
ویژگیهای محبت
22 می 2026باور مسیحیان دربارهٔ مکاشفهٔ الهی چیست؟
خدا خود و ارادهاش را تنها از طریق آشکارسازی خویشتن، یعنی مکاشفه، به انسان میشناساند. این امر برای انسان به عنوان مخلوق ضروری است تا بتواند خدا را بشناسد، زیرا خدا به عنوان خالق، متعال و متمایز از آفرینش خویش است. انسانها نمیتوانند خدا را بشناسند، مگر آنکه او اراده کند که خود را آشکار سازد. آنان جدا از مکاشفهٔ الهی، نمیتوانند از طریق عقل، تجربه یا تلاش شخصی، شناختی حقیقی از خدا به دست آورند.
از این رو، خودآشکارسازیِ خدا از روی فیض، خود را با ظرفیت محدود انسان به عنوان مخلوق سازگار و متناسب میسازد. بدین ترتیب، تمام شناخت انسانی - چه شناخت خدا و چه شناخت مقاصد او در آفرینش - بازتابی مخلوقگونه و تمثیلی از معرفت خودِ خدا نسبت به خویشتن به عنوان خالق و نسبت به آفرینش اوست.
میتوان دو شیوهای را که خداوند از طریق آنها خود و ارادهاش را به انسانها میشناساند از یکدیگر متمایز کرد؛ دو شیوهای که مکمل یکدیگرند و در هماهنگی با هم عمل میکنند.
نخستین شیوه، آن چیزی است که معمولا «مکاشفهٔ عام» نامیده میشود؛ جایی که خدا خود را به طور همگانی از طریق اعمال آفرینش، مشیت و وجدان انسانی بر همۀ مردم آشکار میسازد. نظام طبیعت و عالم هستی، قدرت، حکمت و ذات الهی خدا را آشکار میکنند (رومیان ۱۹:۱-۲۰). تدبیر او بر تاریخ و امور انسانی، عدالت و نیکویی او را بازمیتاباند (متی ۴۵:۵؛ اعمال ۱۷:۱۴). همچنین انسانها در رفتار طبیعی خود، آگاهی اخلاقیای از درستی یا نادرستی عینی (حقیقی) نشان میدهند که بازتابی از شریعت اخلاقی خداست (رومیان۱۴:۲-۱۵).
همهٔ این امور، به طور مداوم، روشن، راستین و مقتدرانه، به انسانها آشکار میکنند که خدا به عنوان خالق آنها کیست، و وظیفهٔ ایشان نسبت به او به عنوان مخلوقاتی که به شباهت او آفریده شدهاند چیست. اینها شاهدانی پایدار و خاموشنشدنی هستند که انسان را در هر زمان در برابر خدا پاسخگو و مسئول میسازند.
گرچه این مکاشفهٔ عام برای پاسخگو ساختن همهٔ انسانها نزد خدا کافی است، اما این مکاشفه تنها جنبهای بنیادین دارد و برای نجات آنان کافی نیست. اعتقادنامهٔ وستمینستر (۱:۱) چنین بیان میکند:
«اگرچه نور طبیعت و اعمال آفرینش و مشیت، نیکویی، حکمت و قدرت خدا را به اندازهای آشکار میسازند که انسانها را بیعذر میگذارند، با این حال اینها برای بخشیدن آن شناختی از خدا و ارادهٔ او که برای نجات ضروری است، کافی نیستند.»
این ناکافی بودن بدان معنا نیست که انسان به عنوان مخلوق، ذاتا محدود است و نمیتواند مکاشفهٔ خدا را دریافت کند، زیرا خدا در آشکار ساختن خویش بر انسانها، همواره خود را به گونهای کافی با انسان سازگار میسازد. بلکه این ناکافی بودن از واقعیت گناه و تاثیر آن بر عقل و ارادهٔ انسان ناشی میگردد.
تمام ابعاد وجود انسان، که به شباهت خدا آفریده شدهاند، برای آن طراحی شده بودند که به خدا وابسته باشند و شخصیت الهی او را بازتاب دهند. اما گناه، ذهن و انگیزههای انسان را فاسد ساخته و آنها را به سمت سرکوب و تحریف شناختی از خدا که از طریق مکاشفهٔ عام دریافت کردهاند، سوق داده است. انسان بدون عمل روحالقدس، ناگزیر است آنچه را آشکارا مکشوف شده، بد تعبیر کند، تحریف نماید یا رد کند.
«مکاشفهٔ خاص» دومین شیوهای است که خدا از طریق آن خود و ارادهاش را به انسان میشناساند؛ و این مکاشفه هم آنچه را در مکاشفهٔ عام آشکار شده تفسیر میکند و هم بر آن میافزاید. مکاشفهٔ خاص آشکار میسازد که خدا به عنوان فدیهدهنده کیست، هدف اعمال نجاتبخش او در طول تاریخ چیست، رابطهٔ عهدی او با قومش چگونه است، و نقشهٔ نهایی او برای نجات از طریق عیسای مسیح چیست.
این مکاشفهٔ خاص در طول تاریخ نجات، از راههای گوناگونی از جمله رؤیاها، خوابها، ظهور فرشتگان، تجلیات الهی (theophanies) و سخنان انبیا عطا شده است. اما اوج و کمال آن در شخص عیسای مسیح تحقق یافت؛ همان کسی که خدا از طریق او به طور نهایی سخن گفته است (عبرانیان ۱:۱-۲) و کسی که مکاشفهٔ کامل پدر است (یوحنا ۱۸:۱؛ ۹:۱۴).
شکل اصلی، نهایی و کافیِ مکاشفهٔ خاص که به طور مقتدرانه و مصون از خطا بر همهٔ این حقایق شهادت میدهد، کتاب مقدس است. اعتقادنامۀ وستمینستر (۱:۱) دربارهٔ این حقیقت نیز میگوید:
«خداوند را پسند آمد که در زمانهای گوناگون و به شیوههای مختلف، خود را آشکار سازد و ارادهٔ خویش را به کلیسایش اعلام کند؛ و سپس، برای حفظ و گسترش بهتر حقیقت و برای استوار ساختن و تسلی بخشیدن مطمئنتر به کلیسا در برابر فساد جسم و دشمنی شیطان و جهان، همان را به طور کامل به نگارش بسپارد؛ و همین امر کتاب مقدس را به ضرورتی عظیم تبدیل میکند.»
این همان مکاشفهٔ خاص است که روحالقدس آن را در انسان مؤثر میسازد تا انسان بتواند آن معرفتی از خدا را که برای نجات، ایمان و زندگی خداپسندانه لازم است، دریافت کند. این مکاشفه در هماهنگی با مکاشفهٔ عام، به عنوان یک کلِ یکپارچه عمل میکند تا خودآشکارسازیِ خدا را برای انسانها فراهم سازد.

