کلمه جسم گردید:

بیانیه‌ی خدمات لیگونیر

در مورد آموزه‌ی مسیح‌شناسی (شخص و کار مسیح)

مقدمه

عیسای مسیح کیست؟ تقریبا هر فرد بزرگسال نظری در مورد مسیح دارد. شاید این نظرات سطحی، از روی کم‌اطلاعی، یا بدعتی محض باشد. «حقیقت» درباره‌ی عیسی مهم است، نه نظرات صِرف و این موضوع اهمیتی ابدی دارد.

کسانی که نام مسیحی را بر خود دارند، مدعی‌اند مانند شاگردان، مسیح را پیروی می‌کنند. آنها آموزه‌ی مسیح‌شناسی را حفظ می‌کنند که بازتاب دیدگاه آنها نسبت به مسیح است. مسیح‌شناسی می‌تواند به طور ضمنی یا صریح بیان شود. می‌تواند نمایانگر عمق مکاشفات کتاب‌مقدس و تامل تاریخی مسیحیان بر آن باشد و یا می‌تواند صرفا داستان و جدا از کلام خداوند باشد. اما هیچ مسیحی معترفی، فاقد مسیح‌شناسی نیست.

از آن جایی که پیروی از مسیح مرکز مسیحیت است، کلیسا طی قرن‏‌ها کوشیده است تا مسیحِ تاریخ و کتاب‌مقدس را اعلام کند، نه مسیحِ تصورات ما را. در ایمان‏‌نامه‏‌های تاریخی مانند، اعتقادنامه‌ی نیقیه، ایمان‏‌نامه‌ی کالسدون، پرسش و پاسخ هایدلبرگ و اعتقادنامه‌ی وست‏مینستر، مسیحیان تعلیم کتاب‌مقدس در مورد مسیح را بیان کرده‏‌اند.

امروزه، معمولا این اعتقادنامه‏‌ها یا نادیده گرفته می‌‏شوند و یا درست درک نمی‌شوند، و منجر به سردرگمی گسترده‌ای نسبت به شخص و کار مسیح می‌شود. بیانیه‌ی خدمات لیگونیر در مورد آموزه‌ی مسیح‌شناسی، در پی آن است تا برای جلال مسیح و تعلیم قوم او، مسیح‌شناسی کتاب‌مقدسی، تاریخی و راستین کلیسای مسیحی را به شکلی ساده برای اعتراف، مفید برای کمک به تعلیم ایمان پایدار کلیسا، و نیز به عنوان اعتقادنامه‌ای مشترک برای ایمانداران کلیساهای مختلف که بتوانند حول آن برای خدمت به مسیح گرد بیایند، ارائه کند. این بیانیه جایگزینی برای اعتقادنامه‏‌‌ها و اعتراف‏‌نامه‏‌های تاریخی کلیسا نیست، بلکه ضمیمه‌‏ای است که مجموع تعالیم آنان درباره‌ی اینکه مسیح کیست و چه کرد را بیان می‌کند. باشد که مسیح این بیانیه را برای ملکوت خود به کار ببرد.

در نام پسر مجسم خدا، نبی، کاهن و پادشاه ما.

آر. سی. اسپرول

بهار ۲۰۱۶

 

بیانیه

ما معترفیم به این سرّ و اعجاز

    جسم پوشیدن خدا

    و در نجات عظیم خود وجد می‏کنیم

    به وساطت عیسای مسیح، خداوندمان.

 

پسر، به همراه پدر و روح‌القدس

    همه‌ چیز را آفرید

    همه چیز را حفظ کرده

    و همه‌ چیز را تازه می‌سازد.

    خدای حقیقی،

    حقیقتا انسان شد

    دو ذات در یک شخص.

 

او از مریم باکره متولد شد

    و در میان ما زندگی کرد.

    مصلوب شد، مُرد، و مدفون گردید،

    در روز سوم زنده شد،

    به آسمان صعود نمود

    و در جلال و داوری

    دوباره بازخواهد گشت.

 

او شریعت را

    برای ما نگاه داشت،

    برای گناه کفاره کرد،

    و غضب خدا را فرو نشاند.

    او جامه‌ی ملوث ما را گرفت

    و به ما

    ردای عدالت خود را بخشید.

 

او نبی، کاهن، و پادشاه ما است،

    کلیسای خود را بنا نموده،

    برای ما شفاعت،

    و بر همه ‌چیز سلطنت می‌کند.

 

عیسای مسیح، خداوند است؛

    ما نام قدوس او را تا ابد می‌ستاییم.

    آمين.

 

تصدیق‌‏ها و انکارها  با گواهی کلام خدا

بند اول

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح، تجسم پسر ابدی خدا، شخص دوم تثلیث مقدس، در تاریخ است. او مسیح است، آن ماشیح که خدا وعده داده بود.[۱]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح صرفا یک انسان و یا افسانه‏‌ای پرداخته‌ی کلیسای اولیه بوده باشد.

بند دوم

ما تصدیق می‏‌کنیم که در وحدت الوهیت (homoousios)، پسر ازلی خدا با پدر و روح‏القدس، هم ذات، از هر نظر همانند، و ابدی است.[۲]

ما انکار می‏‌کنیم که پسر صرفا شبیه پدر است (homoiousios) و یا اینکه پدر او را صرفا به عنوان پسرش پذیرفت. ما این که در ماهیت تثلیث پسر هواره فرومایه و تابع پدر بوده را انکار می‏‌کنیم.

بند سوم

ما به همراه اعتقادنامه‏‌های نیقیه و کالسدون تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح هم کاملا خدا و هم کاملا انسان است، دو ذات پیوسته در یک شخص برای ابد.[۳]

ما انکار می‏‌کنیم که پسر مخلوق است. ما انکار می‌کنیم که هرگز زمانی وجود داشته که پسر خدا نبوده باشد. ما این که بدن و روح انسانی عیسی پیش از تجسم او در تاریخ وجود داشته را انکار می‏‌کنیم.

بند چهارم

ما اتحاد دو ذات متمایز مسیح را تصدیق می‏‌کنیم. اینکه دو ذات مسیح در شخص او با هم متحد می‏‌شوند بدون آنکه ترکیب، مخدوش، تفکیک و یا جدا شوند. [۴]

ما انکار می‏‌کنیم که برای درک و تشخیص این دو ذات نیازی به جدایی و انفصال آنها باشد.

بند پنجم

ما تصدیق می‏‌کنیم که در تجسم عیسای مسیح، ذات الاهی و انسانی او صفات خود را حفظ کرده‏‌اند. ما تصدیق می‏‌کنیم که صفات هر دو ذات متعلق به یک شخص یعنی عیسای مسیح است. [۵]

ما انکار می‏‌کنیم که ذات انسانی عیسای مسیح دارای صفات الاهی است یا اینکه می‏‌تواند دارای ذات الاهی باشد. اینکه ذات الاهی مسیح صفات الاهی را به ذات انسانی او انتقال داد انکار می‏‌کنیم. ما اینکه عیسای مسیح در تجسم خود از صفات الاهی‌ خویش دست کشید، یا آنها را کنار گذاشت انکار می‏‌کنیم.

بند ششم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح صورت مرئی خدا است، او معیار انسانیت حقیقی است و ما در رستگاری خود نهایتا به شباهت او در خواهیم آمد. [۶]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح یک انسان حقیقی نبود، اینکه او صرفا انسان به نظر آمد، یا اینکه مسیح فاقد یک روح انسانی محسوس بود. ما انکار می‌کنیم که در اتحاد دو ذات پسر، او دارای شخصیت انسانی بود و نه ذات انسانی.

بند هفتم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح به عنوان یک انسان حقیقی، در وضعیت محقر انسانی خود از همه‌ی محدودیت‏‌های انسانی و ضعف‏‌های معمول بشری برخوردار بود. ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح در انسانیت خود کاملا شبیه ما، اما عاری از هر گناه بود. [۷]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح گناهی مرتکب شد. اینکه عیسای مسیح حقیقتا رنج نکشید، وسوسه نشد و مشقت ندید را انکار می‏‌کنیم. ما این که انسانیت حقیقی مسیح وارث گناه بود و یا اینکه بی‌گناهی عیسی با انسان حقیقی بودن او در تناقض بود را انکار می‏‌کنیم.

بند هشتم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح تاریخی، با قدرت روح‌‏القدس، با معجزه در رحم مریم باکره قرار گرفته و متولد شد. ما همراه با اعتقادنامه‌ی کالسدون تصدیق می‌‏کنیم که مریم به درستی مادر خداوند خوانده شد (theotokos)، زیرا کودکی که او به دنیا آورد پسر مجسم خدا، شخص دوم تثلیث است. [۸]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح ذات الاهی و یا بی‌گناهی خود را از مریم دریافت کرده باشد.

بند نهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح انسان آخر است که بر هر آنچه برایش مقرر گشت غالب آمد که آدم اول در آنها ناتوان بود. و اینکه عیسای مسیح سر قوم خود یعنی بدن مسیح است.[۹]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح ذات سقوط کرده‌ی انسانی داشت و یا گناه اولیه را به ارث برده بود.

بند دهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح با اطاعت و زندگی کامل خود، عدالتی را که خواسته‌ی احکام خداوند بود به جای ما به طور کامل به انجام رساند و با مرگ خود بر صلیب متحمل جریمه‌ی گناهان ما گشت.[۱۰]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح حتی در یک قسمت، در اطاعت و انجام قوانین خداوند ناتوان بوده باشد. ما انکار می‌کنیم که او قوانین الاهی را منسوخ کرده است.

بند یازدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح خود را به جانشینی برای مجازات به عنوان کفاره‌ی گناهان قوم خود به صلیب سپرد. غضب خدا را فرو نشاند و عدالت خداوند را به انجام رساند. او بر گناه، مرگ و شیطان پیروز گشت.[۱۱]

ما انکار می‏‌کنیم که مرگ عیسای مسیح بها و فدیه برای شیطان بوده است. اینکه مرگ عیسای مسیح یک نمونه‌ی صرف، یک پیروزی صرف بر شیطان، و یا صرفا نشان‌دهنده‌ی اخلاقیات الاهی بوده را انکار می‏‌کنیم.

بند دوازدهم

ما آموزه‌ی عادل‌شمردگی را، اینکه گناه ما بر مسیح قرار گرفت و عدالت او با ایمان به حساب ما گذاشته شد، تصدیق می‌کنیم.[۱۲]

ما انکار می‏‌کنیم که گناه بدون داوری نادیده گرفته می‌‏شود. اینکه اطاعت مسیح به حساب ما گذاشته نشده را انکار می‏‌کنیم.

بند سیزدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح در روز سوم از مرگ قیام کرد و اینکه او در جسم انسانی توسط بسیاری دیده شد.[۱۳]

ما انکار می‏‌کنیم که صرفا به نظر آمد که عیسای مسیح مرده است و یا اینکه بعد از مرگ فقط روح او باقی ماند و یا اینکه قیام او از مرگ صرفاً در قلب پیروانش رخ داد.

بند چهاردهم

ما تصدیق می‌‏کنیم که عیسای مسیح در قیام پر جلال خود، نوبر قیام کردگان است، اینکه او بر هر دو، گناه و مرگ غالب آمده و در اتحاد با او ما نیز قیام خواهیم کرد.[۱۴]

ما انکار می‌‏کنیم که بدن جلال‌یافته و قیام کرده‌ی عیسای مسیح از مرگ کاملا با بدنی که در آن باغ در قبر گذاشته شد متفاوت بود. اینکه رستاخیز ما صرفاً قیام روح ما و جدا از جسم خواهد بود را انکار می‏‌کنیم.

بند پانزدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح به تخت آسمانی خود صعود نموده، در دست راست خدای پدر نشسته است و اینکه او شخصاً در جایگاه یک پادشاه سلطنت می‌‏کند و در قدرت و جلال در مقابل دیدگان باز می‏‌گردد.[۱۵]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح نسبت به زمان بازگشت خود دچار اشتباه شده باشد.

بند شانزدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح در روز پنتیکاست روح خود را نازل نمود و اکنون در جایگاه خود بر همه چیز سلطنت کرده، برای قوم خود شفاعت نموده و کلیسای خود را بنا می‏‌نماید، او که به تنهایی سرِ کلیساست.[۱۶]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح اسقف روم را به عنوان جانشین خود منصوب کرده و یا شخص دیگری غیر از عیسای مسیح می‏‌تواند سر کلیسا باشد.

بند هفدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح باز خواهد آمد، در جلال و برای داوری مردم و در نهایت تمامی دشمنانش را مغلوب می‏سازد، مرگ را از بین برده، و در آسمان و زمین جدید رهبر خواهد بود، آنجا که او به عدالت سلطنت می‏‌کند.[۱۷]

ما انکار می‏‌کنیم که بازگشت نهایی عیسای مسیح در سال ۷۰ میلادی به وقوع پیوسته، و بازگشت او و اتفاقات مربوط به آن را باید به صورتی نمادین دید.

بند هجدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح خداوند در پادشاهی ابدی خود پذیرای کسانی خواهد بود که به اسم او ایمان دارند، اما کسانی که به او ایمان ندارند، ابدیت را با تحمل عذاب و مجازات آگاهانه در جهنم خواهند گذرانید.[۱۸]

ما انکار می‏‌کنیم که تمام بشر نجات خواهند یافت. ما این که افراد بی‌ایمان به عیسای مسیح بعد از مرگ کاملا نابود و معدوم می‏شوند را انکار می‏‌کنیم.

بند نوزدهم

ما تصدیق می‏‌کنیم، تمامی کسانی که پیش از بنیاد عالم در مسیح برگزیده شده‏‏‌اند و با او در ایمان متحد گشته‌‏اند، از ارتباط با او و یکدیگر بهره‏‌مند بوده و لذت خواهند برد. ما تصدیق می‌‏کنیم که در عیسای مسیح از لذت تمامی برکات روحانی، از جمله عادل‌شمردگی، فرزند خواندگی، تقدیس و جلال نهایی بهره‏مند خواهیم شد.[۱۹]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح و عمل نجات‌بخش او را می‏‌توان از هم جدا ساخت. ما توان شراکت در نجات عیسای مسیح جدا از خود عیسای مسیح را انکار می‏‌کنیم. ما امکان اتحاد با عیسای مسیح و عدم اتحاد با بدن او، کلیسا، را انکار می‏‌کنیم.

بند بیستم

ما آموزه‌ی عادل‏‌شمردگی فقط از راه ایمان را تصدیق می‏‌کنیم، ، آنکه خدا ما را فقط بر اساس عمل فیض او عادل می‏‌خواند، فقط از طریق ایمان ما، فقط بر شخص و کار عیسای مسیح، فارغ از اعمال و شایستگی ما. ما تصدیق می‏‌کنیم که رد کردن آموزه‌ی عادل‏‌شمردگی فقط از راه ایمان، انکار انجیل است.[۲۰]

ما اینکه بر پایه‌ی ریزش تدریجی فیض بر اساس اعمال‏مان عادل‏‌شمرده شده‌‏ایم را انکار می‏‌کنیم. اینکه ما عادل‏‌شمرده می‌‏شویم فقط زمانی که ذاتا عادل شویم را انکار می‏‌کنیم. ما انکار می‏‌کنیم که این عادل‏‌شمردگی اکنون و یا هر زمانی بر اساس سرسپردگی ما بوده است

بند بیست‏ و یکم

ما آموزه‌ی تقدیس شدن را تصدیق می‏‌کنیم، اینکه خداوند، با قدرت روح‌‏القدس، بر اساس کار عیسای مسیح، ما را از سلطه‌ی قدرت گناه رهانیده، جدا نموده و ما را با تبدیل همواره‌ی ‌مان به شباهت پسر خود مقدس می‏‌سازد. ما تصدیق می‏‌کنیم که عمل تقدیس کار فیض خداوند است که با عادل‌‏شمردگی، پیوسته و همراه است، هر چند با عادل‌‏شمردگی متفاوت است. ما تصدیق می‏‌کنیم، در عملِ الاهیِ تقدیس شدن ما منفعل نیستیم، بلکه مسئول هستیم تا خود را در تلاشی مداوم برای مردن نسبت به گناه و زندگی در اطاعت از خداوند به ابزار مقرر شده‌ی فیض خداوند بسپاریم.[۲۱]

ما انکار می‏‌کنیم، که شخص بدون اینکه هم‏زمان در اتحاد او با مسیح برای تقدیس شدن ثمری حاصل شود، عادل‏‌شمرده می‏‌شود. ما انکار می‏‌کنیم که اعمال نیکوی ما، در حالی که در عیسای مسیح برای خداوند قابل قبول باشند، شایسته‌ی عادل‏‌شمردگی هستند. ما انکار می‏‌کنیم که در این زندگی، کشمکش با گناه درونی متوقف خواهد شد، هر چند گناه دیگر بر ما سلطه ندارد.

بند بیست ‏و ‏دوم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح یگانه واسطه و میانجی میان خدا و قوم است. ما جایگاه مسیح را در واسطه بودنش به عنوان نبی، کاهن و پادشاه در هر دو زمان، فروتنی و جلالش تصدیق می‏‌کنیم. ما تصدیق می‌‏کنیم که او برای آنچه پدر او را به آن خوانده بود، یعنی انجام خدمت میانجی بودن، با روح‌‏القدس مسح شد.[۲۲]

ما انکار می‏‌کنیم، که خداوند تجسمی دیگر داشته و یا خواهد داشت، و یا این که واسطی جز عیسای مسیح و نجاتی دیگر جز در او، بوده و یا خواهد بود. ما نجاتِ جدا از عیسای مسیح را انکار می‏‌کنیم.

بند بیست ‏و ‏سوم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح به عنوان عالی‏‌ترین نبی خداوند، هم موضوع و هم مقصود نبوت بود. ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح اراده‌ی خدا را آشکار ساخته و اعلام نمود؛ او اتفاقات آینده را پیشگویی کرد، و تکمیل وعده‌‏های خداوند در خود اوست.[۲۳]

ما انکار می‏‌کنیم که عیسای مسیح حتی یک نبوت غلط و یا سخن کذب به زبان آورده باشد و یا اینکه در انجام نبوت‏‌های مربوط به خودش ناموفق بوده و یا ناموفق خواهد بود.

بند بیست‏ و‏ چهارم

ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح کاهن اعظم‌مان است، به رتبه‌ی ملکیصدق، او که خود را برای ما به عنوان قربانی کامل گذرانید و همواره در حضور پدر برای ما شفاعت می‏‌کند. ما تصدیق می‏‌کنیم که عیسای مسیح هم کاهن و هم قربانی بود، قربانی نهایی و کفاره‌ی عالی گناهان.[۲۴]

ما انکار می‏‌کنیم که چون عیسای مسیح از سبت یهودا بود و نه از سبت لاوی، برای خدمت به ما به عنوان کاهن صلاحیت نداشت. ما انکار می‏‌کنیم که او همواره خود را در شام خداوند به عنوان قربانی و کاهن تقدیم می‏‌کند، همسان شکلی بدون ریخته شدن خون. ما انکار می‏‌کنیم که او صرفا در آسمان کاهن شد و نه بر روی زمین.

بند بیست ‏و ‏پنجم

ما تصدیق می‏‌کنیم که در مقام پادشاه، عیسای مسیح بر قدرت‏‌های زمینی و قدرت‏‌های فوق طبیعی به طریقی عالی الحال و تا ابد سلطنت می‏‌کند.[۲۵]

ما انکار می‌‏کنیم، که سلطنت عیسای مسیح صرفا یک پادشاهی سیاسی بر زمین است. ما انکار می‌‏کنیم که حکمرانان زمینی به او پاسخگو نیستند.

بند بیست ‏و ‏ششم

ما تصدیق می‏‌کنیم، زمانی که عیسای مسیح تمامی دشمنانش را مغلوب نمود، پادشاهی خود را به دست پدر می‏‌سپارد. ما تصدیق می‏‌کنیم که در آسمان و زمین جدید، خداوند با قوم خود خواهد بود و ایمانداران، عیسای مسیح را روبرو خواهند دید، و مانند او خواهند شد، و برای ابد از بودن با او لذت خواهند برد.[۲۶]

ما انکار می‏‌کنیم، که امید دیگری برای بشر وجود داشته و یا جز در عیسای مسیح، اسمی دیگر یا راهی دیگر برای نجات باشد.

 

مقاله‏‌ای توضیحی با پیشنهاداتی برای استفاده

روزی بر زمین یک اعتراف طنین‌انداز خواهد شد. «عیسای مسیح خداوند است.» (فیلیپیان ۲: ۱۱). این جمله‌ی کوتاه سرشار از معانی است. برای آنکه بگوید عیسی همان مسیح موعود است، برای آن که بگوید او همان مسح‌شده است. برای آنکه بگوید این همان ماشیح وعده داده شده است، آنکه برایش انتظار بسیاری کشیده شد. برای آنکه بگوید عیسای مسیح خدا و حقیقتا خداوند است.

تجسم بالاترین شگفتی‏‌هاست، یک اعجاب رمزآلود. خدا انسان شد. حتی اینکه او را عیسی بخوانیم، می‏‌گوییم او یگانه نجات‌دهنده است. او به جهان آمد برای یک مأموریت، تا قوم خود را از گناهان‌شان نجات بخشد (متی‌ ۱: ۲۱).

«عیسای مسیح خداوند است» یک اعتقاد است، بیانی دقیق از یک عقیده. کلمه‌ی انگلیسی اعتقاد از ریشه‌‏ای لاتین «Creed» گرفته شده است، که به معنی «من باور دارم» است. این اعتقادنامه‌ی کوتاه نشان می‏‌دهد ما نسبت به عیسای مسیح چه اعتقادی داریم.

بعضی گمان می‏‌کنند اول تیموتائوس۳: ۱۶ نیز می‏تواند یک اعتقادنامه باشد. دو دلیل هم آورده می‏شود. اول آنکه پولس رسول این عبارت را استفاده می‏کند، «و بالاجماع سرّ دینداری عظیم است.» دوم اینکه بخش‏‌های این آیه ضرب‏‌آهنگ داشته و به حالتی شعری بیان شده‌‏اند. این عبارت توضیحی مختصر است بر تجسم مسیح:

و بالاجماع سرّ دینداری عظیم است،

که خدا در جسم ظاهر شد و در روح،

تصدیق کرده شد و به فرشتگان مشهود گردید

و به امّت‌ها موعظه کرده و در دنیا ایمان آورده

و به جلال بالا برده شد (اول تیموتائوس‌ ۳: ۱۶).

الگوی کتاب‏‌مقدس بسیار مهم است. وقتی کلیسای اولیه شوراها را تشکلیل دادند و اعتقادنامه‌‏ها را ایجاد نمودند، آنها شیوه‌‏ای جدید را برای اعتراف ایمان ابداع نمی‏‌کردند. بلکه آن را بر آنچه که پیشتر بر اساس کتاب‌مقدس ایجاد شده بود قرار می‌‏دادند.

با بروز چالش‌‏ها، کلیسای اولیه موضع می‏‌گرفت. علاوه بر آن فکرهای بسیاری در مورد نیازهای پرستشی وجود داشت، یا اشتیاق به پرستشی خالصانه، کلیسا را بر آن داشت تا مشغول نوشتن اعتقادنامه‏‌ها بشود. به طور خاص این موضوع در مورد آموزه‌ی مسیح‌شناسی صادق است. برای قرن‏‌ها حقایق اساسی در مورد شخص و کار عیسی تعریفی مشخص از مسیحیت شد.

خود نویسندگان عهد جدید با دیدگاه‌های غلط در مورد هویت و کار مسیح وارد مبارزه شده بودند. در قرن‏‌های اولیه‌ی کلیسا، گروه‌‏های متعددی کلیسا را در مورد انسانیت واقعی عیسای مسیح به چالش کشیدند. یکی از این گروه‏‌ها دوسِتیست‏‌ها، مدعی بودند که عیسی فقط ظاهرا یک انسان بود. بدعت‏‌های دیگر مانند آریانیسم، حقیقت الوهیت مسیح را به چالش کشیدند. این بدعت‏‌ها مدعی آن بودند که عیسای مسیح از پدر کمتر است. گروه‏‌های بعدی در مورد چگونگی توضیح در مورد دو ذات مجزای مسیح در اشتباه بودند، انسانیت حقیقی و خداوندی حقیقی مسیح با هم در این یک شخص متحد شده‌‏اند. پاسخ کلیسای اولیه به این اشتباهات و چالش‌‏ها، گردهم آمدن در شوراها و نوشتن اعتقادنامه‏‌ها بود، اعتقادنامه‏‌هایی که تعالیم کتاب‌مقدس را به طور خلاصه و بر اساس حقایق اساسی ایمان مسیحی مکتوب می‏‌کردند. این اعتقادنامه‏‌ها میراثی غنی هستند، که از نسلی به نسل دیگر دست به دست شده‌‏اند. بنابراین ما امروزه منابعی مانند اعتقادنامه‌ی رسولان، اعتقادنامه‌ی‏ نیقیه و ایمان‌نامه‌ی کالسدون را در دست داریم. این اعتقادنامه‌‏ها و ایمان‌نامه‌ها مانند نشانه‏‌های مرزی هستند، که به وضوح میان راست‏دینی و بدعت‏‌ها کشیده شده‌‏اند.

این اعتقادنامه‌‏ها در جهت استحکام در خدمت کلیسا بوده‌‏اند، در دست مهربان و حاکمانه‌ی خدا و همواره راهنمایی برای مسیحیان گشته‌‏اند تا انجیل را با وفاداری اعلام نمایند. آنها امروزه به عنوان شهادتی بر ارزش ماندگار بودن‌شان بازخوانی می‌‏شوند. آنها به ما یادآوری می‏‌کنند که مسیح در مرکزیت الاهیات و پرستش ما است. این اعتقادنامه‌‏ها کلیسا را فرا می‏‌خوانند به «آن ایمانی که یک بار به مقدّسین سپرده شد» (یهودا ۱: ۳).

با این حال این اعتقادنامه‏‌ها صرفاً به کار مسیح اشاره می‏‌کنند. آنها انجیل را به طور کامل توضیح نمی‏‌دهند. در دوران اصلاحات یک جدایی واقعی میان کلیسای مرئی رخ داد. کار مسیح موضوع کلیدی بود. به طور خاص، مناظره درباره‌ی آموزه‌ی عادل‏‌شمردگی تنها از طریق ایمان مرکزیت مبحثی گشت که جرقه‌ی اصلاحات شد. در اینجا کلیسا در امتداد مرزی میان پروتستان و کاتولیک روم از هم جدا شد. پروتستان‏‌ها بر آموزه‌ی عادل‏‌شمردگی فقط بر اساس ایمان صحه می‏‌گذاشتند، (فقط ایمان)، در حالی که کلیسای کاتولیک روم با پیروی از مصوبات شورای ترنت، آموزه‌ی عادل‏‌شمردگی فقط بر اساس ایمان را رد می‏‌کردند، در عوض انتخاب آنها این بود که عادل‏‌شمردگی را نتیجه‌ی همکاری ایمان و اعمال شخص ببینند. اصلاحات همچنین تفاوت دیگری را نسبت به یک موضوع آشکار ساخت، که آن را می‏‌توان سر بودن مسیح به تنهایی و کمال بر کلیسایش و بر همه چیز نامید.

روی هم رفته، اعتقادنامه‏‌های عمومی کلیسای اولیه و تأکیدات اصلاحات دستورالعمل‌‏های کلیسا را برای اعلام کتاب‌مقدسی و وفادارانه‌ی انجیل ترسیم کرد. اعتقادنامه‏‌ها و ایمان‏نامه‏‌های مختلف دوران اصلاحات و پرسش و پاسخ‏‌های مسیحی خلاصه‌‏ای از ایمان فراهم آورده و یک شفافیت بر ایمان مسیحی و انجیل ایجاد کردند.

کلمه جسم گردید: بیانیه‌ی سازمان لیگونیر در مورد آموزه‌ی مسیح‌شناسی با فروتنی در تلاش است تا به کلیسای این نسل و با برکت خداوند، نسل آینده، بیانه‏ای موجز را در باب شخص و کار مسیح ارائه دهد که بر اساس اعتقادنامه‏‌های عمومی و الاهیات اصلاحات، بر آمده از غنای گذشتگان است. شاید این بیانیه و مجموع آن بیست و شش بند مختصر تصدیق‏‌ها و انکارها عاملی گردد برای مباحث بیشتر و تأمل بر این مسائل مهم در باب مسیح‌شناسی. ممکن است این بیانیه برای کلیسا کاربردی باشد. تمامی تلاش برای آن بوده تا این بیانیه برای مطالعه‌ی همه سودمند باشد. ما می‏‌خواهیم هر شخصی که با این بیانیه روبرو می‏‌شود بداند که «عیسای مسیح خداوند است.»

 

بیانیه

این بیانیه از شش بند یا بخش تشکیل شده است. بند اول پیشگفتار است، با دو فعل کلیدی: اعتراف و شادی. خداوند هم خود و هم اراده‏‌اش را در صفحات کتاب‌مقدس آشکار نمود. اما همچنان رازهایی وجود دارد که متعلق به خود خداوند است (تثنیه ۲۹: ۲۹). ما همواره باید در مواجهه با الاهیات، متوجه محدودیت‏‌های خود باشیم. بنابراین ما با اعتراف به رمزآلود و شگفت‏‌آور بودن انجیل شروع می‏‌کنیم. تمرکز اصلی این بیانیه تجسم مسیح است، که ما به طور خلاصه آن را با این کلمات تعریف کرده‌‏ایم: کلمه جسم گردید. «شخص» مسیح بدون وقفه به «کار» مسیح هدایت می‏‌شود، پس ما به طور جمعی از کار نجات مسیح شادمان می‏‌شویم.

بند دوم تأکید را بر خداوندی مسیح می‏‌گذارد، دیدن او با برابری در مقامش در میان اقانیم تثلیث. این بند با بازگویی بخشی از ایمان‏‌نامه‌ی کالسدون به پایان می‏‌رسد. از زمان تجسم، مسیح دارای دو ذات در یک شخص بوده و هست. شرحی بر تجسم بند سوم را در بر می‏‌گیرد، اهمیت انسان حقیقی بودن مسیح. او متولد شد. او عمانوئیل، به معنی «خدا با ما» است (متی ۱: ۲۳). در اینجا ما مرگ او را اعتراف نمودیم، دفن شدن، قیام، صعود، بازگشت دوباره. این امور حقایق تاریخی تجسم هستند. حقایق الاهیاتی در باب تجسم در بخش چهارم قرار گرفته‏‌اند، با ترسیم آنها بر اساس بازبینی بینش دوران اصلاحات. برای ما، عیسی کاملا مطیع بود. او شریعت را حفظ کرد و جریمه‌ی شریعت را پرداخت کرد. او بره‌ی بدون لکه‏ بود، و به عنوان جانشین برای ما کفاره گشت. او مهم‌ترین مشکل پیش رویِ تمام بشر را حل کرد: غضب خدای قدوس. این بند با ایجاد شفافیت بر آموزه‌ی جایگزینی به اتمام رسید. گناهان ما بر او قرار گرفت، یا به حساب او گذاشته شد، در حالی که عدالت او به حساب ما گذاشته شد. صلح میان ما و خدا فقط و منحصرا به خاطر مرگ مسیح برای ما ممکن گشته است. او ما را با عدالت خود پوشانیده است.

مقام سه‌گانه‌ی عیسای مسیح، یک بنای مفید الاهیاتی که به طور خلاصه آشکارکننده‌ی کار مسیح است. سه مقام، نبی، کاهن و پادشاه که از هم به واسطه‌ی نقش و جایگاه متفاوت‌شان در عهد قدیم جدا می‏‌شوند. عیسی هر سه مقام را در شخص خود متحد ساخت، و او همه را بدون نقص به انجام رساند. در این بخش تأمل ما صرفاً بر کار میانجی و واسطه بودن مسیح در گذشته و بر صلیب نبوده، بلکه همچنین بر کار او اکنون به عنوان شفیع ما حاضر در دست راست خدای پدر متمرکز است. نتیجه‏‌گیری این بند، تصدیق یک اعتراف موجز است. عیسای مسیح خداوند است. تمامیت الاهیات صحیح رهبری‌کننده به سوی پرستش و تمجید خداوند است. در نتیجه، بیانیه با یک فعل کلیدی پایان می‏‌پذیرد، ستایش. با پرستش مسیح در حال حاضر، ما برای کار ابدی خود آماده می‏‌شویم.

 

بیست و شش بند تصدیق‏‌ها و انکارها

عبارات این بیانیه دروازه‏‌هایی هستند برای مطالعه‌ی مسیح‌شناسی، بررسی مکاشفات غنی تعالیم کتاب‌مقدس بر شخص و کار مسیح. برای راهنمایی بیشتر ما، مجموعه‌ی بیست و شش بند تصدیق‏‌ها و انکارها اضافه شده است، هر کدام به همراه گواهی از کتاب‌مقدس. یک آیه به طور کامل برای هر بخش نوشته شده است و آیات دیگر که برای پشتیبانی ذکر شده‏‌اند. این مقالات بسیار مهم و اساسی هستند. آنها مرزهای تعلیمات کتاب‌مقدسی را بر شخص مسیح و اعمال او مشخص می‏‌نمایند.

بند ۱ خدمتی کامل در تصدیق تجسم انجام می‏‌دهد.

بند ۲ الوهیت حقیقی مسیح را اثبات می‌‏کند، در حالی که بندهای ۳ تا ۵، کتاب‌مقدس را در باب یک شخص و دو ذات در مسیحی‌شناسی ارائه می‏دهند. بندهای ۶ تا ۹ انسان حقیقی بودن مسیح را آشکار می‏کنند. بندهای ۱۰ تا ۲۶ تمرکز را از شخص مسیح برداشته و بر اعمال مسیح قرار می‏دهد. که با تصدیق آموزه‌ی نجات شروع شده و با شرح مقام سه‌گا‏نه‌ی مسیح خاتمه می‏پذیرد.

انکارها به طور ویژه‏‌ای مهم هستند. ترجیحاً انکار یک عقیده در دوران تسامح‌گر ما خارج از عرف است، اما بندهای تصدیق‏‌ها و انکارها عملی از سر غرور و جسارت نیست. در عوض بندهای تصدیق‌‏ها و انکار‏ها با امید به کمک بودن برای کلیسا بر مرتع سبز و امن تعالیم کتاب‌مقدس قرار می‏‌گیرد. دوم یوحنا آیه‌ی ۹ روشن می‏سازد، «هرکه پیشوایی می‌کند و در تعلیم مسیح ثابت نیست، خدا را نیافته است. امّا آنکه در تعلیم مسیح ثابت مانَد، او هم پدر و پسر را دارد.» این آیه اشاره به این دارد که در تعالیم کتاب‌مقدس درباره‌ی مسیح و در تعالیمی که در پسِ مسیح‌شناسی در کتاب‌مقدس آمده است، باید رشد و پیشرفت کرد. به عنوان بیست و شش بند در بندهای مختلف، این بیانیه می‏‌تواند ما را به قسمت‏‌های عمیق‌‏تری در باب شناخت مسیح برده و تعلیم دهد.

شاید بعضی به درستی سوال کنند، چرا اصلا بیانیه‌‏ای تازه ضروری است؟ سوال خوبی است. ما سه دلیل برای ضرورت این بیانیه ارائه می‏‌دهیم. امید ما این است که کلیسا با دیدن چالش‏‌های گذشتگان و چالش‏‌های حال حاضر در پرستش و تعلیم خدمت شود. ما همچنین امیدواریم که برای افرادی که در خدمت کلام خدا هستند طریقی برای شناخت همکاران واقعی در این خدمت ایجاد شود.

و در آخر، با دیدن دورانی پر چالش پیش روی کلیسا، امید ما آن است که این بیانیه ماهیت کلام خدا را در زیبایی، نیاز و ضرورت‏اش به یاد ما بیاورد.

هر یک از این دلایل را در نظر داشته باشید:

برای پرستش و تهذیب

خدمات لیگونیر فروتنانه این بیانیه را به کلیسا تقدیم می‏‌کند. از قرون اول مسیحیان اعتقادنامه‏‌ها را در مراسم عبادت کلیسایی استفاده می‏‌کردند. امید بر آن است تا این بیانیه بتواند برای همان منظور خدمت نماید. اعتقادنامه‏‌ها می‏توانند ابزاری پر امید برای تعلیم و تأمل بر افق‌‏های کلام خدا باشند. همچنین امید است که این بیانیه و تمامی بیست و شش بند مقالات در کلیسا به عنوان راهنمایی برای کشف بیشتر کلام و تأمل بر آن مورد استفاده قرار گیرد. آموزه‏‏‌های شخص و اعمال مسیح برای هویت و سلامت کلیسا ضروری هستند. تمام نسل‌‏های کلیسا نیاز به درکی صحیح و راست‏دینانه نسبت به شخص و اعمال مسیح دارند تا آن را تصدیق نموده و بدانند.

امید ما آن است که این بیانیه مفید باشد.

به علتی متداول در انجیل

شمار کلیساهای فرا فرقه‌ای رو به افزایش است، سازمان‏‌ها و جنبش‌‏های بسیاری در سراسر دنیا، برای پیشرفت انجیل خدمت می‌‏نمایند. اما گاهی تشخیص مشارکت‏‌ها و انجمن‏‌های سالم در آن میان بسیار دشوار است. شاید این بیانیه بتواند خدمتی در شناخت برادران و خواهران مسیحی نموده و برای تلاش‌‏های سخت و مشترک آنها در راه انجیل کمک باشد.

برای چنین زمان‌ه‏ای

در محوطه‌ی دانشگاه آکسفورد بنای یادبود شهدا وجود دارد. یادبودی از قربانی شدن تعدادی از اصلاحگران انگلیسی، مانند توماس کرانمر، نیکولاس رایدلی و هاچ لَتایمر. گفته می‏‌شود آنها بدن خود را به سوختن سپردند تا شهادتی بر حقایق مقدسی باشد که آنها در مقابل اشتباهات کلیسای روم تصدیق کرده و حفظ نمودند. برای آنها نه فقط هدیه‌ی ایمان به عیسای مسیح، بلکه فرصت رنج کشیدن برای او باعث شادمانی بود.

آنها به حقایق مقدس انجیل عیسای مسیح ایمان داشته، آنها را تصدیق کرده و حفظ می‏‌نمودند. با تکیه بر شهادت این حقایق، آنها را اعلام کرده، از آنها دفاع نموده و حتی به جهت آنها رنج می‏‌دیدند. در طی قرن‏‌ها بسیاری به این اصلاحگران پیوستند. بسیاری از کلیساها در دنیای پیشرفته‌ی غرب از آزادی مذهب لذت برده‌‏اند. تا کی اینچنین خواهد بود، جای سوال است! این نسل و یا نسل‌‏های آینده شاید به خوبی خوانده شوند تا برای ایمان به مسیح متحمل رنج شوند. عدم آمادگی برای آن روز حکیمانه نیست، همچنین رها کردن نسل آینده بدون آماده‌‏سازی نیز عاقلانه نیست.

به راستی، این حقایق در مورد شخص مسیح و اعمال او شایسته‌ی ایمان، تصدیق، حفظ و رنج بردن برای آنها هستند. حیات در مسیح است.

زمانی در زندگی زمینی عیسای مسیح وجود داشت که تمامی جمعیت او را ترک کردند. او ماند با گروه شاگردانش. و او از آنها نیز سوال نمود که آیا آنها نیز مایل به ترک او هستند. پطرس از طرف گروه جواب داد: «خداوندا نزد کِه برویم؟ کلمات حیات جاودانی نزد تو است و ما ایمان آورده و شناخته‌‏ایم که تو مسیح پسر خدای حّی هستی» (یوحنا ۶: ۶۸-۶۹). مدتی بعد، یکی از آن دوازده نفر هم شک داشت. عیسای مسیح مصلوب گشته و دفن شده بود و شهادت قیام او از مرگ شنیده می‏‌شد اما توما شک کرد. آنگاه عیسی بر توما ظاهر شد. او زخم‏‌های مسیح را لمس نمود، زخم‌‏هایی که او برای گناهان ما متحل گشت. توما اعتراف کرد، «ای خداوند من و ای خدای من» (یوحنا‌ ۲۰: ۲۸).

بنابراین ما ایمان‏‌داریم. بنابراین ما اعتراف می‌‏کنیم.

 

 

-------------------------

[۱] در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پُر از فیض و راستی؛ و جلال او را دیدیم، جلالی شایسته‌‏ی پسر یگانه‏‌ی پدر. یوحنا (۱۴:۱،۱). همچنین نگاه کنید به، مزمور۱:۱۱۰؛متی۱۷:۳؛۲۹:۸؛۱۶:۱۶؛ مرقس۱۱:۱،۱؛ ۳۹:۱۵؛ لوقا۷۰:۲۲؛ یوحنا۲۵:۴-۲۶؛ اعمال رسولان ۴۲:۵؛ ۲۲:۹؛ غلاطیان ۴:‏۴؛ فیلیپیان ۲:‏۶؛ کولسیان ۲:‏۹؛ عبرانیان ۵:‏۷؛ اول یوحنا ۵:‏۲۰.

[۲]پس رفته، همه‌‏ی امّتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسمِ اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهید. همچنین نگاه کنید به، یوحنا۱۸:۱؛۱۶:۳؛۳۰:۱۰؛۲۸:۲۰؛ کلوسیان۱۴:۱۳؛ افسسیان۱۸:۲٫

[۳] که در وی از جهت جسم، تمامی پریِ الوهیّت ساکن است. (کلوسیان۹:۲) هم‏چنین این آیات را ببینید، لوقا ۱:‏۳۵؛ یوحنا۳۰:۱۰؛ رومیان۵:۹؛ اول تیموتائوس۱۶:۳؛ اول پطرس۱۸:۳٫

[۴]شمعون پطرس در جواب گفت که، تویی مسیح، پسر خدای زنده، عیسی در جواب وی گفت، خوشابحال تو ای شمعون بن یونا! زیرا جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است. (متی۱۶:۱۶-۱۷) هم‏چنین این آیات را ببینید، لوقا ۱:‏۳۵؛۴۳؛ یوحنا۱:۱-۳؛۵۸:۸؛۵:۱۷؛ اعمال رسولان ۲۸:۲۰؛ رومیان ۳:۱؛ ۵:۹؛ دوم قرنتیان ۹:۸؛ اول تیموتائوس ۱۶:۳؛ ول پطرس۱۸:۳؛ مکاشفه ۸:۱، ۱۷؛ ۱۳:۲۲٫

[۵] پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود، که چون در صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛ و چون در شکل انسان یافت شد، خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید. (فیلیپیان۵:۲-۸) هم‏چنین این آیات را ببینید، متی ۹:‏۱۰؛ ۱۶:‏۱۶؛ ۱۹:‏۲۸؛ یوحنا ۱:‏۱؛ ۱۱:‏۲۷، ۳۵؛ ۲۰:‏۲۸؛ رومیان ۳:۱-۴؛ ۵:۹؛ افسسیان ۱:‏۲۰-‏۲۲؛ کولسیان ۱:‏۱۶-‏۱۷؛ ۲:‏۹-‏۱۰؛ اول تیموتائوس ۳:‏۱۶؛ عبرانیان ۱:‏۳، ۸-‏۹؛ اول پطرس ۳:‏۱۸؛ دوم پطرس ۱:‏۱.

[۶] و او صورت خدای نادیده است، نخست‌زادهٔ تمامی آفریدگان. زیرا که در او همه‌چیز آفریده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است از چیزهای دیدنی و نادیدنی و تخت‌ها و سلطنت‌ها و ریاسات و قوّات؛ همه به‌وسیله‏‌ی او و برای او آفریده شد. (کلوسیان۱۵:۱-۱۶)  هم‏چنین این آیات را ببینید، رومیان ۸:‏۲۹؛ دوم قرنتیان ۴:‏۴-‏۶؛ افسسیان ۴:‏۲۰-‏۲۴؛ عبرانیان ۱:‏۳-‏۴.

[۷] از این جهت می‌بایست در هر امری مشابه برادران خود شود، تا در امور خدا رییس کَهَنه‌ای کریم و امین شده، کفارۀ گناهان قوم را بکند. زیرا که چون خود عذاب کشیده، تجربه دید، استطاعت دارد که تجربه‌شدگان را اعانت فرماید (عبرانیان ۲:‏۱۷-‏۱۸) هم‏چنین این آیات را ببینید، میکاه ۵:‏۲؛ لوقا ۲:‏۵۲؛ رومیان ۸:‏۳؛ غلاطیان ۴:‏۴؛ فیلیپیان ۲:‏۵-‏۸؛ عبرانیان ۷:‏۱۵.

[۸] و در ماه ششم، جبراییل فرشته از جانب خدا به بَلدی از جلیل که ناصره نام داشت، فرستاده شد؛ نزد باکره‌ای نامزد مردی مُسمّا به یوسف از خاندان داوود، و نام آن باکره مریم بود (لوقا ۱:‏۲۶-‏۲۷) هم‏چنین این آیات را ببینید، متی۲۳:۱؛ ۱۱:۲؛ لوقا۳۱:۱، ۳۵، ۴۳؛ رومیان ۱:‏۳؛ غلاطیان ۴:‏۴.

[۹] لهذا همچنان که به وساطت یک آدم گناه داخل جهان گردید و به گناه موت؛ و به این‌گونه موت بر همۀ مردم طاری گشت، از آنجا که همه گناه کردند. زیرا قبل از شریعت، گناه در جهان می‌بود، لکن گناه محسوب نمی‌شود در جایی که شریعت نیست. بلکه از آدم تا موسی موت تسلط می‌داشت بر آنانی نیز که بر مثال تجاوز آدم که نمونۀ آن آینده است، گناه نکرده بودند. و نه چنان که خطا بود، همچنان نعمت نیز باشد. زیرا اگر به خطای یک شخص بسیاری مردند، چقدر زیاده فیض خدا و آن بخششی که به فیض یک انسان؛ یعنی عیسی مسیح است، برای بسیاری افزون گردید. و نه اینکه مثل آنچه از یک گناهکار سر زد، همچنان بخشش باشد؛ زیرا حکم شد از یک برای قصاص، لکن نعمت از خطایای بسیار برای عدالت رسید. زیرا اگر به سبب خطای یک نفر و به واسطۀ آن یک موت سلطنت کرد، چقدر بیشتر آنانی که افزونی فیض و بخشش عدالت را می‌پذیرند، در حیات سلطنت خواهند کرد به وسیلۀ یک؛ یعنی عیسی مسیح. پس همچنان که به یک خطا حکم شد بر جمیع مردمان برای قصاص، هم‏چنین به یک عمل صالح بخشش شد بر جمیع مردمان برای عدالت حیات. زیرا به همین قسمی که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند، هم‏چنین نیز به اطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید. اما شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود. لکن جایی که گناه زیاده گشت، فیض بی‌نهایت افزون گردید. تا آنکه چنان که گناه در موت سلطنت کرد، هم‏چنین فیض نیز سلطنت نماید به عدالت برای حیات جاودانی، به وساطت خداوند ما عیسی مسیح (رومیان ۵:‏۱۲-‏۲۱). هم‏چنین این آیات را ببینید، اول قرنتیان ۱۵:‏۲۲، ۴۵-‏۴۹؛ افسسیان ۲:‏۱۴-‏۱۶؛ ۲۳:۵؛ کلوسیان۱۸:۱٫

[۱۰] زیرا به همین قسمی که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند، هم‏چنین نیز به اطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید (رومیان ۵:‏۱۹). هم‏چنین این آیات را ببینید، متی ۳:‏۱۵؛ یوحنا ۸:‏۲۹؛ دوم قرنتیان ۵:‏۲۱؛ فیلیپیان ۲:‏۸؛ عبرانیان ۵:‏۸.

[۱۱]که خدا او را از قبل معین کرد تا کفاره باشد به واسطۀ ایمان به وسیلۀ خون او، تا آنکه عدالت خود را ظاهر سازد، به سبب فرو گذاشتن خطایای سابق در حین تحمل خدا، برای اظهار عدالت خود در زمان حاضر، تا او عادل شود، و عادل شمارد هر کسی را که به عیسی ایمان آورد (رومیان ۳:‏۲۵-‏۲۶). هم‏چنین این آیات را ببینید، اشعیا ۵۳؛ رومیان ۵:‏۶، ۸، ۱۵؛ ۶:‏۱۰؛ ۷:‏۴؛ ۸:‏۳۴؛ ۱۴:‏۹، ۱۵؛ اول قرنتیان ۱۵:‏۳، افسسیان ۵:‏۲؛ اول تسالونیکیان ۵:‏۱۰؛ دوم تیموتائوس ۲:‏۱۱؛ عبرانیان۱۴:۲؛ ۱۷؛ ۹:‏۱۴-‏۱۵؛ ۱۰:‏۱۴؛ اول پطرس ۲:‏۲۴؛ ۳:‏۱۸؛ اول یوحنا ۲:‏۲؛ ۸:۳؛ ۴:‏۱۰.

[۱۲] زیرا او را که گناه نشناخت، در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم (دوم قرنتیان ۵:‏۲۱). هم‏چنین این آیات را ببینید، متی ۵:‏۲۰؛ رومیان ۳:‏۲۱-‏۲۲؛ ۴:‏۱۱؛ ۵:‏۱۸؛ اول قرنتیان ۱:‏۳۰؛ دوم قرنتیان ۹:‏۹؛ افسسیان ۶:‏۱۴؛ فیلیپیان ۱:‏۱۱؛ ۳:‏۹؛ عبرانیان ۱۲:‏۲۳.

[۱۳] زیرا که اول به شما سپردم آنچه نیز یافتم، که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مرد، و اینکه مدفون شد و در روز سوم بر حسب کتب برخاست؛ و اینکه به کیفا ظاهر شد، و بعد از آن به آن دوازده (اول قرنتیان ۱۵:‏۳-‏۵). هم‏چنین این آیات را ببینید، اشعیا ۵۳؛ متی ۱۶:‏۲۱؛ ۲۶:‏۳۲؛ ۲۸:‏۱-‏۱۰؛ یوحنا ۲۱:‏۱۴؛ اعمال رسولان ۱:‏۹-‏۱۱؛ ۲:‏۲۵، ۳۲؛ ۳:‏۱۵، ۲۶؛ ۴:‏۱۰؛ ۵:‏۳۰؛ ۱۰:‏۴۰؛ رومیان ۲۴:۴- ۲۵؛ ۹:۶-۱۰؛ افسسیان ۴:‏۸-‏۱۰.

[۱۴] لیکن بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است... ای موت نیش تو کجا است و ای گور ظفر تو کجا؟ (اول قرنتیان۲۰:۱۵، ۵۵). هم‏چنین این آیات را ببینید، رومیان ۵:‏۱۰؛ ۶:‏۴، ۸، ۱۱؛ ۱۰:‏۹؛ اول قرنتیان ۱۵:‏ ۲۳، ۵۵؛ دوم قرنتیان ۱:‏۹؛ ۴:‏۱۰-‏۱۱؛ افسسیان ۲:‏۶؛ کولسیان ۲:‏۱۲؛ دوم تسالونیکیان ۲:‏۱۳؛ عبرانیان ۲:‏۹، ۱۴؛ اول یوحنا ۳:‏۱۴؛ مکاشفه ۱۴:‏۴؛ ۲۰:‏۱۴.

[۱۵]پس آنانی که جمع بودند، از او سوال نموده گفتند: «خداوندا آیا در این وقت ملکوت را بر اسراییل باز برقرار خواهی داشت؟» بدیشان گفت: «از شما نیست که زمانها و اوقاتی را که پدر در قدرت خود نگاه داشته است بدانید. لیکن چون روح‌القدس بر شما می‌آید، قوت خواهید یافت، و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره، و تا اقصای جهان.» و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند، بالا برده شد، و ابری او را از چشمان ایشان در ربود. و چون به سوی آسمان چشم دوخته می‌بودند، هنگامی که او می‌رفت، ناگاه دو مرد سفیدپوش نزد ایشان ایستاده، گفتند: «ای مردان جلیلی چرا ایستاده، به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید» (اعمال رسولان ۱:‏۶-‏۱۱). هم‏چنین این آیات را ببینید، لوقا ۲۴:‏۵۰-‏۵۳؛ اعمال رسولان ۱:‏۲۲؛ ۲:‏۳۳-‏۳۵؛ افسسیان ۴:‏۸-‏۱۰؛ اول تیموتائوس ۳:‏۱۶.

[۱۶] و همه‌چیز را زیر پایهای او نهاد، و او را سر همه‌چیز به کلیسا داد (افسسیان ۱:‏۲۲). هم‏چنین این آیات را ببینید، اعمال رسولان۳۳:۲؛ اول قرنتیان ۱۱:‏۳-‏۵؛ افسسیان ۴:‏۱۵؛ ۵:‏۲۳؛ کولسیان ۱:‏۱۸.

[۱۷] و  ما را مأمور فرمود که به قوم موعظه و شهادت دهیم بدین که خدا او را مقرر فرمود تا داور زندگان و مردگان باشد (اعمال رسولان ۱۰:‏۴۲). هم‏چنین این آیات را ببینید، یوحنا ۱۲:‏۴۸؛ ۱۴:‏۳؛ اعمال رسولان ۷:‏۷؛ ۱۷:‏۳۱؛ دوم تیموتائوس ۴:‏۱، ۸.

[۱۸]که پسر انسان ملائکۀ خود را فرستاده، همۀ لغزش‌دهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد، و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود. آن‌گاه عادلان در ملکوت پدر خود مثل آفتاب، درخشان خواهند شد. هر که گوش شنوا دارد بشنود (متی ۱۳:‏۴۱-‏۴۳). هم‏چنین این آیات را ببینید، اشعیا ۲۵:‏۶-‏۹؛ ۶۵:‏۱۷-‏۲۵؛ ۶۶:‏۲۱-‏۲۳؛ دانیال ۷:‏۱۳-‏۱۴؛ متی ۵:‏۲۹-‏۳۰؛ ۱۰:‏۲۸؛ ۱۸:‏۸-‏۹؛ مرقس ۹:‏۴۲-‏۴۹؛ لوقا ۱:‏۳۳؛ ۱۲:‏۵؛ یوحنا ۱۸:‏۳۶؛ کولسیان ۱:‏۱۳-‏۱۴؛ دوم تسالونیکیان ۱:‏۵-‏۱۰؛ دوم تیموتائوس ۴:‏۱، ۱۸؛ عبرانیان ۱۲:‏۲۸؛ دوم پطرس ۱:‏۱۱؛ ۲:‏۴؛ مکاشفه ۲۰:‏۱۵.

[۱۹]زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتیم، خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد و همه از یک روح نوشانیده شدیم.(اول قرنتیان۱۳:۱۲). هم‏چنین این آیات را ببینید، یوحنا۲۰:۱۴؛ ۴:۱۵-۶؛ رومیان۱:۶؛ ۱:۸-۲؛ ۳:۱۲-۵؛ اول قرنتیان۳۰:۱-۳۱؛ ۱۵:۶-۲۰؛ ۱۶:۱۰-۱۷؛ ۲۷:۱۲؛ دوم قرنتیان۱۷:۵-۲۱؛ غلاطیان۲۵:۳-۲۹؛ افسسیان۳:۱-۱۰، ۲۲-۲۳؛ ۱:۲-۶؛ ۶:۳؛ ۱۵:۴-۱۶؛ ۲۳:۵، ۳۰؛ کلوسیان۱۸:۱؛ ۱۸:۲-۱۹٫

[۲۰] پس چون که به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح،(رومیان۱:۵). هم‏چنین این آیات را ببینید، لوقا۱۴:۱۸؛ رومیان۲۴:۳؛۵:۴؛ ۱۰:۵؛ ۳۰:۸؛ ۴:۱۰، ۱۰؛ اول قرنتیان۱۱:۶؛ دوم قرنتیان۱۹:۵، ۲۱؛ غلاطیان۱۶:۲-۱۷؛ ۱۱:۳، ۲۴؛ ۴:۵؛ افسسیان۷:۱؛ تیطس۵:۳، ۷٫

[۲۱] متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که ما را مبارک ساخت به هر برکت روحانی در جای‏های آسمانی در مسیح، چنان که ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبّت، مقدّس و بی‌عیب باشیم.(افسسیان۳:۱-۴). هم‏چنین این آیات را ببینید، یوحنا۱۷:۱۷؛ اعمال رسولان۳۲:۲۰؛ رومیان۵:۶-۶، ۱۴؛ ۱۳:۸؛ اول قرنتیان۱۱:۶؛ دوم قرنتیان۱:۷؛ غلاطیان۲۴:۵؛ افسسیان۱۶:۳-۱۹؛ ۲۳:۴-۲۴؛ فیلیپیان۱۰:۳؛ کلوسیان۱۰:۱-۱۱؛ دوم تسالونیکیان۱۳:۲؛ عبرانیان۱۴:۱۲٫

[۲۲] زیرا خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسّطی است، یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد،(اول تیموتائوس۵:۲). هم‏چنین این آیات را ببینید، ایوب۲۳:۳۳-۲۸؛ لوقا۳۳:۱؛ یوحنا۱:۱-۱۴؛ ۶:۱۴؛ اعمال رسولان ۲۲:۳؛ کلوسیان۱۵:۱؛ عبرانیان۱:۱-۴؛ ۵:۵-۶؛ ۱۵:۹؛ ۲۴:۱۲٫

[۲۳]و الحال ای برادران، می‌دانم که شما و چنین حکام شما این را به سبب ناشناسایی کردید. و لیکن خدا آن اخباری را که به زبان جمیع انبیای خود، پیش گفته بود که مسیح باید زحمت بیند، همین‌طور به انجام رسانید. پس توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد، و تا اوقات استراحت از حضور خداوند برسد. و عیسی مسیح را که از اول برای شما اعلام شده بود بفرستد. که می‌باید آسمان او را پذیرد تا زمان معادِ همه‌چیز که خدا از بدو عالم به زبان جمیع انبیای مقدس خود، از آن اخبار نمود. زیرا موسی به اجداد گفت که «خداوند خدای شما نبی مثل من، از میان برادران شما برای شما برخواهد انگیخت. کلام او را در هرچه به شما تکلم کند، بشنوید» (اعمال رسولان ۳:‏۱۷-‏۲۲). هم‏چنین این آیات را ببینید، متی ۲۰:‏۱۷؛ ۲۴:‏۳؛ ۲۶:‏۳۱، ۳۴، ۶۴؛ مرقس ۱:‏۱۴-‏۱۵؛ لوقا ۴:‏۱۸-‏۱۹، ۲۱؛ یوحنا ۱۳:‏۳۶؛ ۲۱:‏۲۲؛ اول قرنتیان ۱:‏۲۰؛ عبرانیان ۱:‏۲؛ مکاشفه ۱۹:‏۱۰.

[۲۴] زیرا مسیح به قدس ساخته‌شده به دست داخل نشد که مثال مکان حقیقی است؛ بلکه به خود آسمان تا آنکه الان در حضور خدا به جهت ما ظاهر شود. و نه آنکه جان خود را بارها قربانی کند، مانند آن رییس کَهَنه که هر سال با خون دیگری به مکان اقدس داخل می‌شود؛ زیرا در این صورت می‌بایست که او از بنیاد عالم بارها زحمت کشیده باشد. لکن الان یک مرتبه در اواخر عالم ظاهر شد تا به قربانی خود، گناه را محو سازد. و چنان که مردم را یک بار مردن و بعد از آن جزا یافتن مقرر است، همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید؛ بار دیگر بدون گناه، برای کسانی که منتظر او می‌باشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات (عبرانیان ۹:‏۲۴-‏۲۸). هم‏چنین این آیات را ببینید، یوحنا ۱:‏۳۶؛ ۱۹:‏۲۸-‏۳۰؛ اعمال رسولان ۸:‏۳۲؛ اول قرنتیان ۵:‏۷؛ عبرانیان ۲:‏۱۷-‏۱۸؛ ۴:‏۱۴-‏۱۶؛ ۷:‏۲۵؛ ۱۰:‏۱۲، ۲۶؛ اول پطرس ۱:‏۱۹؛ مکاشفه ۵:‏۶، ۸، ۱۲-‏۱۳؛ ۶:‏۱، ۱۶؛ ۷:‏۹-‏۱۰، ۱۴، ۱۷؛ ۸:‏۱؛ ۱۲:‏۱۱؛ ۱۳:‏۸، ۱۱؛ ۱۵:‏۳.

[۲۵] زیرا مادامی که همۀ دشمنان را زیر پایهای خود ننهد، می‌باید او سلطنت بنماید (اول قرنتیان ۱۵:‏۲۵). هم‏چنین این آیات را ببینید، مزمور ۱۱۰؛ متی ۲۸:‏۱۸-‏۲۰؛ لوقا ۱:‏۳۲؛ ۲:‏۱۱؛ اعمال رسولان ۲:‏۲۵، ۲۹، ۳۴؛ ۴:‏۲۵؛ ۱۳:‏۲۲، ۳۴، ۳۶؛ ۱۵:‏۱۶؛ رومیان ۱:‏۳؛ دوم تیموتائوس ۲:‏۸؛ عبرانیان ۴:‏۷؛ مکاشفه ۳:‏۷؛ ۵:‏۵؛ ۲۲:‏۱۶.

[۲۶] بعد از آن انتها است، وقتی که ملکوت را به خدا و پدر سپارد. و در آن زمان تمام ریاست و تمام قدرت و قوت را نابود خواهد گردانید. زیرا مادامی که همۀ دشمنان را زیر پایهای خود ننهد، می‌باید او سلطنت بنماید. دشمن آخر که نابود می‌شود، موت است. زیرا «همه‌چیز را زیر پایهای وی انداخته است.» اما چون می‌گوید که «همه‌چیز را زیر انداخته است»، واضح است که او که همه را زیر او انداخت مستثنی است. اما زمانی که همه مطیع وی شده باشند، آن‌گاه خود پسر هم مطیع خواهد شد او را که همه‌چیز را مطیع وی گردانید، تا آنکه خدا کل در کل باشد (اول قرنتیان ۱۵:‏۲۴-‏۲۸). هم‏چنین این آیات را ببینید، اشعیا ۶۵:‏۱۷؛ ۶۶:‏۲۲؛ فیلیپیان ۲:‏۹-‏۱۱؛ دوم پطرس ۳:‏۱۳؛ اول یوحنا ۳:‏۲-‏۳؛ مکاشفه ۲۱:‏۱-‏۵؛ ۲۲:‏۱-‏۵.