
باور مسیحیان دربارهٔ مکاشفهٔ الهی چیست؟
30 می 2026کتاب مقدس دربارهٔ چندهمسری چه میگوید؟
برخی از رسوم و سنتها در عهد عتیق دیده میشوند که همواره مورد اشارهٔ منتقدانِ اخلاقیات کتاب مقدس قرار گرفتهاند. یکی از آنها چندهمسری است. اینکه چندهمسری در دوران عهد عتیق وجود داشته، امری آشکار است. نخستین نمونهٔ آن در پیدایش ۱۹:۴ دیده میشود:
«لَمِک دو زن گرفت.»
بعدها، اَبرام با سارای ازدواج کرد، اما سارای «همسر اَبرام، کنیز مصری خویش هاجَر را گرفته او را به شوهر خود اَبرام به زنی داد» (پیدایش ۳:۱۶). یعقوب نیز چهار زن داشت؛ دو همسر رسمی و دو کنیز که عملا نقش همسر جایگزین را برای فرزندآوری ایفا میکردند (پیدایش ۲۹-۳۰).
با این حال، چندهمسری تنها به دوران پاتریارکها محدود نبود. مردان برجستهٔ دیگری نیز در تاریخ اسرائیل دارای چندهمسر بودند؛ از جمله داوود، و به گونهای بسیار چشمگیر، سلیمان (اول پادشاهان ۳:۱۱). چندهمسری در خاور نزدیکِ باستان پدیدهای غیرمعمول نبود، هرچند انجام آن به توانایی مرد در تامین خانوادهٔ بزرگی که در پی داشتنِ چند همسر پدید میآمد بستگی داشت. در مورد پادشاهان، این ازدواجها غالبا جنبهٔ سیاسی داشتند و وسیلهای برای تضمین ثبات روابط میان پادشاهیها بودند. بنابراین، این سنت در اسرائیل بازتابی از رسوم رایج در بخش بزرگی از جهان باستان بود.
این واقعیتها چند پرسش مهم را مطرح میکنند:
نخست، آیا عهد عتیق چندهمسری را تایید میکند؟
گرچه مردان مختلفی در عهد عتیق دارای چند همسر بودند، اما به نظر نمیرسد چندهمسری در میان اسرائیلیان باستان یا حتی در جهان باستان امری رایج بوده باشد. بیشتر مردان توان مالی آن را نداشتند. برای نمونه، ممکن است آن خویشاوندِ (ولّی) فدیهدهنده در فصل ۴ کتاب روت، به دلیل فشار مالی سنگینی که ازدواج با روت بر او تحمیل میکرد، از انجام آن صرف نظر کرده باشد (یکی از برداشتهای ممکن از روت ۶:۴). بنابراین، چندهمسری سنتی بود که به اصطلاح امروزی به «قشر یک درصد مرفه» جامعه اختصاص داشت.
اما نکتهٔ مهم این است که هرچند عهد عتیق نمونههای چندهمسری را گزارش میکند، اما هیچگاه تایید صریحی نسبت به این عمل ارائه نمیدهد.
پرسش دوم این است: آیا در کتاب مقدس اصول یا احکامی وجود دارد که نادرستیِ چندهمسری را نشان دهد؟
نخست، اولین نمونۀ چندهمسری در عهد عتیق، یعنی لَمِک، در نسل قائن ظاهر میگردد و با توجه به شعر خشونتآمیز او، شخصیتی با فضیلت اخلاقی بالا به شمار نمیرفت.
دوم، آفرینش حوا برای آدم، اصلِ یک مرد و یک زن را به عنوان الگوی ایدهآل ازدواج پایهگذاری میکند. همین اصل بود که عیسی هنگام پاسخ به پرسش دربارهٔ طلاق به آن استناد کرد (متی ۳:۱۹-۶).
سوم، تمام نمونههای ازدواج چندهمسری در عهد عتیق با تنش و نزاع همراهاند. این حقیقت را در پیدایش 30-29، در رقابت میان لیَه و راحیل برای جلب محبت یعقوب میبینیم. وارد شدن بِلهَه و زِلفَه برای آوردن فرزندان بیشتر، در واقع ادامهٔ همان کشمکش میان دو خواهر بود.
چهارم، در ازدواج اِلقانَه (اول سموئیل ۱)، فِنِنَّه به عنوان «رقیب» حَنّا معرفی میشود (اول سموئیل ۶:۱). واژهٔ ترجمهشده به «رقیب» از ریشۀ فعلی به معنای «دشمنی کردن» یا «مانند دشمن رفتار کردن» میآید.
پنجم، سرانجام، لاویان ۱۸:۱۸ میگوید:
«خواهرِ زن خود را مگیر تا هَووی او شود، و عریانیاش را مادامی که زنت زنده است، آشکار مکن.»
در معنای تحتاللفظی، این حکم نشان میدهد که یک مرد نباید مانند کاری که یعقوب کرد، با یک زن و خواهرش همزمان ازدواج کند. با این حال واژهٔ «خواهر» ممکن است به صورت استعاری برای زن دیگری، حتی بدون نسبت خونی، به کار رفته باشد.
وقتی به عهد جدید میرسیم، تمام پیشفرضها بر تکهمسری استوارند. در تعلیم پولس دربارهٔ ازدواج در اول قرنتیان ۷، تکهمسری مفروض گرفته شده است. همچنین شرایط رهبران کلیسا در اول تیموتائوس ۳ و تیتوس ۱ تصریح میکند که مشایخ باید «شوهر یک زن» باشند. هیچ نشانهای در عهد جدید وجود ندارد که نشان دهد چندهمسری در کلیسا پذیرفته شده است.
اما پرسش نهایی این است: چرا کتاب مقدس، بهویژه عهد عتیق، بهصراحت چندهمسری را محکوم نمیکند؟ یا به بیان دیگر، چرا خدا در دوران عهد عتیق آن را تحمل کرد؟
در نهایت، پاسخ قطعی را نمیدانیم. اما به نظر میرسد خدا برخی گناهان را که در فرهنگ پیرامون اسرائیل ریشهدار و فراگیر بودند، برای مدتی در میان قوم خود تحمل میکرد. شاید بتوان همین سخن را دربارهٔ بردهداری نیز گفت.
با این حال، این حقیقت که خدا فورا یعقوب، داوود یا سلیمان را به خاطر چندهمسری داوری نکرد، هرگز مجوزی برای پیروی از رفتار آنان نیست. اصول ازدواج تکهمسری، حتی در عهد عتیق نیز روشناند.
اما این موضوع باید ما را به پرسشی جدی از خودمان وادارد: ما چه گناهان بومی و رایجی را در عصر خودمان در داخل کلیسا تحمل میکنیم؟ چه گناهانی هستند که خدا اکنون با صبر و حلم در زندگی ما تحمل میکند؟ بیایید به جای آنکه دیر شود، هرچه زودتر آنها را کنار بگذاریم.

