ، اما نادیده‌گرفته‌شده) خلوتگاه دعای ما را پر می‌کنند و اشتیاق ما را برای نزدیک شدن به خدا خاموش می‌سازند. با خدا صادق باشید؛ او قادر است هر باری را که به او می‌سپارید، بر دوش گیرد.

پذیرفتن خدا به عنوان علت نخستین هر دردی، آرامشی عظیم به همراه دارد. امواجی که ما را در هم می‌شکنند، همگی از آن اویند (مزمور ۷:۴۲). او فاعل اصلی در هر سختی است (مزمور ۱۰:۶۶-۱۲). با این همه، حتی در آن زمان نیز، خدا طرفدار ماست. انکار نفس و تسلیم شدن به ارادهٔ خدا، نخستین و واپسین درس‌هایی هستند که باید در زندگی ایمانی آموخته شوند. اما همان‌گونه که جان نیوتن گفته است، اندک‌اند کسانی که این درس‌ها را بدون آنکه مدتی در «مدرسهٔ ناکامی» تعلیم ببینند، بیاموزند.

اگر تاریکی برطرف نشد چه؟

غالبا، بهترین راه برای صعود، فقط «اعتماد و اطاعت» است. به صبر ایوب بنگرید (ایوب ۸:۲۳-۱۲). که چگونه در دل تاریکی خصمانه، از سردرگمی (آیات ۸-۹) به یقین (آیۀ ۱۰) و سپس به تقدیس (آیات ۱۱-۱۲) حرکت می‌کند. ایوب درمی‌یابد در جهانی سقوط کرده است، که همواره الهیاتی که می‌داند بیش از آن چیزی است که می­تواند احساس می‌کند. ایمان، این فاصله را پر می‌کند و او را به قلمرویی می‌برد که دست احساسات همواره بدان نمی‌رسد (عبرانیان ۱:۱۱).

«اما او راهی را که می‌روم می‌داند، و چون مرا بیازماید، مانند طلا بیرون خواهم آمد» (ایوب ۱۰:۲۳). ایمان پشتوانه‌ای دارد که از بدترین ترس‌های ما حقیقی­تر است؛ از این رو ما همچنان به او می‌چسبیم، زیرا او محکم به ما چسبیده است (آیات ۱۱-۱۲). همچون سگی که اسباب‌بازی‌اش را رها نمی‌کند، ایوب به این حقیقت چنگ می‌زند. شاید او نتواند حس نکند که به خدا چسبیده، اما ایمان، دست نیرومندتری را می‌بیند که او را در بر گرفته است؛ دستی که هرگز رهایش نخواهد کرد.

در نهایت، بهترین پرسش برای عصرهای بارانی و دلگیر چهارشنبه‌ این نیست که: «چه احساسی دارم؟» بلکه این است: «چه می‌دانم؟»

نیل استیوارت

نیل استیوارت

دکتر نیل استیوارت، شبان ارشد کلیسای مشایخی در کلمبیا، کارولینای جنوبی است.